تبليغاتX
کافه ژورنال

کافه ژورنال

پیش شماره اول روزگار روی دکه آمد با ۲۴ صفحه و مقاله هایی از عباس عبدی مرتضی مردیها و علیرضا جلایی پور .

گفته می شد قرار است به جای شرق منتشر شود و حتی سر دبیر آن محمد قوچانی است البته قوچانی در مقاله ای که در اعتماد ملی چاپ شده بودگفت :بنابراين اگر شنيديد كه قرار است از شرق نااميد شويم يا جايگزيني براي آن بيابيم يا مستاجر خانه‌اي و روزنامه‌اي شويم، باور نكنيد. به هر حال روزنامه خوبیست و قطعا با عکسهایی از فرهاد کاوه رضا معطریان میلاد پیامی و مهدی حسنی(که همه قبلا در شرق کار می کردند) عکس های خوبی در این روزنامه خواهید دید

امیدوارم ادامه دهد و همان باشد که نیاز داریم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 18:2  توسط محمد ناظری  | 

اينكه دو پست پشت سر هم گذاشته ام براي اين است كه مطلب قبلي مال ديروز بود كه در آخرين لحظه به دليل اتمام اكانت نتوانستم آن را روي وب بگذارم .امروز هم مطلب خاصي نيست جز اين كه امروز بيست مهر و روز بزرگداشت حافظ . مطلب امروز هم تفائلي سحري است بر ديواني كه دل هر پارسي زبان با آن يك دنيا خاطره دارد:

كلك مشكين تو روزي كه ز ما ياد كند/ببرد اجر دو صد بنده كه آزاد كند

قاصد منزل سلمي كه سلامت بادش/چه شود گر به سلامي دل ما شاد كند

امتحان كن كه بسي گنج مرادت بدهند/گر خرابي چو مرا لطف تو آباد كند

يارب اندر دل آن خسرو شيرين انداز/كه به رحمت گذري بر سر فرهاد كند

شاه را به بود از طاعت صد ساله و زهد/ قدر يك ساعته عمري كه در او داد كند

حاليا عشوه ناز تو ز بنيادم برد/تا دگرباره حكيمانه چه بنياد كند

گوهر پاك تو از مدحت ما مستغني است/ فكر مشاطه چه با حسن خداداد كند

ره نبرديم به مقصود خود اندر شيراز/خرم آن روز كه حافظ ره بغداد كند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 5:33  توسط کمال صادقی  | 

آزمايش هسته اي كره شمالي خبري بود كه توانست خروجي خبرگزاري ها را به لرزه در آورد طوري كه حتي در ايران هم اين خبر تيتر يك بسياري از روزنامه ها شد.اما جالب اينجاست كه اين خبر ميتواند تنها يك شايعه رسانه اي باشد.

آنچه در خبر ها آمده اين است كه كره شمالي يك آزمايش هسته اي زير زميني انجام داده است و همه هم آن را تاييد كرده اند.خود دولت كره شمالي، سرويس هاي اطلاعاتي امريكا و كره جنوبي و حتي دولت چين. همه هم خوشحالند؛امريكا و شركايش بهانه براي تحت فشار قرار دادن كره به دست آورده اند و كره شمالي هم مي تواند در داخل و خارج حسابي مانور تبليغاتي بدهد و به زعم خودش امتياز بگيرد. اما اين داستان را مي شود طور ديگري هم خواند. طوري كه مي تواند باشد يا شايد هم واقعا باشد:

ساعت 10:30 به وقت محلي يك زلزله تقريبا 5/3 ريشتري شمال شرقي كره شمالي را لرزانده است و موسسات لرزه نگاري كره جنوبي هم آن را ثبت كرده اند.خبرگزاري يونهاپ كره جنوبي هم كه دنبال يك خبر داغ بوده خبر را به عنوان آزمايش هسته زير زميني روي خروجي خود فرستاده است ( خيلي هم عجيب نيست چون در همين ايران خودمان هم شايعه سازان زلزله بم را به عنوان آزمايش هسته اي مطرح مي كردند!) . شمالي ها هم كه ديده اند مي شود از آب گل آلود ماهي گرفت به فاصله بيست دقيقه خبر را تاييد كردند و تمام جزئيات را هم منتشر كردند.آن ها كه خيلي وقت بود مي خواستند حركتي براي ايجاد ترس در ميان رقبا بكنند از اين كه اين فرصت مجاني نصيبشان شده حسابي خوشحال شده اند. از طرف ديگر امريكا و هم پيمانان هم كه ديده اند از اين بهتر فرصتي براي افزايش فشار و تحريك افكار عمومي نيست وارد اين بازي يك كلاغ چل كلاغ شده اند. اما نتيجه اين بازي اينكه ممكن است به خاطر تشديد تحريم هاي كره شمالي آمار مرگ و مير كودكان افزايش يابد، چند وقتي مردم شرق آسيا طعم ترس را مي چشند واحتمالا ممكن است در درگيري هاي مرزي ميان دو كره چند نفري كشته شوند.

اين ها همه  يك فرضيه بود. فرضيه اي كه البته مي تواند واقيت باشد. اما چيزي كه واقيت است اين است كه دنياي امروز به شدت در مقابل رسانه ها و قدرت آن ها در شكل دهي به افكار عمومي آسيب پذير است. رسانه هايي كه كافي است يكي از آنها در روز روشن بگويد الان شب است تا بقيه هم شروع كنند به نشان دادن ستاره هاي اين شب پر ستاره و مردم هم چشم به آسمان بدوزند و از زيبايي آسمان شب لذت ببرند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 5:30  توسط کمال صادقی  | 

 

چند سال پيش محمد اصفهاني(از جمله خوانندگاني كه ازش خوشم نمي آيد) آهنگ نون و دلقك را خواند كه به نوعي توهين به طنزپردازان بود و كليپ آن هم توهين به شخص چاپلين فقيد.اما در همين ترانه يك جمله است كه از آن خيلي خوشم مي آيد و به نوعي وصف طنز و طنزپرداز وتفاوت طنز و ديگر اشكال خنده است." پشت اين چهره خندون اون هميشه غصه داره" البته شايد بهتر باشد غصه را با غم جايگزين كنيم كه هم زيباتر است و هم شريف تر.

منظور از اين مقدمه اينكه عمران صلاحي هم بعد از چهل سال عمليات عمراني(به قول خودش) در عرصه طنز درگذشت.نمي خواهم مرثيه بسرايم براي يكي از اهالي خنده .فقط مي خواهم شعري از او را اين جا   بياورم. شعري كه طنزش آن قدر تلخ است كه رنگ خنده در آن بي رنگ است.اين شعر را امروز آينده نو هم كار كرده بود اما حيفم آمد از آن بگذرم.

من بچه جواديه ام / من بچه اميريه / مختاري / گمرك / فرقي نمي كند /اين رود هاي خسته به ميدان راه آهن مي ريزند /

ميدان راه آهن / درياچه اي بزرگ / درياچه لجن / با آن جزيره اش / و ساكنان هميشگي آن جزيره اش / گفتم هميشگي؟ / آب از چهار رود مي ريزد / رود جواديه / رود اميريه / سي متري / شوش / وبادبان گشوده بر اين رود ها / نكبت /

مي رانم / با قايقي نشسته به گل / من بچه جواديه ام / از روي پل كه مي گذري / غم هاي سرزمين من آغاز مي شود / اي خط راه آهن / اي مرز / با پرده هاي دود / چشم مرا بگير / مگذار من ببينم چيزي را در بالا / مگذار من بخواهم / مگذار آرزو / در سينه ام دواند ريشه / مگذار اي دود /

يك روز اگر به محله ما آمدي / همراه خودت بياور چترت را / اينجا  هوا هميشه گرفته است / ايجا هميشه ابر است / اينجا هميشه باران است / باران اشك / باران غم / باران فقر / باران كوفت / باران زهرمار / اينجا هميشه هوا باراني است / وقتي كه باران مي بارد / يعني هميشه / بايد دعا كنيم / و از خدا بخواهيم / نيرو دهد به بام كاهگلي مان / بايد دعا كنيم / ديوارها / تابوت سقف را / از شانه زمين نگذارند / بايد دعا كنيم كه از درز هاي سقف / آواي اضطراب قطره هاي باران / در طشت نشيند / همراه مادري كه دو دستش / هي تير مي كشد / همراه مادري كه دو چشمش / مي سوزد / و چند تكه پيرهن كهنه / افتاده در كنارش / پاره...

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 5:29  توسط کمال صادقی  | 

1-در ميان شش هفت شبكه 24 ساعته صدا و سيما، فيلم هاي سينمايي و پخش زنده مسابقات ورزشي، به خصوص فوتبال، تنها برنامه هاي قابل اعتناي اين رسانه ملي اند.فيلم هاي آش و لاش و پر از صداهاي تكراري دوبلورها  را كه مي شود با بهترين كيفيت تهيه كرد و ديد و زجر كارشناسي هاي اساتيد را به جان نخريد.فوتبال ها را هم هر كس آنتني به دور از چشم ماموران تيزبين نيروي انتظامي داشته باشد و عاشق صداي عادل خان هم نباشد مي تواند خيلي زنده تر و جان دار تر تماشا كند.ديگر چه مي ماند از اين رسانه عظيم ملي و پول هايي كه ميليارد ميليارد خرج مي شود؟

2-با تمام اين حرف ها از تاثير گذاري صدا و سيما و به خصوص تلوزيون، كه زماني سيماي لاريجاني خوانده مي شد و اكنون نمي دانم آيا كسي به آن سيماي ضرغامي مي گويد يا نه، به سادگي رد شد.در ايران تلوزيون تاثير گذار ترين رسانه است.موهبتي كه بودجه نامحدود، فراگيري بي نهايت ورايگان بودن برايش به ارمغان آورده است.تاثير گذاري نكته اي است كه مديران سيما هم به خوبي بر آن واقفند و سعي مي كنند به خوبي از آن بهره ببرند.اما اينكه چگونه و در چه راستايي خود جاي پرسش است.

3-سريال هاي سفارشي و مناسبتي گونه شناخته شده اي از برنامه هاي تلوزيون اند (سريال غير سفارشي هم در تلوزيون داريم؟). سريال هايي پر از پند و نصيحت و گاه تهوع آور كه براي تاريخ مصرف معيني ساخته ميشوند وقراراست حرف هاي تكراري را در قالب هنر بزنند و تعريف هنر متعالي را به قول خودشان تحقق ببخشند.

4-نوع جديدي از اين سريال ها كه مي شود آن ها را شبه سوررئاليستي يا ماورايي ناميد، يكي دو سالي است كه رواج يافته اند و به مناسبت هاي مختلف بايد با ديدن يكي از آن ها روحمان جلا پيدا كند.سريال هايي كه در آن ها شيطان به صورت انساني بزك كرده روي زمين راه مي افتد و هر غلطي دلش مي خواهد مي كند.يا پسر جواني پس از مردن و يك گشت حسابي در برزخ برمي گردد تا حساب هاي خودش و بقيه را صاف كند.آخريش هم همين آخرين گناه شبكه دو كه طرف با گذاشتن قرنيه استاد توي چشمش روح استاد را توي بهشت مي بيند كه براي خودش لم داده و پشت سرش هم چند نفر از بهشتيان محترم در حال قدم زدن اند.مثل اين كه طرف اشكال سخت افزاري داشته و با تعويض قرنيه، چشم بصيرتش باز شده است.

5-مثل اينكه هنرمندان(؟!) محترم بي اثري حرفشان را به حساب سنگي دل مخاطب گذاشته اند و به هر ترفندي متوسل مي شوند تا دل بيننده را نرم كنند.غافل از اين كه اين بار هم اشكال از فرستنده است.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 22:15  توسط کمال صادقی  |