تبليغاتX
کافه ژورنال

کافه ژورنال

بسم الله الرحمن الرحیم


دست دراز کودتاگران علیه ملت، بار دیگر ازخانوادۀ اصیل انقلاب، آذر منصوری را که سرمایه ای جز عشق به ایران و اسلام و هدفی جز اصلاح نابسامانیهای از حد بدر رفته نداشته و ندارد هدف گرفت و او را به اسارت برد.


خانم آذر منصوری معاون سیاسی دبیرکل جبهۀ مشارکت ایران اسلامی جرمی ندارد جز اینکه خواهان استقرار عدالت، معنویت و آزادی ست و ایران را برای همۀ ایرانیان می خواهد. در نظامی که انسانهای فرهیخته و سرافرازی چون منصوری به زندان بروند دیگر هیچ مدرک و سندی برای اثبات انحراف آن نظام از انسانیت و عدالت لازم نیست.


خیال باطل کودتاگران بر آن است که افراد خاصی هستند که سبب رسوائی، و نا کامی آنها در استقرار کودتا می شوند. حال آنکه هر کس کوچکترین بصیرتی در جامعۀ ایران داشته باشد بخوبی متوجه می شود که همۀ ایرانیان بپاخاسته و بخصوص جوانان و زنان آن، موتور محرک جنبش مقدس سبزی هستند که علی رغم فشارهای نظامی و امنیتی، پرتلاش و خستگی ناپذیر، و با صبر و متانت و آرامش، نوید روزهای بهتری برای این سرزمین را به گوش جانها می رسانند.


جبهۀ مشارکت ایران اسلامی با محکوم کردن بازداشت خانم منصوری، به داشتن چنین اعضای بالنده و سر افرازی افتخار می کند و به آنان که از درک واقعیت های جامعه عاجزند اطمینان می دهد که اکنون اصلاح طلبی در ایران به وجدان عمومی مردم تبدیل شده است و دیگر نه در قالب اشخاص اسم و رسم دار و یا احزاب و تشکلهای شناخته شده بلکه در ذات همۀ ایرانیان آزاده و حق طلب تعین یافته است و گروگان گرفتن چهره های متدین، خدوم و اصیلی چون آذر منصوری نمی تواند راه نجاتی برای آنان بگشاید.


راه سبز امید که اینک پیش پای ملت ایران گشوده شده است رهروان بسیار دارد و این راهی نیست که کسی بتواند آن را مسدود کرده و یا با این گونه اعمال، مردم را از پیمودن آن منصرف کرده ویا باز دارد.


جبهۀ مشارکت ایران اسلامی
۱ مهر ۸۸
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 9:33  توسط کمال صادقی  | 

حضور محترم اعضاى خبرگان رهبرى

سلام عليكم
چند نكته را متذكر مى‏شوم اميد است مفيد واقع شود.

1 - توجه به قانون اساسى: همه مى‏دانيم كه اين قانون مخالفتى با قرآن و سنت ندارد كه مجتهدين بزرگ و روشنفكران صحيح آنرا تدوين كردند و به نظر امام امت‏(رحمه الله) رساندند. امّا حافظ اين قانون اساسى كيست؟ آيا بجز خبرگان ملت كسى مى‏تواند باشد؟ تخلّفات از اين قانون اساسى، را چه كسى بايد پيگيرى كند و چه كسى جوابگو باشد؟ عهده‏دار آن تنها خبرگان است. اما چه شده كه در مواقع لزوم كه بايد تشكيل جلسه دهد و تخلّفات از قانون اساسى را پیگيرى کند، نمى‏كند و يا نمى‏تواند؛ و رياست مجلس كه با رأى بيش از 50 نفر تعيين شد نتوانست اعلام تشكيل جلسه نمايد.

اين نيست مگر عدم توجه كامل شوراى نگهبان به فلسفه وجودى قانون اساسى كه از جمله تعيين اعضاى آن، كه اينجانب پيشنهاد دادم تأييد دو نفر از علماى برجسته قم كافيست امّا كسى اعتنا نكرد، و چه خوب بود كه حداقل جناب آيت‏اللَّه هاشمى پیگيرى مى‏كردند تا امروز اينگونه نمى‏شد؛ و آن همه سؤالات و انتقادات در انتخابات از قبل و بعد از آن بى‏جواب كافى نمى‏ماند. مردم مى‏دانند كه اصل ولايت فقيه در قانون اساسى است و قبول دارند، امّا اگر قانون اساسى رفت چيزى به نام اصل 5 و يا 110 هم نخواهد بود.

2 - مسأله تخريب ياران امام و كسانى كه سالها براى استقرار نظام جمهورى اسلامى ايران از جان و مال و آبرو دريغ نكردند: اين تخريب از چهار سال پيش ظهور پيدا كرد تا اين اواخر كه صدا و سيما سنگ تمام گذاشت؛ چهره‏هاى سرشناس از جمله آيت‏اللَّه رفسنجانى، حجّةالاسلام و المسلمين كروبى، و جنابان دو سيد بزرگوار خاتمى و مير حسين موسوى چنان خدشه‏دار كرد كه فرياد دوست و خنده‏هاى دشمن به آسمان رسيد. آيا آنچه گذشت شرعى بود؟ مطابق قانون اساسى و آنچه از آن منشعب مى‏شود بود؟ پس چرا شما خبرگان ساكت بوديد، آيا غم خوردن و نشستن كافى است.

3 - چرا دستهاى مرموز انجمن حجّتيّه را كه امام امت‏(رحمه الله) آنها را خطرى براى انقلاب مى‏دانست، در پشت صحنه لمس نمى‏كنيد چه اشخاصى قواى سه گانه مقنّنه، قضائيه و مجريه را دور زده‏اند. چه شده كه كسى مسئول آنهمه اتّفاقات غير قانونى نيست. چه شده كه صداى فريادرسى و عدالتخواهى با حكومت نظامى جواب داده مى‏شود. آيا اينها غير از وجود بيگانگان به انقلاب، در پشت صحنه مى‏باشد.

علماى بزرگ ما همانند شيخ مرتضى انصارى، ميرزاى شيرازى، سيدنا الاصفهانى، سيدنا اليزدى و امثالهم(رحمهم الله) كه فدایى امام عصر(ارواحنا فداه) بودند، امّا هيچگاه در فكر اين نبودند كه جامعه را خراب كنند تا زمينه براى ظهور پيدا شود.

4 - اين چه وضعى است كه جامعه را فرا گرفته و حتى مجلسين را، كه هر صاحب نظرى و مرجع و مجتهدى انتقاد مى‏كند عده‏اى آماده شده به پشتيبانى نيروهاى خاص به هر قيمتى او را از صحنه محو كنند تا عده‏اى خواب راحت نمايند.

5 - خبرگان مأمور حفظ احكام اسلام و حفظ اعتقادات مردم به قرآن و سنت پيغمبر(صلّی الله عليه و آله) و اهل بيت عصمت است و اين وظيفه مهم در اين گير و دارها ايفاء نشد و متأسفانه زحمات علماء مقدارى ركود پيدا كرد.

6 - در خاتمه هنوز هم دير نشده، از اين مجلس مى‏خواهم و همچنين از رياست محترم مجلس كه از حضرات موسوى و خاتمى و كروبى دعوت شود سخنانى كه دارند بزنند همه چيز را تمام‏شده ندانيد. مردم اميدشان به شما است.

توضیح مطلب: کتمان کردن بی اعتمادی قسمتی از جامعه و بی توجّهی به آن دور از انصاف است؛ از جمله: اعتراض علما و اساتید دانشگاه و غیرهما. لازم است این بی اعتمادی را به حداقل رساند؛ چنانچه دعوت از آقایان موسوی و کروبی در این اجلاسیّه میسّر نیست، اجازه داده شود که در یک دعوت از طرف صدا و سیما و اگر نمی شود، از طریق سایت مجلس خبرگان اعتراضات خود را بیان کنند و افراد خبرگان نسبت به تخلّف یا عدم تخلّف از قانون اساسی نظر خود را بیان کنند.

سيد على محمّد دستغيب
88/06/31

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 9:32  توسط کمال صادقی  | 

بسمه تعالی

حضور محترم فقیه و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی آقای منتظری ادام الله ظلّه العالی

با سلام و تحیّت و تبریک عید سعید فطر و آرزوی سلامتی و طول عمر با برکت حضرتعالی

لازم می دانم مراتب قدردانی و حمایت خود و روحانیت مسئول و آگاه را از مواضع روشنگر و شجاعانه شما در مورد وقایع دردناک و حوادث تأسّف بار ماههای اخیر به جنابعالی که از عالمان عامل و بنیان گذاران و مجاهدان زجردیده نهضت اسلامی و از یاوران اصلی قبل الفتح امام راحل(ره) می باشید ابلاغ نمایم.

بدون شک برای شما و کسانی که عمر و سلامت و عزیزان خویش را برای باز شدن سفره رحمت و عدالت و حریّت و آبادانی این سرزمین تقدیم نموده اند مشاهده ی مهمانان ناخوانده و فرصت طلب که ناخواسته بر سر این خوان، به یغما و غارت دین و کیان ملّت و کشور و نظام و خون پاک شهیدان و مجاهده ی ملّت مسلمان و انقلابی مشغولند بسیار سخت و چه بسا مستوجب ندامت و پشیمانی است. روح حسّاس و قلم و زبان و دل و دیده ی نگران آنها پیوسته در تکاپوی اصلاح و نجات میکوشد و مأیوسانه درصدد جبران و بازگرداندن مسیر به مقصدی هستند که به مردم وعده داده اند اما هیهات که کنار راندن انقلابیون و یاران امام(ره) و وارثان حقیقی نظام یعنی مردم و جایگزین کردن فرصت طلبان، متملّقین و ریاکاران و داخل کردن نظامیان در سیاست وترجیح خشم و دشمنی ونفرت بر عقل و پند و حکمت و تخویف و تخفیف آحاد ملت و نخبگان برای چند صباحی حکومت فجایعی آفرید که زدودن آثار سوء آن از دامن نظام وروحانیت کاری سخت بلکه ناشدنی است.

مع الاسف هوش و گوش پندگیران و کسانی که به حکم شرع و عقل و قانون ملزم به تهذیب نفس و تضییق رفتار تحکّم آمیز و قهریّه با مخالفان و ضعیفان هستند آنچنان سخت و سنگین شده که هر اعتراض به حقّ و قانونی را از ناحیه ی باطل و بیگانه و دشمن فرض میکنند و با اینگونه افراد به زشت ترین و ضدّ اسلامی ترین روشها برخورد می نمایند که نمونه هایی از آنرا هم اکنون در زندانها و دادگاههای غیر قانونی مشاهده می نماییم. از همه تأسف بارتر این است که کلیه ی اعمال و رفتار خود را به شرع مظلوم منتسب نموده و با مقدس ترین چهره های اسلامی مشابه سازی می نمایند، حبّ الدّنیا یعمی و یصمّ و یبکم.

روحانیت شیعه هم اکنون در معرض آزمون بزرگی است. برای حفظ نظام جمهوری اسلامی و رعایت حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی که به صراحت در قانون اساسی و منشور انقلاب آمده است باید متصدیان حکومت را تحت فشار و ارشاد قرار داده و دراین امر خطیر اولین مرحله، عمل به اصل مهم امر به معروف و نهی از منکر و النصیحه لِاَئمّه المسلمین است که خدای ناکرده در صورت غفلت همگی معاقب و در برابر شهدای عزیز و تاریخ و مردم مواخذ خواهیم بود. خداوند منّان همگی ما را در راه اصلاح خود و جامعه موفق و به حضرتعالی عزت و توفیق مزید عطا فرماید انشاء الله

و السّلام علیکم

سید جلال الدّین طاهری
۳۰ شهریور ۸۸

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 9:30  توسط کمال صادقی  | 

احتمالن این روزها نام حمید رضا کاتوزیان را زیاد شنیده اید . نماینده اصولگرای تهران در مجلس هشتم ، عضو فراکسیون اکثریت و عضو كميته حقيقت‌ياب مجلس . در بعضی از مصاحبه ها آقای کاتوزیان مواضع بسیار تندی می گرفت و به نظر بسیار عصبانی از وقایع بعد از کودتا بود . اما امروز خبرگزاری ایلنا به نقل از کاتوزیان خبری را منتشر کرد : گزارش كميته حقيقت‌ياب مجلس پس از بررسي كابينه ارائه مي‌‌شود . به نظر من این یک گروکشی است . گروکشی مجلس از دولت برای امتیاز گرفتن در کابینه . راستش این نه برایم تعجب انگیز است نه ناراحت کننده چون مجلس هشتم هم مانند مجلس هفتم از پی واقعه ای که مهندس نبوی آنرا کودتای پارلمانی نامید سر بر آورده برای من تعجب انگیز بیشتر مواضع رادیکال آقای کاتوزیان بود . من فکر می کنم دولت کودتا به این راحتی ها امتیاز به کسی نمی دهد .

امیدوارم اشتباه کرده باشم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 19:10  توسط محمد ناظری  | 

جناب آقای خامنه ای؛ رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران

این نامه را در پاسخ نامه شماره 78188/8 مورخ 10 اردیبهشت 1388 جنابعالی که توسط معاون اول سفارت جمهوری اسلامی جناب آقای اسلامیان به اینجانب تحویل شد می نویسم. (پیوست) از نامه شما متشکرم و از آن که با وجود مسئولیت های خطیرتان به پاسخ به نامه من مبادرت ورزیدید خشنود شدم.


من یک فرزند این انقلاب هستم. شما مرا از کودکی بخوبی می شناسید. با وجود این که این روزها برچسب های بیگانه، منافق، مخملی و غیر ذلک را به آسانی و ارزانی به افراد می زنند من با دلایل محکم یادآوری می کنم که هنوز فرزند این انقلاب و ایران عزیز هستم. برچسب منافق زیبنده ی فرزندی چون من نیست از آنجا که چندین بار بعنوان یک شهروند ایرانی و جهانی و یک نویسنده ی زمینه ی روانپزشکی اجتماعی و تربیت استراتژیک، برای محکومیت فعالیت های تروریستی سازمان مجاهدین خلق به سران کشورهای اروپا و آمریکا و سازمان ملل شکایت کردم و افتخار آن را دارم که یکی از عوامل موثر در ثبت اسم این سازمان جنایت پشه در لیست سازمان های تروریستی دنیا بوده ام.


برچسب سفاهت که به افراد پیشینه داری مثل آقای منتظری عنایت شده نیز بر من روا نیست که اولین پزشک بدون مرز ایرانی و نویسنده 24 اثر علمی فرهنگی بین المللی هستم و چند نمونه از کتب بنده نیز حضورتان تقدیم شده است. برچسب انگلیسی هم شایسته ی من نیست چون علی رغم آنکه چندین سال است که واجد شرایط دریافت تبعیت انگلستان هستم و علی رغم مواجه بودن با مشکلات فراوان برای ویزا و سفرهای بین المللی برخلاف توصیه مسئول کنسولی کنونی سفارتخانه آقای فقیه، از گرفتن پاسپورت انگلیسی اکراه داشته و تنها و تنها با افتخار، تابعیت ایران عزیز را دارم. داشتن پاسپورت رژیمی که تنها چند دهه پیش بزرگانی چون ماندلا و گاندی را آزار می کرد مایه مباهات من نخواهد بود.


تمامی دنیا و خدای من شاهدند که در 31 کشور دنیا مایه ی افتخار و سرافرازی کشور عزیزم ایران بوده ام. ممکن است بپرسید پس چرا در ایران مشغول به خدمت نیستم. پاسخ آن که در زمانی که فرزندان ناخلف، بی ریشه و بی خردی چون احمدی نژاد بر مسند قدرتند، فرزندان خلفی چون من به هجرت سر می کنند. بیاد دارید که وقتی مجروح بودید با پدرم برای قالب گیری دندان شما به بیمارستان قلب آمدیم؟


به خاطر دارید که پدرم مرا بعلت نبوسیدن دست شما شماتت کرد و من صادقانه در حالی که کودکی 13 ساله بودم قد برافراشته گفتم: من به جز خدای عظیم به هیچ کس تعظیم نمی کنم! شما پدرم را نصیحت کرده و گفتید این پسر پیرو رسول خداست، آزارش ندهید.


سال 1997 با پزشکان بدون مرز به کره شمالی رفتم و اولین فرد خارجی بودم که از تعظیم در مقابل مجسمه ی آسمان خراش کفر و شرک "کیم ایل سانگ" ابراهیم گونه خودداری کردم. این حرکت در رسانه های بین المللی ثبت و مایه افتخار ایران شد. روزنامه ها و تلویزیون های غربی این فرزند رشید ایران را با این عنوان معرفی کردند: دکتر پیام فاضل، پزشک بدون مرز ایرانی: به جز خدای عظیم بر هیچکس تعظیم نخواهم کرد. مسئولین کره شمالی با خشم بسیار تصاویر سفرای جمهوری اسلامی و کشورهای عربی را در حال تعظیم به مجسمه به من ارائه کردند و من مجدداً از این عمل شرک آمیز سرباز زدم.

آقای خامنه ای،
برچسب دشمن و بیگانه هم بر من سزاوار نیست که از محرمترین خانواده ی اطباء انقلاب می آیم. پدرم دکتر هوشنگ فاضل سرپرست سابق وزارت بهداشت و دندان پزشک معتمد شماست که دندان های مصنوعی که هم اکنون طعام شما را می جود، دسترنج ایشان است که همیشه به رایگان تقدیمتان کرده اند. عموزاده ی دکتر ایرج فاضل وزیر سابق بهداشت، علوم و مشاور پزشکی شما هستم، جراحی که جان شما را از مرگ حتمی پس از سوء قصد شوم دشمنانتان نجات داد و اکنون از آنچه می گذرد به فریاد آمده است.

آری، من خودی تر از خودی ها هستم بهمین سبب بود که چند نسخه از آخرین کتاب هایم را در فروردین ماه 1388 با نامه ای به یاد مهربانی هایی که از شما و دوران کودکی بیاد داشتم برای شما فرستادم. نامه ی من و کتاب ها در دفتر شما موجود است.

کتاب هایم را در پاره ای از سجاده ی سبز دوران کودکی پیچیده و به هدیه به شما، رئیس جمهور پیشین آقای احمدی نژاد، وزارت علوم و وزارت بهداشت فرستادم.
سجاده ای که به اشک نمازشب کودک 12 ساله ای که شیون "العفو" شبانه اش خانواده اش را بی قرار می کرد، آراسته است. آن موقع نه "مخملی" در کار بود، نه "سبز" جرم بحساب می آمد.

جالب اینکه پاره ای از این سجاده ی سبز با چندین کتاب و دستاورد فرهنگی ام را به هدیه، چند روز قبل از انتخابات با پست سفارشی برای آقای مهندس موسوی نیز ارسال کردم. بسته های شما و وزارتخانه ها رسید اما کتاب های آقای مهندس موسوی، و قطعه سجاده ی اشک آراسته ی من ضبط شد و اکنون پس از گذشت حدود 60 روز بدست ایشان نرسیده است. چگونه می توان باور کرد که انتخابات بدون خدشه بوده، وقتی حتی کتب علمی و پاره ای از سجاده ی اشک آلود کودکان این انقلاب به اسارت می رود؟! لطفاً بگویید پاره سجاده و کتب اسیر مرا به ایشان بدهند.


معلمین من محمد رضا حکیمی نویسنده برجسته ی جهان شیعه، شیخ محمود تحریری عزیز و محبوب امام و آیت الله دریاباری بوده اند. دکتر ولایتی مشاور وفادار شما نیز در دوران جوانی با من کتابی نوشتند. البته ایشان سریع می خواندند و بنده قلم می زدم! من منافق، بیگانه، نامحرم و دشمن نیستم و این نامه را از آنجا می نگارم که شما را هنوز دوست و پدر پیر خود می دانم. پدری که به آتش بسیار نزدیک شده است. از آنجا که همیشه فقط با فعالیتهای صلح آمیز در اقصی نقاط دنیا در خدمت محرومین زمین بوده ام و بعنوان یک طبیب به آیه ی مبارکه ی "ومن احیاها فاحیا الناس جمیعاً" پرداخته ام، امروز این نامه را بهمین سبب می نویسم.

آقای خامنه ای
شما را از قسمت اول این آیه ی شریفه می ترسانم: "من قتل نفساً بغیر نفس اوفساداً فی الارض فکانما قتل الناس جمیعاً"
شما نیاز به ترجمه ندارید. اما این آیه را بعنوان یک یادآوری تاریخی می نویسم و می پرسم اخیراً چند نفس بغیر نفس به قتل رسیده اند و بهمین سبب می پرسم چند بار جمیع مردم دنیا به مصداق این آیه مبارکه قتل عام شده اند؟


از شما می پرسم: مسئول قتل عام مکرر جمیع مردم دنیا کیست؟ آیا ولی فقیه مستقیماً مسئول هر آنچه در حیطه ی ولایت او می گذرد نمی باشد؟ مطمئناً این آیات محکم را مهمل نمی انگارید که آیه شریفه ی دیگر می گوید: "الذین اذا ذکر الله و جلت قلوبهم..."


آقای خامنه ای به پیوست متن استراتژی پایه جنبش مردمی ایران را نیز تقدیم می کنم. این متن برای حفظ نظام نه براندازی آن نگاشته شده است و توسط اینجانب- یک فرزند شما و این انقلاب طراحی شده و هزاران نسخه آن بطور گسترده برای مشورت عموم، مسئولین، خواص، نمایندگان، خبرگان و مراجع دینی منتشر و توزیع شده است.
من به پنهان کاری معتقد نیستم و شما نیز بیگانه نیستید. لذا یک نسخه ی این متن را برای شما ارسال می کنم.
حساب آقای احمدی نژاد با شما سواست. ایشان مرد جسوری هستند که امروز به خدا و روح القدس (هاله ی نور!) مردم و مراجع اهانت کرده و فردا به روی شما پنجه خواهند کشید. ایشان و آن داستان کذایی "هاله نور" مصداق "الشقی شقی فی بطن امه" می باشند.
اما شما مرد مهربانی بودید. چه شد اینگونه گرفتار مسئولیت خون جوانان بیگناه شدید؟ هیهات.
به خدای بزرگی پناه می برم که هرگز شهامت آن که نزدیک مسئولیت خون بیگناهی باشم را به من نداد.
نویدی هم دارم و آن آیه ی "لاتقنطوا من رحمه الله..." است. اگر به بخشش و سخاوت مردم امید ندارید، خواهشمندم از بخشش و مغفرت خداوند مهربان مایوس نباشید که یاس از رحمت خدا کفر است و خدای بزرگ بس بخشنده و مهربان می باشد.
پناه بر خدا، نه من موسی هستم، نه شما خدای ناکرده فرعون.
فرزندی هستم که با پدر پیر دوران کودکی درددل می گوید. شما را به طاغوت بودن متهم نمی کنم، اما از آن روزی که فراری از آن نیست، از پیچیدن ساق به ساق، از "الذی فکر و قدر" و "ابی واستکبر" و "کبر و تولی" می ترسانم. به پاره سجاده ی سبزم که معطر به اشک دعاهای شبانه است پناه برید، به تصویر روی کتابم و لبخند معصومی که حاکی از دلسوزی و طبابت برای مستضعفین اقصی نقاط دنیا می باشد بنگرید. در آینه به چهره خود نگاهی بیاندازید.

من بیگانه نیستم. فرزندی هستم که در حیاط خانه شما بازی می کرد. خانواده ی ما از رگ گردن به شما نزدیکتر بود. به آیه ی نور اقتدا کنید و تا دیرتر نشده از سمت خود و مقام خطیر ولایت کناری جسته و امیدوار رحمت خداوند رحیم باشید. بزودی عازم ایران هستم و بامید خدا درخواست خود را حضوراً تکرار خواهم کرد.

به پیوست یک نسخه از آخرین کتابم به عنوان "رهایی از گناه" حضورتان ارسال می نمایم.

با امید سعادت، رستگاری
انابت و مغفرت الهی
22 مرداد 1388
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 13:57  توسط کمال صادقی  | 

روزنامه اعتماد ملی دیشب (یکشنبه) در چاپخانه توقیف موقت شد تا کروبی پاسخ ادعاهای خود در مورد رفتار با زندانیان را دریافت کند.بعد از انتشار این خبر تجمع امروز مقابل دفتر این روزنامه به تجمع برای حمایت از اعتماد ملی و اعتراض به توقیفش تبدیل شده است. اگرچه کروبی دیروز عصر و قبل از آنکه روزنامه اش توقیف شود از لغو این تجمع خبر داده بود اما با توقیف نشریه مردم مصرند که این تجمع برگزار شود. اما قاضی مرتضوی هم در واکنش به این اتفاقات بیکار ننشسته و به خبرگزاری مهر گفته است که اعتماد ملی توقیف نشده بلکه فقط در روز دوشنبه به دلیل مشکلات چاپخانه منتشر نشده است. به هر حال به اینم می گویند دادستان دلسوز که از مشکلات روزنامه ها هم خبر دارد. ضمن اینکه حکم ابلاغ شده توسط نمایند دادستان با یک مصاحبه که بعدا می شد از روی سایت خبرگزاری برش داشت ابطال نمی شود.

-----------------------------------------------------------

موج سبز آزادی خبر داده که اعتماد ملی رفع توقیف شده و بر روی دکه عرضه شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 10:57  توسط کمال صادقی  | 

مراسم تودیع هاشمی شاهرودی و معارفه صادق لاریجانی به عنوان رئیس قوه قضاییه که قرار بود در ابتدای همین هفته انجام بشود فعلا به تعویق افتاده است. دلیلش هم گویا مسئله دادگاه متمهمان به انقلاب مخملی است. صادق لاریجانی نپذیرفه که این دادگاه در زمان ریاستش بر قوه قضاییه برگزار شود و خواستار اتمام آن پیش از مراسم معارفه خود شده. لاریجانی در این زمینه گفته است که اگر رئیس قوه قضاییه باشد و دادگاه هنوز ادامه داشته باشد آن را متوقف و همه متهمان را هم آزاد می کند. لاریجانی همینطور نظر مساعدی هم نسبت به مرتضوی و اطرافیانش ندارد و به احتمال زیاد وی را هم برکنار خواهد کرد.

--------------------------------------------------------------

معارفه صادق لاریجانی امروز دوشنبه پیش از ظهر برگزار شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 10:47  توسط کمال صادقی  | 

پس از متن آیت ا... دستغیب برای رسیدگی خبرگان به حوادث اخیر و نامه نمایندگان ادوار مجلس به خبرگان (و مستقیما به هاشمی) برای بررسی شرایط عزل رهبر، این بار نامه ای با امضای جمعی از علما و فضلای حوزه های علمیه قم، اصفهان و مشهد منتشر شده که آیت ا... خامنه ای را فاقد شرایط رهبری و خصوصا عدالت دانسته و برکناری او را خواسته اند. این نامه بدون اسامی امضا کنندگان منتشر شده و در آن شدت دیکتاتوری باعث تقیه علما عنوان شده اما اذعان شده که این تقیه همیشگی نخواهد بود. آن چیزی که به نظر می رسد این است که اکثریت معقول حاکمیت و علما کم کم دارند از شوک حوادث بعد از 22 خرداد خارج می شوند. هر چه زمان بگذرد این مساله بیشتر به ضرر کسانی است که سعی داشتند به طور ضربتی همه چیز را به قول خودشان ختم به خیر کنند.متن کامل این نامه در زیر آمده است:


بسم الله الرحمن الرحیم

قال الله تبارک و تعالی: واذا حکمتم بین الناس فاحکموا بالعدل

حضرات آیات و علمای اعلام اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری

سلام علیکم
محترما، با استناد به نهجی که قاطبه علما بر آن وقوف دارند «عدالت» شرط زعامت و امامت است و حتی اگر از امام جماعتی دروغ واحدی مشاهده شود از عدالت ساقط و اقتدا بدو جایز نیست چه رسد که حق الناسی ولو صغیر برعهده او باشد و ستمی بر یک فرد نماید. رهبر فقید انقلاب حضرت آیت اله العظمی امام خمینی می فرمایند:«عالم و عادل بودن از خصال ضروری ولایت فقیه است و فقیه اگر دیکتاتوری کند خودبخود معزول است».

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و اکابر علمای صدر انقلاب برای اینکه مانع ظهور مجدد دیکتاتوری آنهم تحت لوای دین شوند مجلس خبرگان رهبری را پیش بینی کردند اما در دوره رهبری [آیت الله] آقای خامنه ای با وضع نظارت استصوابی به نحوی عمل شد که نمایندگان مجلس خبرگان عملا منتخب فقهای شورای نگهبان باشند که فقهای این شورا هم منصوب رهبرند و به عبارت اخری، نمایندگان خبرگان رهبری که باید بر رهبری نظارت کرده و مانع توسل او به زور و دیکتاتوری شوند خود در یک انتخاب دو درجه ای منصوب رهبری هستند و به این وسیله ولایت فقیه، میراث امام راحل را که برای مانع شدن ازدیکتاتوری بود به خلافت و سلطنت روحانی مبدل کردند.

بخاطر تجربه تلخ ديكتاتوري زمان شاه ، خبرگان قانون اساسي تصميم گرفتند نيروهاي مسلح و تلويزيون را كه وسيله اصلي سركوب است و هر كس آنها را داشته باشد قدرت اصلي را در دست دارد از چنگ قواي سه گانه بيرون آورند تا هيچيك نتواند بر ديگري فائق شود و ديكتاتوري به وجود آورد و مجلس خبرگان رهبري را هم قرار دادند تا از جانب ملت بر رهبري نظارت كند كه خود او از اين قدرت براي ديكتاتوري استفاده نكند اما آقاي خامنه اي سپاه را به گارد شخصي خود و راديو و تلويزيون را به مبلغ و مدافع خود و آلات قدرت ملت را به آلات شخصي خود بدل كرده است. در سازمان عظيم راديو و تلويزيون نه تنها مردم بلكه شخصيت هاي انقلاب و نظام كه اندكي با مواضع ايشان زاويه دارند امكان حضور و بحث و نقد ندارند و وسايل قدرت را به وسيله سركوب منتقدان خود تبديل كرده اند.

در سنوات ماضیه کثیراً شاهد ارتکاب ظلم های فاحش و موحش، با نظارت و اطلاع مقام رهبری و امر یا سکوت ایشان نسبت به این امور بوده ایم. از حبس و حصر مراجع متعدد تقلید گرفته تا پادگانی کردن حوزه علمیه قم و سایر حوزه ها که افتخارشان در طول تاریخ، استقلال از حکومت بوده است و بازگذاشتن دست ایادی وابسته به قدرت برای تطاول به حیثیت و امنیت علما و مدارس، و اینکه در سالهای اخیر روزی نیست که خبر توقیف روزنامه ای یا دستگیری و آزار منتقدانی منتشر نشود. رهبر جمهوری اسلامی بخاطر بیماری "دیگر هراسی" (که فراتر از بیماری "بیگانه هراسی" است و هرکسی را که تابع او نباشد دشمن می پندارد) در هر سخنرانی بیش از همه چیز از "دشمن خارجی" می گوید و تمام دستگاههای امنیتی و تبلیغاتی را به سوی کشف دشمن در همه جا و همه چیز سوق داده است و همه انتقادات را با سلاح انتساب به «دشمن» می کوبد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 12:27  توسط کمال صادقی  | 

مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی در نامه ای به هاشمی رسما بررسی شرایط رهبری طبق اصل 111 قانون اساسی را درخواست کرده اند. پس از متنی که از طرف آیت ا... دستغیب منتشر شد این دومین متنی است که خبرگان را به ورود به صحنه فرا می خواند و این بار از منظری دیگر یعنی بازخواست از رهبر به عنوان مسئول اصلی حفظ قانون اساسی در کشور. متن کامل این نامه را بخوانید:


باسمه تعالی


حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی
ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری جمهوری اسلامی ایران

به استحضار می‌رساند: مصادره آرای مردم، انتخابات 22 خرداد را به یک تراژدی تبدیل نمود. بازگویی وقایع پس از بیست و دوم خرداد ماه که با یورش عناصر نظامی‌, انتظامی‌, بسیجی و لباس شخصی و اطلاعاتی و به خاک وخون کشیدن تعدادی از مردم بی‌دفاع و سپس بازداشت گسترده اهل قلم و فعالان سیاسی و نخبگان و مردم عادی و اعمال وحشیانه‌ترین رفتارها نسبت به آنها و نمایشگاه دادگاه صد نفری که یادآور محاکمات استالین است، دل هر انسان آزاده‌ای را به درد می‌آورد. چگونه می‌شود باور کرد که داستان شکنجه‌ها و رنج‌ها و آزارهای بازداشت شدگان کهریزک رنج‌بارتر وغم‌انگیزتر از گوانتانامو و ابوغریب تحت تصدی اشغالگران امریکایی باشد.

نامه دردمندانه برادر شجاع و دلسوز، جناب آیت الله کروبی، به حضرتعالی؛ داستان تعدی اتباع دولت مهاجم نسبت به اتباع کشور مورد اشغال نیست، بلکه تراژدی بزرگی است که در زندانهای جمهوری اسلامی به وقوع پیوسته است. روشن است که نمی‌توان در برابر این وقایع شوم سکوت پیشه کرد.

حضرت امام خمینی در کتاب ولایت فقیه در باب حکومت بر وفق قانون می‌فرمایند: "همه درامان قانونند, در پناه قانون اسلامند, مردم و مسلمانان در دائره مقررات شرعی آزادند؛ یعنی بعد از آنکه طبق مقررات شرعی عمل کردند، کسی حق ندارد بگوید اینجا بنشین یا آنجا برو, این حرف‌ها در کار نیست, آزادی دارند و حکومت عدل اسلامی چنین است, مثل این حکومت‌ها نیست که امنیت را از مردم سلب کرده‌اند؛ هرکس در خانه خود می‌لرزد که شاید الان بریزند و کاری انجام دهند, چنانچه در حکومت معاویه و حکومت های مانند آن امنیت را از مردم سلب نموده و مردم امان نداشتند, به تهمت یا صِرف احتمال می‌کشتند ..." این برداشت ملت بزرگ ما از امام و نظام اسلامی بوده است. اینک باید پرسید که چه نسبتی بین این سخنان و آنچه این روزها در کشور می‌گذرد، وجود دارد؟؟

با توجه به اینکه برخلاف بعضی نظام‌های سیاسی که رهبر را مبرای از مسؤلیت می‌دانند، در نظام جمهوی اسلامی ایران نه تنها رهبر از مسئولیت مبرا نیست، بلکه طبق اصل 107 قانون اساسی علاوه بر تساوی رهبر با سایر افراد کشور در مقابل قانون, رهبر همه مسئولیت‌های ناشی از ولایت امر را برعهده دارند و به موجب اصل 57 قانون اساسی قوای سه گانه کشور زیر نظر رهبر فعالیت می‌نمایند؛ پاسداری از قانون اساسی و حقوق مردم و توجه به وظایف خبرگان رهبری از نکته‌هایی است که بیش از هر چیز وظیفه و مسئولیت شما را سنگین‌تر می‌نماید.

بررسی اقدامات و فعالیت‌ها و عملکرد نهادها و قوای انتظامی و نظامی و دستگاه قضایی در وقایع اخیر، از اهمیت اساسی برخوردار است. این بررسی‌ها راهی برای بازگشت اعتماد عمومی و پاسداری از نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی است, برهمین اساس مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی لزوم بررسی‌های قانونی وفق اصل 111 قانون اساسی را که از وظایف خبرگان رهبری است، مورد درخواست قرار داده و ازحضرتعالی انتظار دارد که بنا به وظیفه و رسالت قانونی اقدامات لازم را به عمل آورید.

والسلام علی من التبع الهدی

مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی


-------------------------------------------------------------------

اصل ۱۱۱ قانون اساسی:
«هر گاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود، یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود بر کنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم است. در صورت فوت یا کناره‏گیری یا عزل رهبر، خبرگان موظفند، در اسرع وقت نسبت به تعیین و معرفی رهبر جدید اقدام نمایند. تا هنگام معرفی رهبر، شورایی مرکب از رییس جمهور، رییس قوه قضاییه و یکی از فقهای شورای نگهبان انتخاب مجمع تشخیص مصلحت نظام، همه وظایف رهبری را به طور موقت به عهده می‌گیرد و چنانچه در این مدت یکی از آنان به هر دلیل نتواند انجام وظیفه نماید، فرد درگیر به انتخاب مجمع، با حفظ اکثریت فقهاء، در شورا به جای وی منصوب می‌گردد. این شورا در خصوص وظایف بندهای ۱ و ۳ و ۵ و ۱۰ و قسمت‏های (د) و (ه) و (و) بند ۶ اصل یکصد و دهم، پس از تصویب سه چهارم اعضاء مجمع تشخیص مصلحت نظام اقدام می‌کند. هر گاه رهبر بر اثر بیماری یا حداکثر دیگری موقتا از انجام وظایف رهبری ناتوان شود، در این مدت شورای مذکور در این اصل وظایف او را عهده‏دار خواهد بود.»

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 16:36  توسط کمال صادقی  | 

آیت ا... دستغیب نماینده شیراز در مجلس خبرگان متن زیر را در وب سایت خود منتشر کرده و درخواست رسیدگی به حوادث اخیر و پرسش از احمدی نژاد به عنوان مسئول این حوادث با حضور نمایندگان ملت (موسوی و کروبی) را کرده است. باید دید پاسخ طیف مقابل در خبرگان چه خواند بود.


بنابر آنچه از کتاب و سنت و عقل و اجماع فهمیده می شود لازم است که در احکام شرع جاهل به عالم رجوع کند. در این میان وظیفه فقیه عادل است که مردم را از پلیدی (رجس) دور کند که مهمترین مصداق آن جهل است و این خود جهادی است بزرگ؛ لذا معصوم می فرماید: «مداد العلماء أفضل من دماء الشهداء» فقیه عادل یعنی با فهم و ادراک نسبت به قرآن و سنت و عامل به آن و آزاد از زنجیرهای حبّ دنیا و ریاست و غالب بر هوای نفس، چنین شخص فقیه و مجتهد در هر زمان و مکانی باشد بر آن عدّه که از او استقبال می کنند ولایت دارد؛ یعنی از امتحان الهی خوب در آمده و نیز مورد استقبال مردم واقع شده. امّا اینکه گفته شود این شخص بر همه نقاط کره زمین ولایت دارد بی مدرک است.


در زمان امام خمینی (ره) تمام فقهاء و مراجع خودجوش مرجعیّت و فقاهت ایشان را امضاء کردند و اکثریّت قریب به اتفاق مردم با میل و رغبت استقبال نمودند؛ در آن موقع علماء و مردم هر دو متّفقاً دست به دست هم دادند و ایشان را مرجع و ملجأ و رهبر خویش قرار دادند، لذا پیروزی به این صورت و در مدّت کوتاهی به دست آمد. چنان چه این معنی از زمان غیبت صغری تا به حال برقرار بوده و از مرجعیت و زعامت میرزای شیرازی (سیّد محمّد حسن(ره)) که با امضای چهارصد نفر مجتهد و استقبال عظیم مردم تحقّق یافت، چندان مدّتی نگذشته و ایشان با گریه این سمت را پذیرفتند.

بنابر روایات، هر فقیهی فی الجمله ولایت دارد چنان چه امام خمینی(ره) نیز فرمودند؛ امّا ولایت مطلقه، اعلمیت و اعدلیت و پشتیبانی قاطع علما و مردم را می طلبد.

این که امام خمینی(ره) فرمودند: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این انقلاب ضربه نخورد یعنی همین که اگر مردم حمایتشان را از این ولایت فقیه برداشتند، دیگر از این ولایت کاری ساخته نیست و در واقع ارزشی ندارد.

وظیفه خبرگان است که از بند بند قانون اساسی دفاع کند و مردم را همراه داشته باشد. فلسفه وجودی خبرگان حفظ قانون اساسی است. مردم به خبرگان به عنوان وکلای خود رأی دادند که نگهبان قانون اساسی باشند. این قانون حاصل خون هزاران شهید و جانباز و نتیجه تحمّل زندان ها و شکنجه های استبداد شاهنشاهی و تبعید شدن علما و روحانیون و نخبگان است، که در اوّلین فرصت بعد از انقلاب به دستور امام امّت و نجات دهنده مردم ایران از استبداد و استعمار و استثمار، به وسیله خبرگان ملّت، از فقها و روشنفکران تدوین شد، و برای تأمین نظرات حضرت امام خمینی(ره) اصل ولایت فقیه در آن گنجانده شد و مردم، قانون اساسی را تأیید کرده و رأی دادند و به دنبال آن هستند. در وقایع اخیر (انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری) اعتراض مردم در راهپیمایی ها که هنوز هم معترضند، به نتیجه انتخابات و روند آن، به خاطر عمل نشدن به قانون بوده و هست. اگر قانون به خوبی اجرا می گردید مردم اعتراضی نداشتند، چون خودشان به آن رأی داده اند.

چه کسانی جز خبرگان، حافظ و نگهبان قانون اساسی هستند. مجلس خبرگان قانون اساسی مجلسی بود نظیر همین خبرگان فعلی و بعضی از اعضای این مجلس از اعضای آن بودند و در تدوین قانون اساسی شرکت داشتند. مردم از ایشان می خواهند که به خواسته های آنها بر طبق قانون اساسی رسیدگی شود.

معلوم اینجانب است که اگر مردم متوجّه شوند که خبرگان در جهت احقاق حق مردم سعی دارند و برای حفظ قانون اساسی و رأی آنها احترام قائلند، ساکت می شوند و راضی به تحقّق قانون اساسی هستند، چون خودشان شعار دادند و نسل امروز هم شعارش این است که: ـ استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی ـ امّا باید خود خبرگان متوجّه کیفیّت و نظر جامعه باشند.

در انتخابات چند دوره قبل بیش از بیست میلیون از مردم به سیّد بزرگوار حجّت الاسلام و المسلمین سیّد محمّد خاتمی رأی دادند و در دو دوره رئیس جمهورشان بود. ما با آن بزرگوار چه کردیم، روحانی که از صنف خودمان بود، پدرشان از فقها و خودشان مورد تأیید امام امّت(ره) و مقبول جامعه، آیا یک بار از ایشان دعوت شد که در جلسه ای از شانزده اجلاسیه خبرگان بیایند و به سؤالات پاسخ دهند یا او را از خود دور کردیم و حتّی گفته شد او اجنبی است و اتّهامات دیگر.

امّا رئیس دولت نهم که در کسوت روحانیت نبود چند بار از او دعوت شد و به سؤالات هم پاسخ نداد و دیگری را برای این جهت معیّن کرد و بعضی از اعضای خبرگان اعتراض به نامربوط بودن مطالب نمودند. آیا این محلّ سؤال برای مردم نیست که چرا خبرگان این همه تبعض قائل می شوند؟


اینجانب صادقانه و خیرخواهانه عرض می کنم تا دیر نشده خبرگان برای اعادۀ حیثیت از مرجعیت، تشکیل جلسه دهد آن هم علنی و مطالب بررسی گردد و به خواست مردم که همان قانون اساسی است جواب داده شود و به شکایات آنها به وسیلۀ نمایندگان آنها یعنی آقای موسوی و آقای کروبی رسیدگی شود، ببینید چه قدر محبوب خواهید شد و حفظ نظام این است، که باید بماند، و اشخاص می روند امّا اعمال و رفتار آنها باقی است. مخفی نباشد که خبرگان مجتهد هستند و تقلید بر مجتهد حرام است. یعنی تشخیص صدق و کذب هر موضوعی باید با تحقیق و تفحّص بر طبق شرع و قانون صورت گیرد.

و السلام

سید علی محمد دستغیب

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 13:27  توسط کمال صادقی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم


ملّت شریف ایران

اخیراً گزارشی با عنوان " گزارش تفصیلی شورای نگهبان پیرامون دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری " منتشر گردید. انتظار می‌رفت این گزارش زوایای تاریک و مبهم روند انتخابات که طی نامه‌ها و گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد و نیز پیگیری‌های مجدانه و مستمر جمع کثیری از مردم حق طلب کشورمان مطرح شده بود را روشن و ابهام‌زدایی کند، اما متاسفانه چنین نبود و مفاد گزارش نه تنها ابهام‌زدایی و روشنگری و اقناع افکار عمومی را در پی نداشت بلکه با نقل مطالبی بعضا نادرست و خلاف واقع، تردیدهای جدیدی نسبت به مطالب مطروحه ایجاد نمود و توجیه‌گری عملکرد پرابهام مجریان و ناظران را افشا کرد.

از اینرو، ضمن عذرخواهی از تأخیر در پاسخگویی که به دلیل وسواس و دقت هر چه بیشتر در محتوای گزارش و پرهیز از نقد عجولانه و بدون پشتوانه اسناد معتبر بوده است، نکاتی چند را در مورد محتوی گزارش به شرح زیر به اطلاع هموطنان گرامی می‌رساند، باشد تا وجدان حقیقت‌جوی مردم شریف به درستی قضاوت نماید؛


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 23:36  توسط کمال صادقی  | 

کروبی نامه ای در مورد تجاوز به زندانیان به هاشمی نوشته که بعد از ده روز منتشر شده. نامه به صورت محرمانه بوده و کروبی به هاشمی گفته بوده که اگر تا ده روز اقدامی صورت نگیرد نامه را علنی می کند. هاشمی هم که کاری از دستش بر نمی آید ده روز تمام هیچ اقدامی نمی کند تا کروبی نامه را علنی کند.

واقعا باید قدر این حرکت های هوشمندانه هاشمی را دانست که در این اوضاع بحرانی این قدر خونسرد و سنجیده عمل می کند. فعلا هم که رفتن به نماز جمعه را کرده وسیله فشار به دولت. بعد از چند روز لرزاندن تن و بدنشان یکباره تصمیم گرفته که نیاید. البته فعلا هم نمی آید. چند جلسه دیگر از دادگاه باید بگذرد و دست حریف از تمام سلاح ها خالی شود و هیچ عذری برایش نماند تا بعد یک خطبه در باب رفتار با زندانی و مخالف بخواند و احتمالا گوشه ای هم بزند به نامه کروبی.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 1:53  توسط کمال صادقی  | 

متن کیفر خواست دادستان تهران  علیه همه منتقدین ، مخالفین  ، فعالین مدنی  ، کارگران ، رانندگان شرکت اتوبوسرانی ، و به طور کلی همه کسانی که به آقای احمدی نژاد رای نداده اند منتشر شد . ظاهرن ستاد کودتا تصمیم گرفته تکلیف غیر خودی ها را یکسره کند . من متاسفم . برای همه احمق هایی که در ستاد کودتا فقط سعی شان تنش زایی است . بر عبث پای می فشارید . من فقط می دانم که این همه حماقت تکلیف غیر خودی ها را یکسره نمی کند و مردم را هم نمی ترساند و فقط بر گناهان شما می افزاید . از لابلای تمام کلمات جنایت ، حماقت و ترس شره کرده است  . شما را به تغییر  در این رفتار احمقانه توصیه می کنم .

جالب توجه دوستان اصفهانی : بنا بر اطلاعات منابع موثق در يكي از جلسات سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي شاخه اصفهان در بين كليه اعضاء نظرسنجي مي گردد كه در صورت حمله آمريكا به ايران آيا رهبر جمهوري اسلامي را تسليم مهاجمين كنيم يا نه و اين در حالي است كه هيچ يك از شاخه ها اقداماتي در اين سطح را جز با هماهنگي مركزيت انجام نمي دهند.

پایه خنده برای چند روزی جور شد .

باز هم به کودتا چیان غیر محترم عرض می کنم ؛ اگر همه اصلاح طلبان و فعالان مدنی و غیره و ذالک را در بند کنید و یا حتی اعدام کنید در سرنوشت کودتای تغییری حاصل نمی شود .

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 14:49  توسط محمد ناظری  | 

انگار همچنان باید برایش انتظار بکشیم. حتی ۱ دقیقه به انتظار ماندن دوستان بد قول زجر آور است . این یکی که جای خود دارد .

۱- در یکی از شب های دوران انتخابات ، بعد از فارغ شدن از کار ستاد با یکی از دوستان شفیق رفتیم ببینیم در شهر چه می گذرد . بخشی که کلن در تصرف حامیان موسوی بود اما چهار راه فردوسی صحنه نزاع شعاری حامیان دو کاندیدا بود . انتظار می کشیدیم که قرمز سبز شود و حرکت کنیم ، همانطور که همه انتظار می کشیدیم  کلن قرمز، سبز شود . اما قرمز با کودتا قرمز ماند کلن ، بماند . تعدادی موتور سوار از حامیان کودتا گر رسیدند . یکی از آنها بر ترک موتور ایستاد و همراه انجام حرکات نسبتن موزون و چرخاندن چوبی که البته پارچه نارنجی رنگی از آن آویزان بود . بدون حتی یک جمله بابت حمایت از دکتر احمدی نژاد تعداد متنابهی تهمت و ناسزا نثار میر حسین  ( رئیس جمهور منتخب ملت ایران )کرد  . و در نهایت هم خطاب به امثال بنده فرمودند :  "سوسول ها برین خونه - مامان بابا منتظرن " . عکسی هست از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ، شعبان بی مخ با چماقی ایستاده و پشت سرش یک اتومبیل وانت حامل تعدادی چماق به دست . . نا خود آگاه با دیدن موتور سوار مذکور یاد این عکس افتادم و عجبا که مرد بی مخ در سالروز کودتا مرد و افسوس که درس عبرت نشد برای دیگران ننگی که بر قبر کودتا چی هوار شد .

۲- چندین سال پیش ، درست زمانی که باید برای کنکور درس می خواندم ، ظهر ها جیم می زدم  و به کافی نت می رفتم . روزنامه نگاری بود که نامش خاطرم نیست و وبلاگی داشت که در یکی از پست هایش مطلبی نوشته بود با این مضمون : در دوران کودکی از مادراش در مورد رنگ های پرچم ایران پرسیده بود ، مادر هم  گفته بود که سبز یعنی آبادانی و ساختن ، سفید یعنی صلح و قرمز یعنی جنگ . با همین اولویت ۱- آبادانی ، ۲- صلح و ۳- جنگ . اما اگر خواستند آزادی و استقلالمان را بگیرند ما پرچم را برعکس می کنیم .

۳- فضای باز و آزادی مهمترین عامل برای توسعه و شکوفا شدن یک جامعه است . اما از قضا فضای بسته و دوران سیاه دیکتاتوری ها ، بهترین شرایط برای شکوفا شدن خلاقیت ذهن آزادی خواه است و البته این چیز عجیبی هم نیست و اتفاقن به کاملن طبیعی به نظر می رسد . و فکر می کنم ادبیات مشروطه خودمان یا ادبیات روسیه و یا ادبیات آلمان بعد از جنگ جهانی دوم تا فرو ریختن دیوار برلین ( آلمان شرقی ) مثال های درستی باشند . در طول تاریخ فیلسوف های زیادی به دنیا معرفی شده اند اما در تاریخ انگلستان در دو برهه سیاه و حساس دو فیلسوف بزرگ ظهور کردند ، اول جان لاک در دوران سیاه ماقبل از انقلاب ۱۶۸۸ و بعد جان استیوارت میل در قرن ۱۹ و یا امثال آلکسی توکویل برای فرانسه . و اما حالا در دوران سیاه دولت کودتایی احمدی نژاد ، به نظرم ذهن های خلاق در حال شکوفا شدن هستند و با موسیقی آغاز شده ؛ آهنگ آفتابکاران را باز تولید کرده اند البته با کمی تفاوت در شعر . می گویند : نه خارم نه خاشاک - زن و مرد بی باک - تنم پاره پاره شد از ضربه های مرد سفاک - من آروم نگیرم - اگر هم بمیرم  - من ایستاده ام تا رای خود را پس بگیرم . به نظر من از نسخه اصلی هیچ کم ندارد . سیاسیون هم از طرف دیگر در تغییر استراتژی مبارزه اجماع کرده اند و در بیانیه های سازما ، مشارکت  ، فعالین جبهه ملی و ادوار تحکیم ، کاملن روشن است و از طرف دیگر مشارکن اجتماعی و هم دلی مردم هم به شدت بیشتر شده .

بزرگ تر ها از ما می خواهند تا کمی صبر کنیم تا فضا روشن تر شود . ما هم صبر می کنیم ، قصد برعکس کردن پرچم را هم نداریم ، ما همچنان سبز و شما همچنان قرمز ، فکر می کنم این برای ما به قول شما سوسولها و برای کشورمان بهتر باشد . ما انتظار می کشیم و فعالانه منتظر می مانیم تا آفتاب هایی که کاشته ایم جوانه بزنند . ما آزادی را انتظار می کشیم  . اما شما کودتاچیان که کشور را به این روزگار سیاه کشانده اید و تمام راه های پشت سرتان بسته است  چه چیز را به انتظار نشسته اید ، جز عاقبت ننگین امثال شعبان بی مخ ها .

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 4:9  توسط محمد ناظری  | 

راه آه اصفهان شیراز تا اواسط خرداد افتتاح می شود. این خبری است که بسیاری از جمله مردم شیراز که سالهاست در انتظار اتصال به شبکه ریلی هستند می شود. و البته نگرانی آنها که اصل ماجرا را می دانند. دولت در حال به انجام رساندن این پروژه به هر قیمتی است و این هر قیمتی یعنی ریل گذاری بدون زیر سازی مناسب. جالب تر اینکه این پروژه در سال 83 شروع شده و قرار بوده با صرف 500 میلیون دلار و تا سال 87 ساخته شود. ولی دولت نهم با فسخ قرارداد قبلی و صرف 800 میلیون دلار در حال سمبل کردن کار است. و فاجعه بار تر اینکه اگر در آینده قرار باشد این راه آهن واقعا مورد استفاده قرار بگیرد باید چند صد میلیون دیگر هم صرف جبران ندانم کاری های دولت شود.

از این دست موارد در دولت نهم کم دیده نشده است. دولت پس از افتتاح طرح های شروع شده در دولت های قبلی رو به افتتاح پروژه های سر هم بندی شده و حتی موهومی آورده است. نمونه اش هم افتتاح تونلی با نام تونل البرز به عنوان بزرگترین تونل خاورمیانه بود که اساسا این تونل هنوز ساخته نشده و تنها یک تونل به عنوان سرویس رسانی به عملیات حفاری حفر شده است. مجلس هم که تفنگش خراب است و فشنگ هم ندارد.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:57  توسط کمال صادقی  |