تبليغاتX
کافه ژورنال

کافه ژورنال

مثل اینکه کافه دوباره راه افتاده. این چند روزی هم که من نبودم حسابی شلوغ بوده. در همین راستا بر خود واجب دیدم چند سطری کیبوردی کنم به جهت رفع قولنج و تنویر. کلا.

اوضاع سیاسی و فضای فعالیت سیاسی در ایران تا حدود زیادی شبیه حمام خزینه های چند دهه پیش است. در حالی که از استحمام در آن گریزی نیست وارد شدن در خزینه آن تبعاتی هم در پی دارد که کمترینش آغشته شدن به مقدار معتنابهی لجن است. یک گوشه هم که نشسته باشی یک نفر پیدا می شود که یک تشت از آب کذایی خزینه را خالی کند روی سرت و به لجن کشیده شوی رسما( لجن رسمی ترین واژه ای بود که بیان مقصود می کرد). تازه بگذریم از آن هایی که زیر آبی می روند جای دیگر و می گذارند به حساب خزینه که آب حمام گرفتمان و الخ.

بگذریم. منظور کس خاصی نبود. گفتم که لال از دنیا نروم.

راستی کجای دنیا می گویند بازی سیاست؟ یا سیاست بازی؟ اینجا در ایران واقعا سیاست یک بازی است. از آن معدودی که سیاست برایشان زندگی و گاهی مرگ و زندگی است اگر بگذریم برای بقیه سیاست یک بازی است. مثل خاله بازی، یا یکی از همین بازی های کامپیوتری. بازی که مال بچه هاست. مدتی با آن سرگرمند و بعد که مشغولیت های جدید پیش بیاید می روند پی بازی های دیگر و ولش می کنند برای بچه های تازه وارد و آن هایی که مو سفید کرده اند اما هنوز پی بازی اند و آن بیچاره هایی که سیاست برایشان زندگی است؛ و گاهی مرگ و زندگی. در این بازی می توانی از جایی شروع کنی. وارد یک تیم بشوی، مدتی با آن ها باشی و از امکاناتشان استفاده کنی. بعد هم هر موقع خواستی بی خیال شوی و بروی سراغ یک تیم دیگر یا خودت تیم درست کنی. Take it easy . فوقش می بازی . گیم اوور می شوی. بعدش چی؟ هیچی! فردایش روز از نو روزی از نو. هزینه؟ سوختن سرمایه؟ شوخی می کنید؟

می خواستم حکایت حمام گرفتگی در آب خزینه را بگویم و شکم های بر آمده بعضی سیاست بازان . دیدم زن و بچه مردم رد می شوند، خوبیت ندارد. بی خیالش شدم. لال از دنیا بروم بهتر است. فعلا.

پ ن: تیتر طولانی بود بدون قرینه بخشی از آن حذف شد. منظور اینکه سیاست ما عین باقی کارهایمان است و آنها هم مثل سیاستمان کلا خر تو خر است (بلانسبت).  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 20:22  توسط کمال صادقی  | 

برادر عزیز اگر فکر می کردم که قصد انشعاب دارید شاید به خاطر دیده ها و شنیده هاست و نوع مکانیسمی که برای تحمیل کاندیدای مورد نظرتان به لیست ائتلاف اتخاذ کرده اید و این را هم بگویم که این شایعه ایست (البته خدا را شکر که دیگر فقط شایعه است ) که دهان به دهان می چرخد و بنا براین باز هم درخواست خودم را مبنی بر صدور یک بیانیه رسمی از سوی ستادتان تکرار می کنم. به قولی مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید هم می ترسد ، لابی شما با ائتلاف باران دلیل دیگری برای این اشتباه شد.

این که چرا حاضر نشدم 5 دقیقه ای حضوری با هم این بحث ها رو داشته باشیم ، عرض شود که در دو باری که بنده را به جلساتتان دعوت کردید بار اول در جلسه امتحان بودم که احتمالن حق می دهید که امتحان ارجح است و بار دوم هم در جلسه کتاب خوانی که اگر نمی رفتم دوستانم سر از بدن جدا می نمودند . البته ناگفته نماند که ترجیح می دادم اگر گفتگویی هست در آن جلسه نباشد.

ولی من همچنان معتقدم سهم خواهی در دوران قدرتمندی جریان سیاسیمان عقلانی تر است و شاید اتحاد ، انعطاف پذیری و جلوگیری از تشنج در این رقابت نا برابر بیشتر یاریمان کند .

ان شا الله در این باب حضوری مفصل با هم گفتگو می کنیم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 20:44  توسط کمال صادقی  | 

آنچه می خوانید پاسخیست به سئوالاتی که آموزگار و برادر بزرگترم آقای مهدی مقدری در پست پیشین مطرح نموده اند.

جناب آقای مقدری

با سلام و احترام

فرموده اید "به اعتقاد من القای خروج و شیطنت جوانان حربه ای است که همواره از سوی مدافعان قدرت خاص و از جریاناتی که همواره از نداشتن نیرو و سرمایه اجتماعی در حسرت بودند اشاعه می شود. " این نوشته ی شما  هم حربه ای دیگر است که همه با آن آشنا هستند و بیشتر از جانب اقتدار گرایان نسارمان می شد! و آن تکفیر ، البته از نوعی دیگر. در ابتدای محکمه تان مرا به سخنگوی قدرت طلبان تشبیه کرده اید و در پایان هم به سکوت و همراهی با قدرت طلبان برای قدرت و ثروت دنیوی متهم ساخته اید ! متشکرم!

واقعن یادتان هست که من محمد ناظری هستم؟!! واقعن این تخریب شخصیتی است یا آنچه من در پست پیشین نوشته ام ؟!

فرموده اید " مگر نه اینکه تا چندی پیش همین بچه ها رو متهم به نشست و برخاست با بزرگان می کردید؟"

به خوبی سخنان آقای بهشتی و دیگر جوانان را در آن شب طولانی در زمان انتخابات شورا ها در ساختمان تدبیر را به خوبی به یاد دارم . هرگز شما به خصوص شما و یا هر کس دیگری را هرگز به چنین چیزی متهم نکرده ام.

اگر عقیده ام بر آن است که هزینه ای باید افزایش یابد منظورم هزینه درون تشکیلاتی برای انشعاب طلبان و کسانی است که عملشان در نهایت به ائتلاف ضربه می زند ، چه جوان ، چه پیر.

آقای مقدری ، بر سر گوری که خالیست گریه نمی کنند جوانانی همچون شما شایسته٬ به حق باید در عرصه قدرت حاضر باشند . شاید شما یک پیروزی بزرگ برای اصلاح طلبان پیش بینی می کنید و خاستار بخشی از قدرت حاصل از این پیروزی هستید که البته در این صورت حق شماست و من هم شخصاً اگر این سهم را بگیرید خوشحال خواهم شد ، نه تنها من بلکه همه اصلاح طلبان جوان که حاضر اند برای آرمانشان هزینه دهند خوشحال خواهند شد . اما من مثل شما فکر نمی کنم و نشانه ای مبنی بر پیروزی بزرگ اصلاح طلبان نمی بینم هر چند که به یک پیروزی نسبی امیدوارم ، که جوانی و تعهد مرا به این امید واری حکم می کند.

و تا آنجا که عقل ناکاملم یاریم می دهد سهم خواهی در روزگار قدرتمندی جریان سیاسیمان منطقی تر و عقلانی تر است تا در روزگار ضعف.

از ته قلب امید و اطمینان داشتم که با عقلانیت و خردورزی انشعاب نمی کنید(در پست قبلی نوشته بودم که انتظار خردورزی بیشتری داشتم و گفته بودم که فکر می کنم این ماجرا قابل کنترل است ) و بر همین اساس به پیروزی نسبی اصلاحات دلگرم . امروز خوشحالم که بیهوده امیدوار نبوده ام که تمام امید من به اصلاحات است.

از شما می خواهم با بیان فصیحتان و قلم شیوایتان در یک بیانیه رسمی به شایعات و تشنج های به وجود آمده پایان دهید

راستی طعم تلخ شعار "اصلاح طلبان اصفهان همین هفت نفر اند " را همه جوانان اصلاح طلب به یاد دارند. ائتلاف باران هم سنگ جوانان را به سینه می زد . آیا هزینه درون تشکیلاتی این اعمال نباید بالا باشد ؟ که اگر بود امروز منشعبین را ترد می کردیم. و آیا هزینه اش برای اصلاح طلبان اصفهان بالا نبود؟

ارادتمند شما محمد ناظری

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 17:25  توسط محمد ناظری  | 

1-احمد خرم ، 2-ناصر خالقی ، 3- اسد الله کیان ارثی ، 4-احمد امین ، 5- احمد شیرزاد ، 6-عبد الرحمان تاج الدین ، 7-اکرم مصوری منش ، 8- خانم غضنفرپور ، 9- خانم احمدی ، 10--خانم لنکرانی ، 11-خانم علیرضایی ، 12- سید محمود حسینی ، 13- علیرضا فرزانه خو ، 14- بهراد بهشتی ، 15- خانم فخاری ، 16- مرتضی پدریان ، 17- مهندس صالحی فروز، 18- کیومرث اسد پور ، 19- آقای زند آور ، 20- نادر جعفر یوسفی ، 21- خانم معظمی .

این اسامی اصلاح طلبانی است که برای انتخابات مجلس هشتم برای اصفهان ثبت نام کرده اند ، البته افراد دیگری مثل آقایان حجتی و مدنیان هم هستند که از ثبت نام کردنشان مطمئن نیستم اما گفته می شود که ثبت نام کرده اند. به هر حال بهتر بود که بیشتر از این تعداد ثبت نام می کردند.

کمتر از 2 ماه دیگه به انتخابات مونده و لیست ها هم کم کم مشخص میشوند البته واقعن در مورد لیست اصلاح طلبان هنوز نمی شه صحبت کرد .

اصلاح طلبان در اصفهان به ائتلاف رسیدن ، البته شیطنت هایی وجود داره و دوباره بعضی ها علم جوانان رو بلند کردن و اگر کنترل نشوند ممکنه به ائتلاف ضربه بزنند و علمشون هم روی سر خودشون و تا حدودی هم روی سر دیگران خراب بشه ، به نظر من تنها راه اینه که هزینه این طور سهم خواهی ها آن هم در موضع ضعف آنقدر بالا برود تا دوستانمان بیشتر به عاقبت کار بیندیشند . به هر حال من یکی که از این برادران انتظار خردورزی بیشتری داشتم. به هر حال این موضوع قابل کنترل به نظر میاد، بماند

اوضاع در میان اصولگرایان شاید بد تر باشه .در کنار دکتر کامران و بانو و مستقل ها که خودشون یه لیست هستند تشکیل دو ائتلاف مجزا و در نتیجه دو لیست کاملن متفاوت قطعی شده . اما به غیر از همه این ها علم جوانان در میان اصولگرایان هم بلند شده و برادران ارزشی و اصولگرای جوان ائتلاف دیگری با عنوان نجوا (نیرو های جوان و اصولگرای اصفهان ) رو هم تشکیل داده اند .

اینها شاید امید وار کننده باشند اما شاید هم نگران کننده ،برخی اعتقاد دارند که شاید اصولگرایان قصد یک رقابت خودمونی رو دارند یعنی رقابت بین همین چند لیست مختلف اصولگرا و این یعنی حذف همه اصلاح طلبان ، خدا داند من که نا امید نیستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 22:39  توسط محمد ناظری  |