تبليغاتX
کافه ژورنال

کافه ژورنال

* ابراهيم حاتمي كيا باز هم به سراغ موضوع مورد علاقه اش رفته است. جنگ موضع مورد علاقه حاتمي كيا نيست، تمام سينماي اوست.او با جنگ و در جنگ شروع كرده است و همچنان به حوزه اي كه در آن تخصص دارد وفادار مانده است.

*حاتمي كيا اگر چه متخصص سينماي جنگ است اما در جنگ متوقف نشده است و همين رمز ماندگاري او در دوره ايست كه سينماي جنگ ديگر خريدار چنداني ندارد. او با زمان پيش مي رود و براي هر دوره اي فيلم خودش را مي سازد. در بحبوحه جنگ مهاجر را ساخت، با بوي پيراهن يوسف به اسراي جنگ پرداخت، از كرخه تا راين را براي مجروحان بازمانده از جنگ ساخت و آژانس شيشه اي را روايتگر بازمانگان تنهاي جنگ كرد. پس از سال ها امروز نوبت به نسل پس از جنگ رسيده است. حاتمي كيا پس از پايان جنگ بيش از آنكه سينماگر جنگ باشد سينماگر تبعات اجتماعي جنگ بوده است.

* به نام پدر داستان جنگي است كه تمام افتخاراتش به نام پدر بوده است(هرچند پدر هم چيزي از اين افتخار را با خود ندارد) ولي مين هاي بازمانده از آن به كام دختري است كه اصلا آن را نديده است.به نام پدر داستان تمام جنگ هاي دنياست . جنگ هايي كه چند سال بيشتر طول نمي كشند ولي چند نسل را درگير عواقبشان مي كنند.

* فيلم در رابطه با جنگ است اما هيچ چيز از جنگ در آن ديده نمي شود. بدون هيچ صحنه جنگي و بدون هيچ فلاش بكي به گذشته. از جنگ تنها خاطره اي دور و محو در كلام آدم هاي آن دوره مانده است.خاطره هايي كه گاه امتدادشان بر زندگي امروز انسان ها تاثير مي گذارد.

* موضوع فيلم اجازه داستان پردازي را از گاركردان گرفته. دختري روي مين بازمانده از جنگ مي رود.خيلي مهم نيست كه آن مين را چه كسي آنجا گذاشته است و اصلا ايراني بوده است يا نه.رفتن به تپه شاهد و آن صحنه زيباي روي تپه هم تنها تاثيرگذاري فيلم را بالا مي برد.اين جنگ پدر بوده و اكنون دختر هم در آن درگير شده است.ديگر حرفي براي گفتن نمانده است.هيچ قهرماني وجود ندارد.حتي پدر هم چيزي براي توجيه جنگي كه در آن درگير بوده است ندارد.اينجا ديگر آژانس شيشه اي نيست كه حاج كاظم بيانيه صادر كند. حاجي كه اتفاقا اين بار حسابي درگير زندگي مردم عادي شده است كاملا آچمز شده است.

* به نام پدر اولين فيلم ضد جنگ حاتي كيا است.شايد بشود روبان قرمز را هم در اين دسته قرار داد اما به نام پدر يك ضد جنگ واقعي است.فيلم جنگ خاصي را هدف نگرفته است، تمام جنگ ها را محكوم مي كند.فيلم هيچ قهرمان جنگي را در خود ندارد،هيچ خاطره افتخار آميزي از جنگ را با خود ندارد.براي نسل بعد از جنگ هيچ افتخاري وجود ندارد.سهم آن ها تنها خاطره هاي دردناك باقيمانده است.

* مهم ترين انتقاد فيلم را پزشك بيمارستان محلي در خود فيلم مي گويد. حاتمي كيا براي روايت داستانش سراغ دختري تهراني كه در جنوب دانشجو است ميرود.شايد مي خواهد بگويد كه حتي كساني هم كه هزاران كيلومتر با مركز حادثه فاصله دارند هم از پيامد هاي جنگ در امان نيستند.اما مي توانست روايتگر زندگي مردمي باشد كه تمام هستيشان را در جنگ از دست داده اند وامروز هم بقاياي جنگ كابوس هر روز و هر شبشان است.

* فيلم پايان بندي جالبي دارد، پدر به گروه هاي مين ياب مي پيوندد تا آنچه از جنگ به جا مانده است را پاكسازي كند. پاياني كه به نظر ايده آليستي مي آيد.اما در صحنه پاياني هواپيماي جنگي از روي سر مردان مين ياب به سوي افقي نا معلوم مي روند.جنگي تمام شده است و جنگي ديگر شروع خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 23:19  توسط کمال صادقی  | 

جمعي از نمايندگان مجلس طرحي را تهيه كرده اند كه به موازات جمع آوري آنتن هاي ماهوراه توسط نيروي انتظامي ،كانال هاي ماهواره اي از طريق شبكه هاي كابلي داراي مجوز، يعني چيزي شبيه ISP  ها، در ازاي دريافت پول در اختيار مردم قرار بگيرد.(به نقل از روزنامه شرق 26/5/85). در واقع دولت قصد دارد در مقابل كيك برزگي كه از دست اين بچه صغير (مردم ايران) مي گيرد، يك برش انتخاب شده از آن را به آن ها مي دهد تا بخورند وبراي سلامتي قيم دلسوز سوز خود دعا كنند كه نگذاشت آن ها با خوردن اين كيك مسموم فاسدشوند.

به طرح ابتكاري نمايندگان محترم فعلا كاري ندارم ، چون تا تصويب شود ودر شوراي  نگهبان آن را تاييد كند ودولت آيين نامه اجرايي آن را تهيه كند و... چندسال و بلكه هم چند دهه طول مي كشد. البته اجرا مي شود ،نگران نباشيد، همان طور كه امروز بنزين را با كارت هوشمند مي خريد تا چند وقت ديگر بي بي سي و يورو نيوز را هم از شبكه هاي كابلي داخلي خواهيد ديد.بحث جاري برخورد نيروي انتظامي با دارندگان تجهيزات دريافت ماهواره است. نيروي انتظامي به عنوان مجري قانون موظف به اجراي قانون مصوب 1373 مجلس در مورد ممنوعيت استفاده از ماهواره است.به هر حال قانون است.تصميمي است كه بايد اجرا شود،اما امكان اجرايي شدن هر تصميم مهم ترين قسمت در هنگام تصميم گيري است.البته اگر اجراي آن مهم باشد وبراي خالي بودن عريضه نباشد.فيلترينگ سايت هاي اينترنتي سال هاست كه ادامه دارد و تقريبا با تولد اينترنت همزاد است.تاكنون هزينه هاي زيادي براي آن شده است هزينه هاي بيشتري هم قرار است بشود اما همه مي دانند كه به راحتي مي شود تمام اين ديوار هاي پوشالي را دور زد(آن هم با كمترين هزينه) و تنها فيلتر واقعي خود افرادند.

در مورد ماهواره هم چنين است .از سال 73 قانون ممنوعيت استفاده از آن تصويب شده است ولي اين قانون فقط روي كاغذ بوده است ودر اين 12 سال استفاده از ماهواره روز به روز همه گير تر شده است.امروز ديگر ديدن آنتن هاي ماهواره بر روي پشت بام ها و تراس  ها عادي شده است.در بين قوه قضاييه ونيروي انتظامي هم تلاش چنداني براي اجراي قانون نكرده اند يا نتوانسته اند بكنند چرا كه براي اجراي اين قانون بايد. تمام نيروهاي پليس را بسيج كرد.تمام برخورد ها مقطعي و بيشتر متوجه مجتمع هاي مسكوني در شهر هاي بزرگ بوده است كه نيروي انتظامي راحت تر مي توانسته به پشت بام آن ها دست يابد،اما امروز حتي در روستا هاي دور افتاده هم مي شود اين بشقاب هاي فلري را بر روي پشت بام ها ديد.احتمالا همين عدم امكان برخورد همه جانبه است كه نمايندگان مجلس را وادار به ارائه طرح شبكه هاي كابلي كرده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 23:50  توسط کمال صادقی  | 

رئيس جمهور فرانسه به خاطر پيگيري آتش بس به شدت محبوب شد حجمه ي وسيع تبليغات را هم كه هر روز مي بينيم ، آقاي اولمرت هم در سخنراني خود در پارلمان اسرائيل گفت: حزب الله در جنگ ضربه هاي بدي خورد،حزب الله و سيد حسن نصرالله هم كه به شدت در دنياي عرب محبوب شدند جنوب لبنان هم كه با نيرو ها ي حافظ صلح و ارتش لبنان مراقبت مي شود اين هم امتيلز بزرگي براي اسرائيل . مبارك است هيچ كس ضرر نكرد. اين هم نگاه آماري به جنگ به نقل از ايسنا:

در جريان جنگ حزب‌الله لبنان و نيروهاي رژيم صهيونيستي، ‌١١٩ تن از نيروهاي اسراييلي كشته و ‌٧٥٠ تن ديگر مجروح شدند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نوشته روزنامه يديعوت آحارونوت - چاپ رژيم صهيونيستي - منابع خبري رژيم صهيونيستي اعلام كردند: در حملات نيروهاي مقاومت حزب‌الله لبنان به شمال فلسطين اشغالي و جنوب لبنان، بيش از ‌٧٥٠ سرباز اين رژيم مجروح و ‌١١٩ تن ديگر كشته شدند.

براساس اين گزارش، حال ‌٣٤ تن از مجروحان اين جنگ نيز وخيم گزارش شده است.

مقامات رژيم صهيونيستي در گفت‌وگو با راديو اسراييل تاكيد كردند كه بر اثر حملات موشكي مبارزان حزب الله به شمال فلسطين اشغالي، حدود ‌١٦ هزار منزل مسكوني خسارت ديده است.

همچنين اولين گزارش رسمي از سوي مقامات رژيم صهيونيستي حاكي از آن است كه جنگ عليه لبنان حدود ‌١/٥ ميليارد دلار براي اين رژيم خسارت در بر داشته است.

خبرگزاري فرانسه نيز گزارش داد: جنگ اسراييل عليه لبنان به كشته شدن دست كم ‌١٢٠٠ لبناني منجر شد.

براساس اين گزارش، حدود ‌١٠٨٤ غير نظامي لبناني، ‌٤٠ نيروي ارتش و امنيتي و ‌٦١ تن از نيروهاي حزب‌الله، هفت تن از نيروهاي جنبش امل و جبهه آزادي‌بخش فلسطين از آغاز جنگ تاكنون كشته و ‌٣٧٠٠ تن ديگر مجروح شدند.

اين جنگ همچنين به آوارگي ‌٩٧٣ هزار و ‌٣٣٤ تن ديگر منجر شد كه ‌٢٢٠ تن از آن‌ها مجبور به ترك لبنان شدند.

براساس گزارش كارشناس اقتصادي لبنان، اين جنگ همچنين شش ميليارد دلار خسارت به اين كشور وارد كرده است كه براساس آن ‌٣٠ عدد از مراكز حياتي از جمله منابع آب و برق اين كشور، ‌٦٣٠ كيلومتر از راه‌هاي آن، ‌٣٢ پايگاه سوخت، ‌١٤٥ پل، هفت هزار منزل مسكوني و ‌٩ هزار كارخانه، مكان تجاري، مزرعه و بازار خسارت ديده است.

همچنين دكل‌هاي راديو و تلويزيون و مخابراتي لبنان، اماكن عبادي و مقرهاي وابسته به حزب‌الله نيز در اين جنگ خسارت‌هاي زيادي ديده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 9:3  توسط محمد ناظری  | 

این مطلب را برای وبلاگ نگاه نوشته بودم اما دیدم بد نیست را آن اینجا هم بگذارم.

تصور ما از جنگ چيست ؟ مهم تر از اينكه چه نظري نسبت به جنگ داريم اين مسئله است كه تصور ما نسبت به جنگ چيست. به جز كساني كه جنگ را مستقيم تجربه كرده اند براي بقيه اين تصور آنها نسبت به جنگ از طريق ديده ها و شنيده ها و در حقيقت انتقال تجربيات مستقيم ديگران است كه نظر و عقيده آنها را به عنوان يك موافق يا مخالف شكل مي دهد .

اما اين تجربه غير مستقيم ما نسبت به جنگ به عنوان موقعيتي كه مهمترين هدف در آن زنده ماندن است (حتي مهمتر از پيروزي ، چرا كه براي پيروز بودن بايد زنده بود) چگونه شكل مي گيرد ؟ بخش عمده اي از آن به واسطه رسانه هاي ديداري است. اين رسانه ها به نوعي عيني ترين و واقعي ترين تصور ما را نسبت به اين پديده به وجود مي آورند.اما همين تصور هم تا حدود زيادي ناقص ودور از واقعيت است.در كليشه هاي سينمايي فضاي ميدان نبرد به شدت پاستوريزه است، گلوله ها هميشه به همان جايي مي روند كه بايد بروند، آدم ها هميشه سر موقع كشته مي شوند، قهرمان فيلم از خطر مرگ در امان است وتنها پس از انجام ماموريت است كه بسته به نوع فيلم با افتخار بازمي گردد يا در مقابل انجام وظيفه اي مهم جانش را از دست مي دهد. هر چند همه فيلم ها هم چنين تصويري ارائه نمي كنند هستند فيلم هايي كه با شكستن اين كليشه ها به فيلم هاي ضد جنگ بدل مي شوند . فيلم هايي مثل اينك آخرالزمان، غلاف تمام فلزي، جوخه و ...

در فيلم جوخه پسر جواني با تصوري خام نسبت به جنگ وارد ويتنام مي شود و در طول اقامتش در ويتنام به تصويري واقعي والبته وحشتناك از جنگ مي رسد. او با فضايي مواجه مي شود كه در آن همه چيز تهديد كننده است، از نيروهاي دشمن گرفته تا پشه ها، لجن روي درخت ها وحتي سربازهاي خودي. هر چند اين فيلم هم تا حدودي هپي اند است و پسر سالم و با كوله باري از تجربه به خانه برمي گردد(البته اگر بشود بازگشت با كابوس و بيماري هاي رواني را پايان خوش دانست) .

واقعيت اين است كه قرار گرفتن در يك موقعيت جنگي به عنوان يك سرباز يا يك غير نظامي كه ناخواسته درگير جنگ شده است مي تواند تجربه اي كاملا متفاوت با آنچه در ذهن داريم باشد. هزاران گلوله كه براي پيدا كردن محل فرودشان تنها از قوانين نيوتون پيروي ميكنند مي تواند وحشتي بي پايان را به هر كسي منتقل كند. در يك شرايط غير كنترل شده آب و هوا، آهن پاره هاي روي زمين، مين ها(اين كابوس قرن) ، مار ها و عقرب ها و حتي نيروهاي خودي هم ميتوانند تهديد كننده باشند. اوضاع ممكن است به اين شوري هم نباشد ولي از آن طرف بسيار بي نمك ، خسته كننده و افسردگي آور باشد. شش ماه ديده باني بر روي يك تپه به دور از هر انساني و هم صحبتي با موش هاي صحرايي هر كسي را مي تواند ديوانه كند.در هر صورت ميدان جنگ كاملا متفاوت با تصورات ماست ( قابل توجه ماجراجوياني كه فكر مي كنند جنگ چيزي شبيه بازي كانتر است) نمي دانم وقتي در اولين ثانيه حضورت بدون اينكه حتي فرصت كني گرد لباست را بتكاني يك گلوله به سرت بخورد و بدون هيچ فايده اي كشته شوي آن را چه مي نامي؟وحشتناك، تاسف بار يا مضحك و خنده دار؟

بودن در موقعيت غير نظامياني كه ناخواسته تحت تاثير جنگ قرار مي گيرند به مراتب بدتر از جنگيدن در ميدان است. در ميدان جنگ سرباز ها از حداقل توجيه نسبت به شرايط برخوردارند، اما كشاورزها و كارگراني كه يك روز صبح از خواب بلند مي شوند و مي بينند به جاي گنجشك ها وكلاغ ها بمب ها و موشك هاي چند تني در آسمان پرواز مي كنند چه؟(اگر اصلا بيدار شوند).

براي كساني كه بدون اينكه بخواهند قرباني جنگ افروزي كساني مي شوند كه در محل هاي امنشان از هر گزندي در امانند جنگ يعني باختن همه چيز در برابر هيچ، يعني از دست دادن خانواده بدون اينكه جايگزيني براي آن باشد، يعني آوارگي بدون بازگشت، يعني كشته شدن بدون افتخار. براي چنين انسان هايي جنگ يعني هياهوي بسيار براي هيچ.

اينها همه تنها گوشه اي از تجربيات ميليون ها  نفر از مردم شرق مديترانه در يك ماه گذشته بوده است. تجربه اي بسيار بدتر از آنچه گفتم ومي شود تصور كرد.آنها خشن ترين ومتاثركننده ترين صحنه هايي را كه مي شود در فيلم هاي سينمايي و بازي هاي كامپيوتري ديد از نزديك ديدند و بدتر از آن اينكه هزاران نفر از آنها خود بخشي از اين تجربه دردناك بودند.تجربه اي كه هيچ كدام نمي خواهند ديگر تكرار شود.

هيولاي جنگ پس از يك ماه آتش افروزي وخونريزي موقتا به لانه اش برگشته است و سرزمين قهوه و زيتون فعلا آرام است(آرامشي توام با ويراني و ركود).تا اطلاع ثانوي ساحل زيباي مديترانه بوي باروت نمي دهد. دخترهاي اورشليم و غزه و صيدا مي توانند روي ديوار ها ترانه بنويسند و پسر ها دوباره تفنگ بازي را از سر بگيرند.كيو كيو بنگ بنگ تا روزي كه هيولاي جنگ دوباره بيدار شود. 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 1:1  توسط کمال صادقی  | 

درست است كه اينجا كافه است و ويژگي كافه هم از هر دري سخني است اما سوال از اخبار سينما يي آن هم اخباري مثل بازي نازنين فراهاني در مقابل جورج كلوني در فيلمي كه نمي دانم چيست و چه كسي قرار است آن را بسازد دو حالت دراد يا كامنت را اشتباهي گذاشته ايد يا اينكه علم غيب داشته ايد و مي دانسته ايد قرار است اينجا راجع به سينما و كلا فرهنگ هم حرف بزنيم.به هر حال كافه است ديگر در آن از هر دري حرف زده مي شود ،از سينما تا سياست .البته به اندازه خوردن يك فنجان قهوه.

اما در مورد نازنين فراهاني و جورج كلوني هنوز كه هيچ خبر رسمي منتشر نشده   است . شما هم بگذاريد هر وقت فيلم را بازي كردند و اكران شد آن وقت راجع به آن حرف ميزنيم .ضمنا در اين مورد فكر مي كنم جورج است كه بايد ناز كند نه نازي !

اما اگر به اخبار سينماي ايران علاقه منديد يك خبر جالب اينكه سعيد راد قرار است در يك سريال تلويزيوني بازي كند .سريال در چشم باد به كارگرداني مسعود جعفري جوزاني در نقش رضا شاه.

http://www.parsbit.com/Cinema/actor/Nazanin_Farahani.htm   این اطلاعات راجع به نازنین فراهانی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 15:3  توسط کمال صادقی  | 

پس ازكشف توطئه بمب گذاري در هواپيماهاي انگليسي،  آقاي بوش در يك سخنراني به نوعي از اسلام كه آن را اسلام فاشيستي خواند حمله كرد.اما گويا اين حرف هاي آقاي بوش به بعضي ها برخورده است ، چرا كه آقاي آصفي در مصاحبه مطبوعاتي خود اين نوع حرف زدن  را شايسته يك رئيس جمهور ندانست و به آقاي بوش توصيه كرد كه ديپلماسي ادبيات خاص خودش را دارد و بايد آن را رعا يت كرد .

اينكه چرا حرف هاي آقاي بوش به آقايان برخورده جاي سوال دارد، چرا كه اسلام فاشيستي واقعيتي است كه باعث به وجود آمدن گروه هايي مثل القاعده و طالبان شده است . اما جالب توجه توصيه آقاي آصفي به بوش است. ايشان كه در مصاحبه هايشان هر طور دوست دارند حرف ميزنند(مثلا در مورد اثر نداشتن حرف بر روي غربي ها گفتند تربيت نا اهل را چون گردكان بر گنبد است ) چه طور مي توانند چنين توصيه اي را به ديگري بكنند؟ از قديم گفته اند چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است.خودماني ترش اينكه تو كه لالايي بلدي چرا خوابت نمي بره؟

ضمنا مثل اينكه چند ماه پيش همه اين توصيه را به يكي ديگر به خاطر حرف هايش مي كردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 15:0  توسط کمال صادقی  | 

چند سالي پيش كه بحث متروي اصفهان داغ شدخ بود براي بخشب از مسير مترو به راحتي از كلمه چهار باغ عباسي استفاده مي شد تا اينكه سريس ميراث فرهنگي رسانه هي مختلف نسبت به اين مسير اعتراض كردند.مدتي بود خبرنگارها هر جا هر مسئول استاني و كشوري كه يك سرش به ميراث فرهنگي يا متروي اصفهان بند بود پيدا مي كردند در اين باره مورد سئوال قرار مي دادند تا اينكه بالاخره تصميم گيري به شوراي عالي ترافيك كل كشور و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور محول شد يعني تصميم گيري از استان خارج شد.

و حالا هم تصميم گيري انجام شده و همان مسير چهارباغ عباسي براي عبور مترو انتخاب شده ولي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري سكوت كرده است تيتر بعضي از خبر ها را مرور مي كنيم :

- سكوت ميراث فرهنگي و گردشگري ادامه دارد ، پيمانكار مترو اعلام كرد: احتمالاً مترو از چهار باغ عباسي عبور مي كند.

- قائم مقام سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري : ممكن است رئيس سازمان عبور مترو از چهار باغ را قبول كند .

و...

ولي تمام اين جواب هاي غير قطعي و احتمالاً ها در حالي است كه رئيس متروي اصفهان با قطعيت به ايسنا گفته است سازمان ميراث فرهنگي مسير شوراي عالي ترافيك استان(همان مسير چهار باغ)را قبول كرده است ولي او هم از آوردن نام چهار باغ عباسي خودداري كرد است.

شايد اين ماجرا ها را بتوان به نوعي ترس از رسانه ها تعبير كرد كه اگر اين تعبير درستي باشد اتفاق ميمون و مباركي است. اما چرا اين ترس از رسانه ها فقط در سرويس ميراث فرهنگي رسانه ها وجود دارد ؟ عملكرد سرويس هاي مختلف و به خصوص سرويس سياسي در رسانه ها بايد به گونه اي باشد كه اين ترس از رسانه ها در حوضه هاي ديگر هم به وجود آيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 14:59  توسط محمد ناظری  | 

صفحه اصلي هركدام از خبرگزاري هاي داخلي را كه ببينيد پر است از اخبار لبنان ، در روزنامه ها هم اگر چه ديگر از تيتر يك شدن هر روزه اخبار جنگ ديگر خبري نيست ، اما باز هم مطالب زيادي در اين باره پيدا مي شود.خبرگزاري ها و شبكه هاي بين المللي هم كه هر لحظه اخبار جديدي درباره لبنان منتشر مي كنند .اين حجم عظيم از رسانه ها وخبرنگاران حاضر در صحنه ديگر چيزي براي گفتن باقي نميگذارند .امادر اين ميان و در اين شلوغ بازار نكته هاي كوچك زيادي باقي مانده اند كه پرداختن به برخي از آنها خالي از لطف نيست.

1- خبر نگار CNN در اسرائيل و در نزديكي مرز لبنان ايستاده است و در حالي كه در پس زمينه تصوير آتش و دود ديده مي شود با هيجان به تحسين قدرت نظامي حزب ا... و حتي اغراق و بزرگنمايي در اين باره مشغول است، اين را بگذاريد در كنار حرف هاي مقام هاي اسرائيلي كه حزب ا... را نه يك گروه چريكي كه يك ارتش مجهز معرفي ميكنند .مسلما خبرنگار CNN قصد تحسين حزب ا... و دادن وعده پيروزي آن را ندارد، بلكه در واقع با اين كار مي خواهد افكار عمومي را به اين سمت ببرد كه حزب ا... يك گروه مسلح خطرناك است كه هر چه زودتر نابود شود بهتر است.اين كار يعني اوج حرفه اي گري ،يعني نوشتن در بين سطور .اما جالب اينجاست كه صدا و سيماي خودمان اين حركت CNN رانشانه قدرت حزب ا... مي داند و با افتخار و غرور از اين حركت خبرنگار CNN حرف ميزند.

2-در دنياي رسانه style book چيزي است كه به يك رسانه هويت مي دهد و خط مشي آن را مشخص مي كند .يكي از جالب ترين style book هاي دنياي رسانه اي متعلق به صدا و سيماي ايران است. آن ها براي بسياري از واژه ها معادل هايي دارند كه مصرانه بر استفاده از آن ها پايبندند . مثلا به اسرائيل ميگويند رژيم صهيونيستي ( يا قبلا ميگفتند رژيم اشغالگر قدس ) وبه تمام تبعه هاي اسرائيل مي گويند صهيونيست.يامثلا سربازان امريكايي در عراق كشته نمي شوند بلكه به هلاكت ميرسند .چند روز پيش وقتي خبرنگار اعزامي به لبنان داشت با شهردار يكي از شهر هاي جنوب لبنان (فكر مي كنم صور يا صيدا ) مصاحبه ميكرد شهردار لبناني (كشور درگير جنگ با اسرائيل )از واژه اسرائيل استفاده مي كرد اما خبرنگار محترم با اصراري مثال زدني در هنگام ترجمه حرف هاي آقاي شهردار به جاي اسرائيل از لفظ رژيم صهيونيستي استفاده ميكرد.

3- مردم دنيا به جنگ در لبنان از چه زاويه اي نگاه مي كنند؟طبق آنچه رسانه هاي رسمي كشور مي گويند همه مردم دنيا بسيج شده اند تا با انواع و اقسام اقدامات از تظاهرات گرفته تا حمله به تيم كريكت اسرائيل (به آيتم بعدي مراجعه كنيد) اسرائيل را از ادامه جنگ و حمله به لبنان منصرف كنند.اما چيزي كه بديهي است اينست كه افكار عمومي در غرب توسط رسانه هاي غربي شكل مي گيرد نه رسانه هاي ايراني يا مثلا شبكه المنار .واقعيت اين است كه عموم مردم در اروپا وامريكا به جنگ از دريچه چشم يك اسرائيلي نگاه مي كنند و از حمله اسرائيل به لبنان تصوري شبيه حمله امريكا به عراق دارند .ممكن است با كشته شدن غير نظاميان مخالف باشند ويا براي اعتراض عليه جنگ دست به تظاهرات بزنند ، اما اين اعتراضات متوجه هر دو طرف جنگ است و حزب ا... به خاطر حملات كور به مناطق غير نظامي در شمال اسرائيل همان قدر مورد اعتراض است كه اسرائيل به خاظر كشته شدن تعداد زيادي غير نظامي در حملاتش به لبنان .

4-تيم كريكت اسرائيل براي مسابقات جام ملت هاي اروپا به اسكاتلند مي رود.خوب طبيعي است كه هم مقامات اسرائيلي و هم مقامات اروپايي نگران تكرار حادثه مونيخ باشند وتصميم بگيرند اعضاي تيم را در يك پايگاه نظامي اسكان دهند. حالا نوبت صدا و سيماي ايران است كه خبر را پوشش بدهد .بر طبق خبر صدا و سيما تيم كريكت اسرائيل به دليل احتمال تظاهرات مردم عليه اسرائيل و حمله به تيم كريكت اين كشور (آن هم مردم اسكاتلند )  در يك پايگاه نظامي اسكان داده شده اند!

5- يك توصيه، اگر از اين بمباران خبري راجع به لبنان و اسرائيل حوصله تان سر رفته است و دنبال چيز جديدي هستيد فيلم مونيخ را حتما ببينيد (اگر هم قبلا ديده ايد دوباره ببينيد ) . يك اثر خوش ساخت و جذاب از يك كارگردان يهودي تبار (استيون اسپيلبرگ) كه سعي دارد نگاهي بي طرف به قضيه داشته باشد وهر دو طرف رابه يك نسبت مورد انتقاد قراردهد .هر چند در نهايت همان نگاه خودي و غير خير خودي نسبت به اسرائيلي ها واعراب در فيلم ديده مي شود.باديدن اين فيلم ميتوانيد حداقل دو سه ساعتي (دقيقا دو ساعت وچهل دقيقه ) از دريچه چشم يك غربي به مساله نگاه كنيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 14:51  توسط کمال صادقی  | 

پرتيرا‍‍‍‍ژترين وپرمخاطب ترين رسانه چاپي درايران چيه؟اگر جوابتون روزنامه است اشتباه مي كنيد.درواقع روزنامه هست ، ولي نوع خاصي از روزنامه با نام نيازمندي  ها.علاوه بر اينكه همه‌‌‌ روزنامه ها يك ضميمه نيازمندي ها دارند ، تعداد و تيراژ نيازمندي هايي كه در شهرهاي مختلف به صورت جداگانه چاپ مي شود مي تواندبا تيراژ روزنامه ها رقابت كنه.در شهري مثل اصفهان با يكي دو روزنامه و چند هفته نامه كم تيراژ و بي رمق ،تيراژ روزانه نيازمندي هايي كه چاپ ميشوند سرجمع بيشتر از صدهزار نسخه است.اما چرا اين رسانه اين همه مخاطب دارد؟جداي از بحث رايگان بودن (كه البته در اصفهان بسيار مهم است! ) نكته اصلي در اسم اين رسانه نهفته است:نيازمندي ها.در واقعاين رسانه همان چيزي را ارائه ميكند كه مخاطب مي خواهدو با جلب مخاطب بيشتر ، مشتري هاي بيشتري هم جذب ميكنند.

همه اين ها به كنار نكته تاسف بار اينست كه در ليست نيازمندي هاي عموم مردم كه در اين رسانه انعكاس پيدا ميكندتنها چيزي كه جايي ندارد خبر و آگاهي هاي عمومي است.همين احساس نياز نكردن به آگاهي و خبر است كه باعث مي شود روزنامه ها وبه طور كلي نشريات در سبد خريد مردم در بخش تفريحات و سرگرمي ها قرار بگيرند نه در بخش نيازمندي ها.

   نكته:البته يك تفاوت مهم بين روزنامه ها و نيازمندي هاوجود دارد روزنامه ها كالا(خبر) را به مشتري مي فروشند ولي نيازمندي ها‍‍ مشتري را به كالا مي فروشند.   

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 14:50  توسط کمال صادقی  | 

۱-کافه ژورنال به دنیا اومد ساخته شد افتتاح شد یا حالا هر چی . به هر حال حالا دیگه وجود داره.

۲-همون طور که بعد از یک روز کار یک فنجان قهوه خیلی می چسبه بعداز یه گشت و گذار حسابی توی اینترنت و سر و کله زدن با کلی خبر و گزارش و ... خوردن یک کافی ژورنال اونم بدون شیر و شکر واقعا حال می ده.

۳-برای اون هایی هم که on  می شن برای تفریح و  سرگرمی خوردن یک فنجان کافی ژورنال بد نیست البته با شیر وشکر.

4- كافي ژورنال چيه؟خوب ديگه شرمنده بايد يك فنجان بخورين تا بفهمين چيه.پس صبر كنين تا اولين فنجانش آماده بشه.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 14:47  توسط کمال صادقی  |