تبليغاتX
کافه ژورنال

کافه ژورنال

 امروز سرنوشت كشور در گرو نتيجه مذاكرات بغداد است. در واقع دو كشور در شرايطي كه رابطه دو كشور در بحراني ترين شرايط است و حتي احتمال درگيري نظامي هم وجود دارد و اجماعي جهاني هم عليه ايران به وجود آمده است امريكايي ها ترجيح داده اند مشكلاتشان را با كمترين هزينه و پشت ميز مذاكره حل كنند. هر چند اين مذاكرات را نبايد پايان مشكلات ايران و امريكا دانست و گمان كرد كه امريكا به سادگي از موقعيت ممتازش نسبت به ايران خواهد گذشت اما مي تواند شروعي براي خروج از بحران باشد. شروع راهي كه ممكن است سال ها به طول بينجامد.

در شرايطي كه كشور در شرايطي بسيار حساس است و در يكي از بزنگاه هاي تاريخي خود قرار دارد جنبش دانشجويي كشور در شريطي بسيار منفعل قرار گرفته است.در پي بحران سازي هايي كه براي جنبش دانشجويي به وجود آمده اكنون تنها صداي باقيمانده از دانشجويان گروه هاي اصولگراي دانشجويي اند كه نقش سوپاپ اطمينان دولت را بازي مي كنند. اكنون كه بسيار احتياج است تا فعالان سياسي و دانشجويي به حمايت از تصميم معقولانه حاكميت بپردازند تمام انرژي دانشجون صرف مقابله با حملاتي مي شود كه به ان ها شده و همچنان هم ادامه دارد. بسيج دانشجويي امير كبير هم طي نامه به رئيس جمهور برخورد شديدتري را خواسته اند و اعلام كرده اند در صورتي كه چنين نشد خود دست به كار مي شوند.

بسيج دانشجويي امير كبير در نامه خود به رئيس جمهور آورده است :"اين نامه نيز آخرين نامه‌اي بود كه در اين باره به شما انگاشتيم. پس از اين، اندكي منتظر مي‌مانيم و مي‌نگريم كه شما چه مي‌كنيد، چنانچه به وظيفه اسلامي و انقلابي خود عمل كرديد، خاضعانه دست شما را مي‌بوسيم اما اگر چنين نشد تاريخ، ‌شهادت خواهد داد كه ما دانشجويان دانشگاه اميركبير در چارچوب قانون عمل كرديم و مسوولان را نسبت به تكاليفشان آگاه ساختيم. آن گاه وارد ميدان مي‌شويم و همچون مولايمان حسين بن علي(ع)، حادثه‌اي سرخ را خلق خواهيم كرد." بدين ترتيب با تهديد قصد ساكت نگه داشتن دانشجويان تا اطلاع ثانوي را دارند تا بتوانند به عنوان تنها بازيگر اين عرصه ظاهر شوند. ديروز(پنج شنبه ) هم تعدادي از دانشجويان بسيجي و جنبش عدالتخواه ( حدود 100 نفر) ابتدا مقابل رياست جمهوري و سپس مقابل مجلس تجمع كردند و مخالت خود با هرگونه رابطه با امريكا را اعلام كردندكه منجر به درگيري با پليس شد.اين افراد اعلانم كردند كه منتظر فتواي رهبرند . آيت ا... خامنه اي هم پيش از اين در مشهد اعلام كرده بود كه "كساني كه تصور مي‌كنند جمهوري اسلامي ايران سياست مستحكم، منطقي و صد در صد قابل دفاع خود را در نفي مذاكره و ارتباط با آمريكا، تغيير مي‌دهد، سخت در اشتباه هستند. " وي مذاكره با امريكا را تنها در حد گوشزد كردن وظايف اشغالگران در عراق و كمك به مردم عراق دانست.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 23:11  توسط کمال صادقی  | 

سوياي اسپانيا در رقابت با هموطنش اسپانيول قهرمان جام يوفا شد.

امشب فوتبال باز هم يكي از شب هاي خوبش را داشت. يك بازي دراماتيك ، چيزي كه فوتبال را از ديگر ورزش ها مجزا مي كند. بازي دو تيم به وقت اضافه كشيد و سويا كه با گل فردريك كانوته خودش را قهرمان مي ديد چند دقيقه به آخر بازي با گل حريف غافل گير شد. اما اسپانيول كه با تساوي در وقت اضافه ( آن هم با ده نفر) خودش را قهرمان مي دانست نتوانست در ضربات پنالتي موفق شود و مغلوب دروازه بان آماده سويا شد.

فوتبال ورزش زيباييست و زيباترين لحظات آن وقتيست كه در چند ثانيه همه چيز عوض مي شود. يك ضربه كه ناگهان گل مي شود و تماشاگراني كه تا دو ثانيه پيش اشك مي ريختند چنان خوشحال مي شوند كه اولين كسي را كه مي بينند بغل مي كنند. بدون اين لحظات و بازي هايي از اين دست فوتبال به ورزش كسالت باري تبديل خواهد شد. آيا بايد هفته ديگر هم منتظر غافل گيري مشابهي در بازي ميلان و ليورپول باشيم؟مطمئنا و البته صد مرتبه داغ تر.

جام يوفا بازي درجه دوها است. تيم هاي جهان سومي اروپا. جايي كه در آن هيچ ستاره اي نمي درخشد. سويا هم دقيقا چنين تيمي است. تيمي كه اگر ندانيد اسپانيايي است آن را با تيمي از امريكاي مركزي اشتباه مي گيريد. پر از سياه پوست و دورگه هاي لاتين. حتي استيل بدني شان هم به حرفه اي ها شبيه نيست ( لاغر اندام مثل دونده هاي استقامت). چهره جذابي هم در ميانشان نيست. حتي لباسشان هم مسخره است. بد رنگ و بد دوخت. اما خوب و جنگند بازي مي كنند واگر بيشه از شيران خالي باشد و تيم درست و حسابي در ميدان نباشد خوب نتيجه مي گيرند( اين دومين قهرماني پياپي آن ها در جام يوفاست) .

جام يوفا بازي درجه دوها است. براي آن كه قدر تيم هاي پرستاره و درجه يك را بدانيم. پاسخي به آن هايي كه باشگاه هاي بزرگ را به خاطر پولدار بودن سرزنش مي كنند. اما جام يوفا براي آن است كه فوتبال بدون تيم هايي مثل چلسي ، باسلونا و منچستر ، بدون جادوگرهايي چون رونالدينيو و كاكا و زنرال هايي چون جرارد و لمپارد چيز زيادي براي تماشا نداريم. اين يعني بايد قدردان امثال آبراموويچ بود.

يك هفته صبر كنيد. فينال آتن جادوي واقعي را نشان خواهد داد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 2:31  توسط کمال صادقی  | 

بالاخره تابوي بزرگ شكسته شد و دولت ايران حاضر شد با امريكا بر سر ميز مذاكره بنشيند. بعد از اين كه در شرم الشيخ توافق هاي اوليه بر سر موضوع انجام گرفت مقامات دو طرف اعلام كردند كه در خاك عراق و بر سر موضوع عراق به مذاكره خواهند نشست. اين يكي از بزرگترين اتفاقات در عرصه ديپلماسي ايران در دو دهه اخير است كه دارد كاملا بي سر و صدا اتفاق مي افتد. البته در اين ميان فشارهاي ناشي از قطعنامه شوراي امنيت و اولتيماتوم رو به پايان آن را كه در سايه طرح افزايش امنيت اجتماعي و جنجال هاي دانشگاهي كاملا فراموش شده است نبايد فراموش كرد.

شكسته شدن بزرگترين تابوي سياسي كشور درست در زماني اتفاق مي افتد كه بنيادگراترين دولت (‌اين دولت را نه مي توانم راست بنامم و نه محافظه كار، همين بنيادگرا از همه بهتر است هرچند چندان درست نيست) بر سر كار است. مخالفت هاي مخالفان هم تقليل يافته است به سروصداي يك عده جوجه اصولگرا در بسيج و دانشگاه ها و نصيحت هاي نرم و پدرانه كيهان. نمي دانم لازم است بگويم كه اگر دولت هاي قبلي مي خواستند چنين كاري بكنند چه بلوايي به پا مي شد يا نه.

گفته مي شود اين مذاكرات بر سر مساله عراق است. اما همه مي دانند كه قضيه مهم تر از ناآرامي در عراق است .وگرنه ما دايه مهربان تر از مادر نيستيم كه براي دلخوشي ملت دوست و برادر با شيطان بزرگ سر يك ميز بنشينيم. گويا دولت قصد دارد برقراري رابطه با امريكا را هم به كلكسيون افتخاراتش ثبت كند. اتفاقي كه خيلي ها هشت سال نگران بودند كه به دست اصلاح طلب ها محقق نشود. اما جالبي ماجرا اينجاستكه دوستان با آن همه پز ضد امپرياليستي و ضد امريكايي شان بشوند چوب دو سر طلا.

كاري به كساني كه بيرون از ايران نشسته اند و منتظرند تا حكومت عوض شود و به بهشت خيالي پنجاه و هفتشان برگردند ندارم.اما دوستاني كه در ايران اند. عرض شود كه اين هم از امريكا. در واقع نه امريكا آن قدر دلباخته توسعه دموكراسي و حقوق بشر است كه از مناع ملي اش براي توسع آن ها در كشوري چند هزار كيلومتر آن طرف بگذرد و نه حكومت آيران آن قدر دگم است كه حاضر نباشد بر سر منافعش با دشمن مذاكره كند. مي گويند برسر منافع با شيطان هم مي شود پاي ميز مذاكره نشست.

راستي بالاخره من نفهمييدم متكي چرا با ديدن آن خانم ويولونيست چرا چنين واكنشي نشان داد؟ اين طور كه اين خانم اوكرايني گفته همه خدمه شرم الشيخ دامن كوتاه مي پوشند و گويا اين بنده خدا جلوي آن ها براي خودش يك پا امنيت اجنماعي بوده است. 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 1:14  توسط کمال صادقی  | 

* فقط چند ساعت به انتشار هم‌ ميهن مانده است. تا الان ديگر صفحه ها بسته شده اند و احتمالا دستگاه هاي چاپ به كار افتاده اند تا صبح علي الطلوع پنجره تازه اي روي دكه ها باز شود. بعد از يك عالمه تبليغات كه شرق مي آيد ناگهان اواسط هفته گذشته اعلام شد كه هم ميهن به سردبيري محمد قوچاني منتشر مي شود. گويا يكي از شروط اجازه چاپ مجدد شرق نبودن محمد قوچاني در مقام سردبير بوده است و شرق بدون قوجاني هم كه به قول معروف مي شد ساندويچ بدون نوشابه. اين شد كه قوچاني شد سردبير هم ميهني كه مدير مسئولش كرباسچي است. تيم شرق هم همگي كوچيدند به روزنامه جديد. آن همه تبليغات هم فقط براي اين بود كه هم ميهن در فضايي بدون جنجال منتشر شود.

* محمد قوچاني، مي شود گفت نامي كه مي شناسيم و به آن اطمينان داريم. روزنامه نگار جوان و پر سروصداي اوايل دهه هفتاد حالا يكي از ستون هاي ژورناليسم ايراني به حساب مي آيد. قوچاني امروز بيش از اين كه يك روزنامه نگار باشد يك ستاره در عرصه ژورناليسم است. درست مانند ستاره هاي سينما كه بودن اسمشان تضمين فروش فيلم است. ضمن اينكه قوچاني به نمادي از روزنامه نگاران جوان تبديل شده است .نسلي از روزنامه نگاران كه در فضاي بعد از دوم خرداد آرام و بي صدا رشد كردند و بعد در شرق فضاي مطبوعاتي كشور را چنان تحت تاثير قرار دادند كه به راحتي مي شود گفت استاندارد هاي روزنامه نگاري در ايران را چند پله بالا بردند.

*آيا هم ميهن مي تواند از زير سايه شرق خارج  شود ؟ تيم شرق در كارشان جنان سنگ تمام گذاشته بودند كه حالا به نظر مي رسد كار براي خودشان هم سخت شده باشد. شايد قوچاني  چند فوت كوزه گري را براي روز مبادا نگه داشته باشد.

*اين هم از آن بازي هاي ظريف روزگار است. محمد قوچاني يكي از همان هايي است كه در انتخابات مجلس ششم شديد ترين حملات را به هاشمي مي كرد. و حالا هنوز به ميانسالي نرسيده به شدت محافه كار شده و براي دوستان هاشمي روزنامه منتشر مي كند.

*پسر سر راه برگشت از مدرسه روزنامه را مي خرد و همه اش را توي پارك مي خواند. دم در خانه روزنامه را مچاله مي كند و با حسرت لاي شمشاد ها مي اندازد و به مادرش مي گويد براي كنكور توي كتابخانه درس مي خواند ه است. شب به جاي حل مساله هاي ديفرانسيل روي كاغذي كه لاي كتابش گذاشته براي روزنامه اي خيالي كه سردبيرش است سرمقاله مي نوسد. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 23:45  توسط کمال صادقی  | 

صفر- من كرمانشاهي نيستم ، كرمانشاه زندگي نمي كنم ، دانشجوي دانشگاه رازي هم نيستم .

يك - متهم فردي است به نام "دايي چي" ، معاون حراست دانشگاه رازي . دانشجوي مورد اشاره در خبر هم يك دانشجوي سال آخر زبان انگليسي اين دانشگاه است .

دو-  گفته مي شود "دايي چي" در اين زمينه داراي سابقه بوده است . موضوع در ميان دانشجويان رازي شايع است چنانچه گفته مي شود اين شخص به دختراني كه مورد انضباطي داشته اند و بايستي به كميته انضباطي ارجاع مي شده اند پيشنهادات غير اخلاقي ارائه مي كرده است و ... .  بسيج دانشجويي رازي در بيانيه خود تلويحا به اين موضوع اشاره كرده است :"3- متاسفانه در اين چند سال اخير شاهد وقوع مواردي خلاف شرع در دانشگاه بوديم كه عدم قاطعيت و مجازات كافي باعث گرديده كه قبح تخلف به شدت در دانشگاه شكسته شود. دراين راستا از مسئولين دانشگاه علي الخصوص معاونت دانشجويي خواستاريم پرونده هاي بررسي شده را بازبيني نموده و با زاويه ديدي متفاوت به مسائل رسيدگي شود." در اين بند از بيانيه بسيج مشخصا به دو موضوع اشاره شده وجود موارد مشابه در دانشگاه و ارتباط موضوع با كميته انضباطي و معاونت دانشجويي.

سه - گفته مي شود دايي چي از اعضاي حفاظت اطلاعات سپاه كرمانشاه بوده ."رئيس حراست دانشگاه در تجمع امروز اعلام كرده است كه مسؤولان از يك سال پيش از مشكلات اخلاقي اين فرد مطلع بوده‌‏اند اما به دليل ارتباط وي با برخي نهادها نمي‌‏توانستند وي را اخراج كنند"(ايلنا)

چهار- با انتشار خبر اوليه سوالي كه براي بسياري مطرح شد صحت خبر بود . خبر از سوي هيچ رسانه رسمي منتشر نشده و همين باعث شك بسياري شد .  با گذشت يك روز و نوشتن وبلاگ هاي ديگر درباره اي موضوع همه به نوعي اطمينان رسيدند . ( جالب اينكه همه آن ها خبر را از "كافه ژورنال" گرفته بودند و بعضي هم عينا آن را كپي كرده بودند ، بي هيچ كم و زياد) . اما اولين نشانه از درستي خبر در وبلاگ علي اصغر شفيعيان بود كه به خبر ايسنا اشاره كرده بود .خبري كه تقريبا هيچ كس آن را نديده بود اگر هم كسي آن را مي ديد بدون پيش زمينه قبلي نمي توانست چيزي از آن بفهمد. سكوت مسئولان و تائيد ضمني برخي از مقامات دانشگاهي هم به مساله قوت بخشيد . وبلاگ پرشين بلاگ هم خبر را تاييد كرد البته از منبعي غير از منتشر كننده اوليه. از يك منبع غير اينترنتي .

پنج - ديروز بالاخره خبر از يك رسانه رسمي منتشر شد . به دنبال تجمع اعتراضي دانشجويان رازي ایلنا خبر اين تجمع و البته علت آن را منتشر كرد . اين خبر كه سعي مي شد به سطح رسانه ها كشيده نشود با انتشار وسيعش در اينترنت و سپس تجمع دانشجويان رسانه اي شد . پس از اين بايد منتظر ابعاد تازه اي از اين حادثه باشيم . در روزهاي آينده ديگر رسانه هاي رسمي هم به اين موضوع خواهند پرداخت و احتمالا كار به تلويزيون هم خواهد كشيد .

شش - اين حادثه بار ديگر اهميت رسانه هاي غير رسمي و اينترنتي ، به خصوص وبلاگ ها را در ايجاد فضايي شفاف روشن كرد . اين خبر به راحتي مي توانست لاپوشاني شود و در هياهوي اميركبير و دانشكده هنر فريادمظلوميت يك دختر به هيچ جايي نرسد . ممكن بود امروز هيچ كدام از ما ندانيم كه درگوشه اي از اين كشور چه ننگي بر پيشاني نظامي اسلامي نشسته است . اما به لطف زندگي در عصر رسانه هاي شخصي ديگر هيچ كس نمي تواند يراي خود گوشه امني بيابد . مي شود هميشه همه جا روشن باشد اگر نورافكن هايمان را هميشه روشن نگه داريم .

هفت - وقوع چنين اتفاقي را تنها مي شود يك فاجعه ناميد . يك ننگ براي آموزش عالي . اين اتفاق در هر كجاي دنيا كه افتاده بود تا حالا رسانه ها آسمان را بر سر دولت خراب كرده بودند . حداقل نتيجه چنين اتفاقي در دنياي امروز استعفاي وزير است . نه از اين روكه مستقيما مقصر است . حداقل براي احترام به عواطف جريحه دار شده مردم .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:3  توسط کمال صادقی  | 

یکی از مسئولان حراست دانشگاه رازی کرمانشاه با همراهی یکی از نگهبان های دانشکده ادبیات این دانشگاه به یکی از دانشجویان دختر این دانشکده تجاوز کرده اند .

با شکایت این دانشجو خبر این اتفاق در سطح دانشگاه منتشر شده است . به دنبال این اتفاق رئیس دانشگاه طی نامه ای از رئیس حراست پیگیری موضوع و پاکسازی حراست را خواسته است. با این حال شخص مذکور همچنان آزادانه در دانشگاه تردد می کند و هنوز هیچ اقدامی از سوی حراست و یا مراجع قضایی صورت نگرفته است .

با این تفاسیر طی روز های آینده باید منتظر تحصن هایی در دانشگاه رازی و دیگر دانشگاه های کشور باشیم. باید ببینیم کسانی که برای چند نشریه جعلی فضای دانشگاه های کشور را به هم ریخته اند این بار هم فریاد وااسلاما سر می دهند یا غیرت دینی شان فقط به کار مسائل سیاسی می آید.

پ ن ۱- بالاخره دانشجویان دانشگاه رازی عکس العمل نشون دادند و این خبر تاسف آور  بعد از گذشت چند روز رسانه ای شد. خبر به نقل از ایلنا: دانشجويان دانشگاه رازي كرمانشاه تجمع كردند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:24  توسط کمال صادقی  | 

فردا شوراي شهر تهران يكي از مهمترين تصميم هاي دوره كاريشان را مي گيرند . در واقع مي شود گفت مهمترين تصميشان را. تصميمي كه نه تنها برآينده تهران كه بر آينده ايران هم تاثير گذار خواهد بود . اينكه قاليباف شهردار بماند يا نه بخشي از معادلات انتخابات رياست جمهوري سال 88 را حل خواهد كرد . قاليباف از همين حالا به عنوان يكي از نامزد هاي اصلي انتخابات 88 شناخته مي شود و اينكه در مسند شهردار دو سال ديگر در صدر اخبار باشد و بتواند ليست حاميانش در ميان جناح هاي مختلف را پر و پيمان كند يا اينكه در خلوت به آماده سازي براي انتخابات بپردازد اهميت زيادي خواهد داشت .فردا شورا روز سختي را در پيش رو خواهد داشت . از يك طرف حاميان دولت به شدت مخالف ادامه حضور او هستند به طوري كه بيادي نائب رئيس شورا شانس او را تنها 30 % دانست و اعلام كرد كه قاليباف همكاري با شورا را قطع كرده است ( ایسنا 15/2/86 ) . از طرفي حاميان قاليباف اند كه از داخل و خارج از شورا فشارهاي زيادي را براي ابقاي او به كار بسته اند . يك طرف ماجرا هم اصلاح طلب ها هستند كه با داشتن چهار نماينده در شورا مي توانند تاثير گذاري بالايي داشته باشند( به شرطي كه اصول گرايان به اجماع نرسند ) . اهميت ديگر اصلاح طلب ها درا ين است كه مي توانند در ميان اين دو طيف قرار گرفته و به عنوان وزنه تعادل عمل كنند . تعادلي كه به نظر به سمت حاميان قاليباف نامتعادل خواهد شد .

اصلاح طلب ها همين طور بايستي از حالا براي دو سال ديگر روي قاليباف حساب ويژه اي باز كنند و اين محاسبات را در تصميم گيري امروزشان منظور كنند . اين كه مي خواهند يك تنه به مبارزه به احمدي نژاد برخيزند يا به دنبال تشكيل ائتلافي خارج از مرزهاي اصلاحاتند . سوالي كه شايد نشود تا پس از انتخابات مجلس هشتم جوابي برايش يافت ولي امروز به پاسخ آن نياز است . به هر حال اگر اصلاح طلب ها مي خواهند ائتلافي بزرگ براي انتخابات 88 تشكيل دهند مي توانند روي قاليباف به عنوان چهره اي كه  مي تواند هم اصلاح طلب ها و هم اصولگرايان ميانه رو را راضي نگه دارد حساب باز كنند . چرا كه قاليباف نشان داده كه براي جذب راي در طبقه متوسط هم پتانسيل بالايي دارد و اگر در زمينه مسائل مربوط به دموكراسي و حقوق بشر امتيازات كافي را به اصلاح طلبان بدهد مي تواند گزينه مناسبي براي جايگزيني احمدي نژاد و جلوگيري از ادامه وضع فعلي براي چهار سال ديگر باشد.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:4  توسط کمال صادقی  | 

پارسال همي موقع ها بود كه رئيس جمهور محترم در نمايشگاه كتاب حضور پيدا كردند و گفتند كه اين جا در شان كتاب نيست و گفتند بايد جاي بهتر و مناسب تري در نظر گرفته بشود و گفتند كه يا اين طور مي شود يا سال ديگه وزير ارشاد ديگر وزير نيست . خيلي ها هم گفتند ازما از اين گفتند ها و افزودند ها و. اذعان داشتند ها زياد شنيديم ، شما جدي نگيريم . اما حداقل يك نفر بود كه قضيه را جدي بگيرد . صفارهرندي . كسي كه مي خواست سال ديگر هم وزير شود . بنابر اين تصميم گرفت مس نمايشگاه را طلا كند . اين شد كه تصميم گرفتند نمايشگاه را دوپاره كنند نصف نمايشگاه را در همان محل قبلي برگزار كنند و نصف ديگرش را در در مصلاي بزرگ تهران . يعني داخلي ها جدا  و خارجي ها هم جدا. بعد ناشرها گفتند يا همه يك جا يا ما نمي آيم . اما وقتي نمايشگاه همه اش به مصلي منتقل شد ديگر براي ثبت نام دير شده بود و بسياري از ناشر هاي بزرگ (مركز ، ني ، آگه و ...)  پشت در ماندند. بعد تازه معلوم شد كه فضاي مصلي سي درصذ كنتر از جاي قبلي است . بعضي ها هم گفتند شش هفت ميليارد خرج غرفه بندي اين جا شده است . روز اول هم باران باريد و چون فضا مناسب اين كار نبود آب در غرفه ها راه افتاد و كلي خسارت به ناشر ها زده شد . بعد هم آتش نشاني اعلام كرد كه اينجا امنيت كافي براي نمايشگاه را ندارد و اگر اتفاقي بيفتد نمايشگاه يك كم خاكستري مي شود . به اين ها اضافه كنيد نبودن بروشورهاي اطلاع رساني و نقشه و مراكز اغذيه فروشي ( حداقل در روزهاي اول ) . سرانجام همان هايي كه قبلا مس بودند به اين نتيجه رسيدند كه همان مس بودن بهتر بود و اين شد كه از طلا گشتن پشيمان شدند و نشستند تا كي بشود كه دوباره با خيال راحت مس باشند و كسي برايشان دل نسوزاند .

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 0:5  توسط کمال صادقی  | 

ظاهرا جنجال در امير كبيردارد دامنه داردمي شود . امروز هم تجمع ها ادامه داشت و اين بار بسيجيان ديگر دانشگاه هاي تهران هم به مقابل امير كبير رفتند و بازدن قفل به روي در دانشگاه خواستار انقلاب فرهنگي در دانشگاه هاي كشور شدند ."تشكل‌هاي ضداسلامي تعطيل بايد گردد"، "اوباش را از دانشگاه بيرون بريزيد"، "دانشگاه را از آلودگي پاك كنيد"، "انقلاب فرهنگي نياز امروز دانشگاه"، "دانشگاه جاي اوباش نيست" اين ها شعار هاي روي برخي پلاكاردها ي معترضان بود . اين افراد همچنين شعار مي دادند :"منافق حياء كن، دانشگاه را رها كن"، "خائن آمريكايي اخراج بايد گردد"، "مرگ بر قلم به دست مزدور"، "دانشگاه اسلامي جاي منافقين نيست"، "قلم به دست مزدور اخراج بايد گردد"، "ما با ولايت زنده‌ايم، تا زنده‌ايم رزمنده‌ايم"، "انقلاب فرهنگي تكرار بايد گردد".

همچنين امروز گروهي ديگر از دانشجويان هم درداخل  امير كبير جمع شدند ونسبت به توضيع نشريات جعلي اعتراض كردند و آن را راهي براي به دست آوردن بهانعه عنوان كردند . گويا اين قصه سر دراز دارد . بعد از جنجال در چند دانشگاه ديگر مثل مازندران حالا نوبت به امير كبيري رسيده كه همه آن را سياسي ترين دانشگاه ايران مي دانند . اين ماجرا در روز هاي آينده هم ادامه خواهد داشت و اگر نه در اميركبير در جاهاي ديگر اين پروژه پيگيري خواهد شد . عزم عده اي براي نابود كردن جنبش دانشجويي و از بين بردن فعاليت هاي مستقل دانشجويي و جايگزين كردن يك جريان صوري و دولتي به جاي آن كاملا جدي است .

گزارش ایسنا از حوادث امروز 

پی نوشت :

گزارش ایسنا از اتفاقات چهارشنبه امیرکبیر

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:37  توسط کمال صادقی  | 

ظهر روز دوشنبه جمعي از دانشجويان بسيجي دانشگاه اميركبير در اعتراض به آنچه انتشار مطالب و كاريكاتوري در چهار نشريه دانشجويي اين دانشگاه مي‌خواندند، تجمع كردند.

اين درحاليست كه دست‌اندركاران انتشار اين نشريات نيز اعلام كرده‌اند كه مطالب يادشده با سوءاستفاده از لوگوي اين نشريات منتشر شده و متقابلا تجمع ديگري را برگزار كردند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، دانشجويان بسيجي، در مقابل دفتر رييس دانشگاه حضور يافته‌ و رسيدگي سريع به اين موضوع و اخراج مديران مسوول اين نشريات را خواستار شدند.

در عين حال نماينده مديران مسوول در كميته ناظر بر نشريات دانشجويي دانشگاه اميركبير درباره آنچه انتشار كاريكاتورهاي موهن‌ از سوي برخي نشريات دانشجويي خوانده شده گفت: گفته مي‌شود اين توهين به مقدسات و ائمه‌ي اطهار است؛ در حالي كه هيچ يك از مديران مسوول نشريات دانشجويي كه اين اتفاق براي آنها افتاده در جريان نبوده‌اند.

اين ليد خبري است كه ايسنا ديروز مخابره كرد و خبر دادكه روز دوشنبه دانشگاه امير كبير دستخوش اغتشاشات و درگيري هايي بوده است . براي اطلاع كامل از جريانات اتفاق افتاده مي توانيد به  گزارش کامل ایسنا مراجعه كنيد . اما خلاصه قضيه اين بوده كه عده اي با استفاده از لوگوي چهار نشريه سحر، ريوار، آتيه و سرخطه نشرياتي جعلي حاوي مطالب موهن به پيامبر و ائمه در دانشگاه منتشر كرده اند . بلافاصله بعد از آن هم دانشجويان بسيجي دست به اعتراض گسترده اي در دانشگاه زده اند . آخرين اين بوده كه هر دو گروه در دانشگاه متحصن شده اند . اين كه كساني كه حقي ازشان ضايع شده و با آبرويشان بازي شده و در معرض اتهام قرار گرفته اند خواستار احقاق اين حق باشند طبيعي است اما معلوم نيست بسيجيان محترم چرا با اين كه فهميده اند ك قضيه از چه قرار است ول كن ماجرا نيستند و اگر خيلي غيرت ديني دارند به سراغ عاملان اصلي ماجرا كه آن ها را بازيچه اهداف خودشان كرده بودند نمي روند .

اما نكته جالب ماجرا اين جاست كه اين هايي كه فرياد وامحمدا سرداده اند و خونشان به جوش آمده است آن موقعي وزارت آموزش و پرورش دولت محترم علنا دست به توهين به پيامبر زده بود ( آن هم با آن شكل سخيف و شرم آور ) و هيچ كس هم منكر قضيه نبود ساكت بودند و خبري از رگ هاي غيرتشان نبود . به هر حال اين همان دانشگاهي است كه جناب وزير ارشاد آن حرف ها را چند روز پيش در موردش زده بود .

 شوراي صنفي دانشگاه امير كبير هم بيانيه در اين مورد صادر كرده كه در همان گزارش ايسنا آمده است . آيه اي كه براي مطلع اين بيانيه انتخاب كرده اند بسيار جالب است و آن هايي كه ادعاي مسلماني دارند بد نيست گاهي با خواندن آن به ياد خدا بيفتند و كمي حواسشان را بيشتر جمع كنند :"و مکروا و مکرالله والله خير الماکرين"

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:33  توسط کمال صادقی  | 

اين كه مي گويند ايران كشور سوژه هاي بي پايان است واقعا راست گفته اند . نمي شود از خواب بيدار شوي و خبر مهمي در كشور نباشد . امروز صبح هم در اوج نااميدي به خبر صحبت هاي وزير ارشاد در ايسنا برخوردم . مهم ترين نكته در اين حرف ها اين است كه به نوعي مي توان آن را مانيفست دولت عنوان كرد . در واقع حرف هايي است كه بهتر بود آن ها سخنگوي دولت بگويد نه وزير ارشاد . اما چكيده اي از اين سخنان به همراه اندكي افاضات اين جانب و چند سوال كوتاه كه احتمالا بي پاسخ خواهد ماند .

"مردم در حال حاضر احساس عزت‌مندي مي‌كنند و اين احساس مرده در دل آن‌ها زنده شده و جامعه از آن حالت رخوت و ركود جدا شده و نشاط پيدا كرده است. " در مورد چه مي توان گفت كه حرف ها همه ناگفتني است . البته مساله تنها با يك بررسي علمي در ميان مردم ( همه مردم كه دانشجويان و اقشار تحصيلكرده راهم شامل شود) قابل حل است .

"در دو سال پيش وقتي خبر مي‌آمد كه قرار است يك قطعنامه عليه ايران منتشر شود بازارها دچار اضطراب مي‌شد و مردم اظهار نگراني مي‌كردند در حالي كه اكنون حتي قطعنامه صادر مي‌شود مردم اضطرابي ندارند و مي‌خندند و در شرايط كشور تغييري ايجاد نمي‌شود. " جناب وزير طوري حرف مي زنند كه انگار قطعنامه مثل آمپول زدن مي ماند كه ما تا ديروز از آن مي ترسيديم و ديگر نمي ترسند . بعد هم معلوم نيست چرا دوستان بي خيالي خودشان را پاي مردم مي نويسند . آيا واقعا نخبگان جامعه كه مي دانند اوضاع از چه قرار است نگران نيستند ؟ بگذريم از عوام كه وقتي تلويزيون بگويد آسوده بخوابيد كه شهر امن و امان است ارحت سر بر بالين مي گذارند .

قتي به كشورهاي مصر و اندونزي و تونس سفر مي‌كنيم اسم ايران، احمدي‌نژاد و انقلاب اسلامي مي‌آيد به گونه‌اي آن‌ها رفتار مي‌كنند كه متوجه مي‌شويم انقلاب ما به اين كشورها صادر شده است و حتي برخي روساي كشورها به رييس جمهور ما پيشنهاد مي‌كنند كه در كشورشان زمينه‌ي تعليم عقيدتي انقلابي فراهم شود حتي آمريكاي لاتين گفته بود كه ايران ايدئولوگ‌هاي خود را به آن كشور بفرستد تا انديشه‌هاي انقلاب در آن كشور تبيين شود و ما بتوانيم انقلاب‌مان را به آن كشورها صادر كنيم " خوب اين هم واقعا بدون شرح است . معيار ما براي مقبوليت جهاني شده است حرف عده اي بنيادگرادر تونس و مصر . يا حرف هاي تعدادي شبه سوسياليست پوپوليست در امريكاي لاتين .

"ما فراموش نكرده‌ايم كه سه سال پيش در كنار ناملايمات و مشكلات روزمره‌اي كه مردم در مورد نان و آب‌شان داشتند دغدغه‌ي نزاع بين دستگاه‌ها و گروه‌هاي سياسي را نيز بايد تحمل مي‌كردند و هر 14روز يك فتنه در دانشگاه برپا بود و مجمع و ميتينگ و هياهو به وجود مي‌آمد و فضاي عامه‌ي مطبوعات و رسانه‌ها نيز آزاردهنده بود اما اكنون احساس مي‌شود كه دچار آن هيجانات نيستيم." اين ديگر از حرف هاست . مثل اين كه هيچ كس چشم ندارد كه ببيند در ميان حاكميت يكدست آقايان چه اختلافاتي وجود دارد و چطور كار دوستان به جنگ قدرت در ميان خودي ها كشيده است . ضمن اينكه در موردبخش دوم هم توجه داشته باشيد كه آن چه قبلا به آن گفته مي شد شورو شوق در فضاي دانشگاهي ( كه البته بعضي آن را به فتنه و آشوب بر سر ريش تراش تبديل مي كردند) امروز فتنه و هياهو خوانده مي شود و آقايان بسيار خوشحالند كه فضاي دانشگاهي به فضاي مرده و بي روح تبديل شده است .

"در جشنواره سال 84 تعداد فيلم‌هايي كه براي دفاع مقدس ساخته شده بود بسيار كم بود اما با تمهيداتي كه انديشيده شد در جشنواره سال بعد حدود 10 فيلم دفاع مقدس داشتيم. همين فيلمي كه در اين جشنواره گل كرد و البته عده‌اي ناجوانمردانه سي‌دي آن را در بازار به فروش رساندند و موجب ركوددار شدن فروش آن در سينما شد نشان مي‌دهد كه ما چه طرز نگاهي در اين دوره به اين مقوله داشته‌ايم." اين را هم آوردم كه بدانيد كه در سال هاي آينده بايد منتظر چه نوع توليداتي در سينماي ملي باشيم . فيلمي ضعيف و بي محتوا از فيلم سازي آماتور با تكيه بر اين كه فضاي لودگي بازيگرانش جبهه است ديالوگ هاي مبتذل و گاه بي ادبانه اش از دهان افرادي كه ظاهري بسيجي وار دارند بيرون مي آيد و همين ابتذالش كه به مذاق تماشاگر عام خوش آمده است و البته شلوغ بازي هاي كارگردانش ركورد هاي فرو را شكست حالا شده است نماد سينماي ارزش گراي آقايان . واقعا فكر مي كنم كه چه خوب است ملاقلي پور نيست تا اين روز را ببيند ( هر چند واقعا جايش براي ما خالي است ) .

وستان ما در نيروي انتظامي بنا ندارند كه با عامه‌ي مردم برخورد كنند، بلكه با يك بخش ويژه‌ي مردان و زناني كه با برنامه‌ي از پيش تعيين شده براي اشاعه‌ي منكر در جامعه حضور پيدا مي‌كنند برخورد خواهند داشت. ما در فيلم‌هايي كه نيروي انتظامي جمع‌آوري كرده بود ديديم كه محل‌هايي وجود دارد كه خانم‌هايي با لباس‌هاي مناسب وارد آن محله‌ها مي‌شوند اما خودشان را به صورت يك مانكن درآورده و ساعاتي در شهر مي‌چرخند و پس از آن به محل برگشته و پول خود را مي‌گيرند. ما به دنبال از بين بردن چنين سازمان‌هايي هستيم." اين ديگر واقعا بدون شرح است .

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 2:16  توسط کمال صادقی  | 

خبر جدیدی نیست فعلا که همچنان نیروی انتظامی یکه تازی می کند و گوشش هم به حرف هیچ کس بدهکار نیست . یکی از جالب ترین مطالب را محمد علی ابطحی دیروز توی وب نوشت نوشته بود . بخوانید .جالب است. اما از شروع طرح کذایی خلق ا... همچنان به دنبال عکس های مربوط به برخورد نیروی انتظامی با بدحجابان محترم هستند . خوب راستش امسال مثل پارسال عکس ها سوژه های داغ و جالبی نداشتند . شاید به این دلیل که گیر ها الکی تر از پارسال اند که البته این خودش می تواند سوژه خوبی باشد . فعلا این سه گزارش تصویری را از فارس و ایلنا داشته باشید تا بعد .

گزارش تصویری از خبرگزاری ایلنا

گزارش تصویری از فارس (1)

گزارش تصویری از فارس (2)

البته همچنان منتظر عکس های محمد باشید . فعلا که حضرت ناظری به دنبال مجوز معاونت اجتماعی نیروی انتظامی اند برای عکاسی .

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 2:45  توسط کمال صادقی  | 

توي اين چند روزي كه مطلب جديدي توي كافه ننوشتم حرف ها و سوژه هاي زيادي بود كه مي شد و مي خواستم بنويسم . نمايشگاه مطبوعات اصفهان ، شروع طرح مبارزه با بد حجابي نيروي انتظامي ، خبر انتشار مجدد شرق ( كه محمد زحمتش را كشيد ) ، يك يادداشت درباره فيلم مزخرف و دوزاري 300 ( اين يكي را توي وبلاگ شخصي ام نوشتم اگه دوست داشتين بريد بخونيد ) و... خوب بهتر ديدم تا حسش هست همه را يكجا و به صورت mp3 پست كنم تا خيالم راحت بشود . فردا هم براي خودش روزي خواهد بود پر از سوژه هاي جديد .

* طرح نيروي انتظامي از شنبه شروع شده و همون جور كه قبلا گفتم هنوز پايم را به خيابان هاي شلوغ شهر نگذاشته ام تا نبينم نديدني ها را . خبر هايي خوبي به گوش نمي رسيد و بدتر از آن شايعاتي است كه به گوش مي رسد . توي چند روز آينده قرار است با محمد برويم يك گزارش حسابي تهيه كنيم . قلم شكسته من و عكس هاي توپ محمد . پس متظر باشيد . راستي توي نظرات پست بانوي ارديبهشت خانمي به اسم زهرا نوشته بود كه اين هديه دولت به مناسبت تولدش كه ارديبهشت است بوده . البته به نظر من اين هديه اي است كه خودمان حدود دو سال پيش براي خودمان براي خودمان پست كرديم . خوب و بدش هم پاي خودمان است . جالب است كه  ما ايراني ها چند قرن است كه شعر از ماست كه بر ماست را ضرب المثل كرده ايم ولي هنوز يادش نگرفته ايم .

* نمايشگاه مطيوعات اصفهان اول تا سوم ارديبهشت برگزار شد . در كنارش هم همايش روزنامه نگاران آماتور . در نمايشگاه مطبوعات كه خبر خاصي نبود . موقع اختتاميه هم ايرنا ( خبرگزاري دولت ) و اصفهان زيبا ( روزنامه شهرداري اصفهان ) جوايز را درو كردند . قسمت مطبوعات غيرحرفه اي هم كه چه عرض كنم . بچه ها به جاي اين كه به فكر روزنامه نگاري باشند آمده بودند تا خودشان ، افكارشان و ايدئولوژيشان را فرياد بزنند . خوب فرق آماتور و حرفه اي هم همين است ديگر . بچه هاي روزنامه نگار غيرحرفه اي و به خصوص نشريات دانشجويي اگر به جاي اين كه تربون فرياد باشند چشم بيناي جامعه خودشان مي شدند هم امروزشان پرفايده تر بود و هم به فردايشان اميد بيشتري .

*شرق مي آيد . به قول محمد امپراتور بازمي گردد ، انصافا هم شرق امپراتور بود . اتفاقا ديروز محمد همين را به خود محمد قوچاني گفت . جناب قوچاني هم كلي حال كرد.( اي بابا .ما ايراني ها هر كاري بكنيم اخرش از تعريف و تمجيد خوشمان مي آيد .) البته اينن را محمد مفصل در نوشته اش آورده است . هم ميهن هم به زودي منتشر مي شود . خوب اين را هم محمد گفته بود . اما شهروند امروز را دريابيد كه جايش حسابي در ميان مطبوعات خالي بود . يك مجله خبري-تحليلي با مطالب پر و پيمان با يك گرافيك درجه يك و تروتميز( خوب چه اشكالي  داره كه گرافيكش شبيه تايم باشه ؟ )‌ . شهروند امروز خدش را نشريه براي نخبگان معرفي كرده است . البته شايد 1000 تومان به نظر زياد بيايد ( واقعا با اين تورم و گراني هزار تومان خيلي زياد است؟ )‌ اما خوب مجله اي با اين كيفيت ارزش را دارد ( دوستان شهروند امروز ! پورسانت ما فراموش نشود ! )

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 22:50  توسط کمال صادقی  | 

محمد قوچانی در آخرین روز از نمایشگاه مطبوعات به اصفهان آمد . یک گفتگوی جالب و البته دیدنی با بازدید کننده ها و بچه های مطبوعات اصفهان داشت. یکی از دوستان اصولگرا هم اونجا بود و کلی حرف زد ( حرف زد را چیز دیگری نخوانید) البته بعد از نطق ایشون من کمال بهروز و غرفه دار شهروند هم کلی با آقا صحبت کردیم که منجر به کیف و قهقه مفرط اینجانبان شد. آما ...

مهمتر از همه خبری بود که امروز صبح ایسنا کار کرده بود که اصلن خوب نبود توی این خبر به نقل از غلامحسين كرباسچي گفته شده بود :وي درباره‌ي سردبير و رييس شوراي سياست‌گذاري روزنامه هم میهن نيز تلويحا حضور محمد قوچاني به عنوان سردبير و محمد عطريانفر به عنوان رييس شوراي سياستگذاري را تاييد كرد و گفت : بناست كه همين طور باشد.

وقتی خانم رئیس (سردبیر ایسنای اصفهان ) در این مورد از قوچانی سئوال کرده قوچانی جواب نمی ده . شاید حیرت زده شده شاید هم فکر کرده این بتده خدا داره شیطنت می کنه به هر حال بعد از مدتی قوچانی به غرفه ایسنا اومد و از حرف هاش مشخص بود که این گفته آقای کرباسچی صحت نداره و قوچانی هنوز سردبیر شرق است.

خبری که من شنیدم این بود که هنوز اجازه انتشار مجدد شرق به مدیر مسئول این روزنامه داده نشده ولی چیزی که از حرف های آقای قوچانی بر می آمد این بود که امپراتور ( روزنامه شرق) احتمالن تا آواخر هفته آینده منتشر می شود

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 0:42  توسط محمد ناظری  |