تبليغاتX
کافه ژورنال

کافه ژورنال

بسم الله الرحمن الرحیم


دست دراز کودتاگران علیه ملت، بار دیگر ازخانوادۀ اصیل انقلاب، آذر منصوری را که سرمایه ای جز عشق به ایران و اسلام و هدفی جز اصلاح نابسامانیهای از حد بدر رفته نداشته و ندارد هدف گرفت و او را به اسارت برد.


خانم آذر منصوری معاون سیاسی دبیرکل جبهۀ مشارکت ایران اسلامی جرمی ندارد جز اینکه خواهان استقرار عدالت، معنویت و آزادی ست و ایران را برای همۀ ایرانیان می خواهد. در نظامی که انسانهای فرهیخته و سرافرازی چون منصوری به زندان بروند دیگر هیچ مدرک و سندی برای اثبات انحراف آن نظام از انسانیت و عدالت لازم نیست.


خیال باطل کودتاگران بر آن است که افراد خاصی هستند که سبب رسوائی، و نا کامی آنها در استقرار کودتا می شوند. حال آنکه هر کس کوچکترین بصیرتی در جامعۀ ایران داشته باشد بخوبی متوجه می شود که همۀ ایرانیان بپاخاسته و بخصوص جوانان و زنان آن، موتور محرک جنبش مقدس سبزی هستند که علی رغم فشارهای نظامی و امنیتی، پرتلاش و خستگی ناپذیر، و با صبر و متانت و آرامش، نوید روزهای بهتری برای این سرزمین را به گوش جانها می رسانند.


جبهۀ مشارکت ایران اسلامی با محکوم کردن بازداشت خانم منصوری، به داشتن چنین اعضای بالنده و سر افرازی افتخار می کند و به آنان که از درک واقعیت های جامعه عاجزند اطمینان می دهد که اکنون اصلاح طلبی در ایران به وجدان عمومی مردم تبدیل شده است و دیگر نه در قالب اشخاص اسم و رسم دار و یا احزاب و تشکلهای شناخته شده بلکه در ذات همۀ ایرانیان آزاده و حق طلب تعین یافته است و گروگان گرفتن چهره های متدین، خدوم و اصیلی چون آذر منصوری نمی تواند راه نجاتی برای آنان بگشاید.


راه سبز امید که اینک پیش پای ملت ایران گشوده شده است رهروان بسیار دارد و این راهی نیست که کسی بتواند آن را مسدود کرده و یا با این گونه اعمال، مردم را از پیمودن آن منصرف کرده ویا باز دارد.


جبهۀ مشارکت ایران اسلامی
۱ مهر ۸۸
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 9:33  توسط کمال صادقی  | 

حضور محترم اعضاى خبرگان رهبرى

سلام عليكم
چند نكته را متذكر مى‏شوم اميد است مفيد واقع شود.

1 - توجه به قانون اساسى: همه مى‏دانيم كه اين قانون مخالفتى با قرآن و سنت ندارد كه مجتهدين بزرگ و روشنفكران صحيح آنرا تدوين كردند و به نظر امام امت‏(رحمه الله) رساندند. امّا حافظ اين قانون اساسى كيست؟ آيا بجز خبرگان ملت كسى مى‏تواند باشد؟ تخلّفات از اين قانون اساسى، را چه كسى بايد پيگيرى كند و چه كسى جوابگو باشد؟ عهده‏دار آن تنها خبرگان است. اما چه شده كه در مواقع لزوم كه بايد تشكيل جلسه دهد و تخلّفات از قانون اساسى را پیگيرى کند، نمى‏كند و يا نمى‏تواند؛ و رياست مجلس كه با رأى بيش از 50 نفر تعيين شد نتوانست اعلام تشكيل جلسه نمايد.

اين نيست مگر عدم توجه كامل شوراى نگهبان به فلسفه وجودى قانون اساسى كه از جمله تعيين اعضاى آن، كه اينجانب پيشنهاد دادم تأييد دو نفر از علماى برجسته قم كافيست امّا كسى اعتنا نكرد، و چه خوب بود كه حداقل جناب آيت‏اللَّه هاشمى پیگيرى مى‏كردند تا امروز اينگونه نمى‏شد؛ و آن همه سؤالات و انتقادات در انتخابات از قبل و بعد از آن بى‏جواب كافى نمى‏ماند. مردم مى‏دانند كه اصل ولايت فقيه در قانون اساسى است و قبول دارند، امّا اگر قانون اساسى رفت چيزى به نام اصل 5 و يا 110 هم نخواهد بود.

2 - مسأله تخريب ياران امام و كسانى كه سالها براى استقرار نظام جمهورى اسلامى ايران از جان و مال و آبرو دريغ نكردند: اين تخريب از چهار سال پيش ظهور پيدا كرد تا اين اواخر كه صدا و سيما سنگ تمام گذاشت؛ چهره‏هاى سرشناس از جمله آيت‏اللَّه رفسنجانى، حجّةالاسلام و المسلمين كروبى، و جنابان دو سيد بزرگوار خاتمى و مير حسين موسوى چنان خدشه‏دار كرد كه فرياد دوست و خنده‏هاى دشمن به آسمان رسيد. آيا آنچه گذشت شرعى بود؟ مطابق قانون اساسى و آنچه از آن منشعب مى‏شود بود؟ پس چرا شما خبرگان ساكت بوديد، آيا غم خوردن و نشستن كافى است.

3 - چرا دستهاى مرموز انجمن حجّتيّه را كه امام امت‏(رحمه الله) آنها را خطرى براى انقلاب مى‏دانست، در پشت صحنه لمس نمى‏كنيد چه اشخاصى قواى سه گانه مقنّنه، قضائيه و مجريه را دور زده‏اند. چه شده كه كسى مسئول آنهمه اتّفاقات غير قانونى نيست. چه شده كه صداى فريادرسى و عدالتخواهى با حكومت نظامى جواب داده مى‏شود. آيا اينها غير از وجود بيگانگان به انقلاب، در پشت صحنه مى‏باشد.

علماى بزرگ ما همانند شيخ مرتضى انصارى، ميرزاى شيرازى، سيدنا الاصفهانى، سيدنا اليزدى و امثالهم(رحمهم الله) كه فدایى امام عصر(ارواحنا فداه) بودند، امّا هيچگاه در فكر اين نبودند كه جامعه را خراب كنند تا زمينه براى ظهور پيدا شود.

4 - اين چه وضعى است كه جامعه را فرا گرفته و حتى مجلسين را، كه هر صاحب نظرى و مرجع و مجتهدى انتقاد مى‏كند عده‏اى آماده شده به پشتيبانى نيروهاى خاص به هر قيمتى او را از صحنه محو كنند تا عده‏اى خواب راحت نمايند.

5 - خبرگان مأمور حفظ احكام اسلام و حفظ اعتقادات مردم به قرآن و سنت پيغمبر(صلّی الله عليه و آله) و اهل بيت عصمت است و اين وظيفه مهم در اين گير و دارها ايفاء نشد و متأسفانه زحمات علماء مقدارى ركود پيدا كرد.

6 - در خاتمه هنوز هم دير نشده، از اين مجلس مى‏خواهم و همچنين از رياست محترم مجلس كه از حضرات موسوى و خاتمى و كروبى دعوت شود سخنانى كه دارند بزنند همه چيز را تمام‏شده ندانيد. مردم اميدشان به شما است.

توضیح مطلب: کتمان کردن بی اعتمادی قسمتی از جامعه و بی توجّهی به آن دور از انصاف است؛ از جمله: اعتراض علما و اساتید دانشگاه و غیرهما. لازم است این بی اعتمادی را به حداقل رساند؛ چنانچه دعوت از آقایان موسوی و کروبی در این اجلاسیّه میسّر نیست، اجازه داده شود که در یک دعوت از طرف صدا و سیما و اگر نمی شود، از طریق سایت مجلس خبرگان اعتراضات خود را بیان کنند و افراد خبرگان نسبت به تخلّف یا عدم تخلّف از قانون اساسی نظر خود را بیان کنند.

سيد على محمّد دستغيب
88/06/31

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 9:32  توسط کمال صادقی  | 

بسمه تعالی

حضور محترم فقیه و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی آقای منتظری ادام الله ظلّه العالی

با سلام و تحیّت و تبریک عید سعید فطر و آرزوی سلامتی و طول عمر با برکت حضرتعالی

لازم می دانم مراتب قدردانی و حمایت خود و روحانیت مسئول و آگاه را از مواضع روشنگر و شجاعانه شما در مورد وقایع دردناک و حوادث تأسّف بار ماههای اخیر به جنابعالی که از عالمان عامل و بنیان گذاران و مجاهدان زجردیده نهضت اسلامی و از یاوران اصلی قبل الفتح امام راحل(ره) می باشید ابلاغ نمایم.

بدون شک برای شما و کسانی که عمر و سلامت و عزیزان خویش را برای باز شدن سفره رحمت و عدالت و حریّت و آبادانی این سرزمین تقدیم نموده اند مشاهده ی مهمانان ناخوانده و فرصت طلب که ناخواسته بر سر این خوان، به یغما و غارت دین و کیان ملّت و کشور و نظام و خون پاک شهیدان و مجاهده ی ملّت مسلمان و انقلابی مشغولند بسیار سخت و چه بسا مستوجب ندامت و پشیمانی است. روح حسّاس و قلم و زبان و دل و دیده ی نگران آنها پیوسته در تکاپوی اصلاح و نجات میکوشد و مأیوسانه درصدد جبران و بازگرداندن مسیر به مقصدی هستند که به مردم وعده داده اند اما هیهات که کنار راندن انقلابیون و یاران امام(ره) و وارثان حقیقی نظام یعنی مردم و جایگزین کردن فرصت طلبان، متملّقین و ریاکاران و داخل کردن نظامیان در سیاست وترجیح خشم و دشمنی ونفرت بر عقل و پند و حکمت و تخویف و تخفیف آحاد ملت و نخبگان برای چند صباحی حکومت فجایعی آفرید که زدودن آثار سوء آن از دامن نظام وروحانیت کاری سخت بلکه ناشدنی است.

مع الاسف هوش و گوش پندگیران و کسانی که به حکم شرع و عقل و قانون ملزم به تهذیب نفس و تضییق رفتار تحکّم آمیز و قهریّه با مخالفان و ضعیفان هستند آنچنان سخت و سنگین شده که هر اعتراض به حقّ و قانونی را از ناحیه ی باطل و بیگانه و دشمن فرض میکنند و با اینگونه افراد به زشت ترین و ضدّ اسلامی ترین روشها برخورد می نمایند که نمونه هایی از آنرا هم اکنون در زندانها و دادگاههای غیر قانونی مشاهده می نماییم. از همه تأسف بارتر این است که کلیه ی اعمال و رفتار خود را به شرع مظلوم منتسب نموده و با مقدس ترین چهره های اسلامی مشابه سازی می نمایند، حبّ الدّنیا یعمی و یصمّ و یبکم.

روحانیت شیعه هم اکنون در معرض آزمون بزرگی است. برای حفظ نظام جمهوری اسلامی و رعایت حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی که به صراحت در قانون اساسی و منشور انقلاب آمده است باید متصدیان حکومت را تحت فشار و ارشاد قرار داده و دراین امر خطیر اولین مرحله، عمل به اصل مهم امر به معروف و نهی از منکر و النصیحه لِاَئمّه المسلمین است که خدای ناکرده در صورت غفلت همگی معاقب و در برابر شهدای عزیز و تاریخ و مردم مواخذ خواهیم بود. خداوند منّان همگی ما را در راه اصلاح خود و جامعه موفق و به حضرتعالی عزت و توفیق مزید عطا فرماید انشاء الله

و السّلام علیکم

سید جلال الدّین طاهری
۳۰ شهریور ۸۸

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 9:30  توسط کمال صادقی  | 

جناب آقای خامنه ای؛ رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران

این نامه را در پاسخ نامه شماره 78188/8 مورخ 10 اردیبهشت 1388 جنابعالی که توسط معاون اول سفارت جمهوری اسلامی جناب آقای اسلامیان به اینجانب تحویل شد می نویسم. (پیوست) از نامه شما متشکرم و از آن که با وجود مسئولیت های خطیرتان به پاسخ به نامه من مبادرت ورزیدید خشنود شدم.


من یک فرزند این انقلاب هستم. شما مرا از کودکی بخوبی می شناسید. با وجود این که این روزها برچسب های بیگانه، منافق، مخملی و غیر ذلک را به آسانی و ارزانی به افراد می زنند من با دلایل محکم یادآوری می کنم که هنوز فرزند این انقلاب و ایران عزیز هستم. برچسب منافق زیبنده ی فرزندی چون من نیست از آنجا که چندین بار بعنوان یک شهروند ایرانی و جهانی و یک نویسنده ی زمینه ی روانپزشکی اجتماعی و تربیت استراتژیک، برای محکومیت فعالیت های تروریستی سازمان مجاهدین خلق به سران کشورهای اروپا و آمریکا و سازمان ملل شکایت کردم و افتخار آن را دارم که یکی از عوامل موثر در ثبت اسم این سازمان جنایت پشه در لیست سازمان های تروریستی دنیا بوده ام.


برچسب سفاهت که به افراد پیشینه داری مثل آقای منتظری عنایت شده نیز بر من روا نیست که اولین پزشک بدون مرز ایرانی و نویسنده 24 اثر علمی فرهنگی بین المللی هستم و چند نمونه از کتب بنده نیز حضورتان تقدیم شده است. برچسب انگلیسی هم شایسته ی من نیست چون علی رغم آنکه چندین سال است که واجد شرایط دریافت تبعیت انگلستان هستم و علی رغم مواجه بودن با مشکلات فراوان برای ویزا و سفرهای بین المللی برخلاف توصیه مسئول کنسولی کنونی سفارتخانه آقای فقیه، از گرفتن پاسپورت انگلیسی اکراه داشته و تنها و تنها با افتخار، تابعیت ایران عزیز را دارم. داشتن پاسپورت رژیمی که تنها چند دهه پیش بزرگانی چون ماندلا و گاندی را آزار می کرد مایه مباهات من نخواهد بود.


تمامی دنیا و خدای من شاهدند که در 31 کشور دنیا مایه ی افتخار و سرافرازی کشور عزیزم ایران بوده ام. ممکن است بپرسید پس چرا در ایران مشغول به خدمت نیستم. پاسخ آن که در زمانی که فرزندان ناخلف، بی ریشه و بی خردی چون احمدی نژاد بر مسند قدرتند، فرزندان خلفی چون من به هجرت سر می کنند. بیاد دارید که وقتی مجروح بودید با پدرم برای قالب گیری دندان شما به بیمارستان قلب آمدیم؟


به خاطر دارید که پدرم مرا بعلت نبوسیدن دست شما شماتت کرد و من صادقانه در حالی که کودکی 13 ساله بودم قد برافراشته گفتم: من به جز خدای عظیم به هیچ کس تعظیم نمی کنم! شما پدرم را نصیحت کرده و گفتید این پسر پیرو رسول خداست، آزارش ندهید.


سال 1997 با پزشکان بدون مرز به کره شمالی رفتم و اولین فرد خارجی بودم که از تعظیم در مقابل مجسمه ی آسمان خراش کفر و شرک "کیم ایل سانگ" ابراهیم گونه خودداری کردم. این حرکت در رسانه های بین المللی ثبت و مایه افتخار ایران شد. روزنامه ها و تلویزیون های غربی این فرزند رشید ایران را با این عنوان معرفی کردند: دکتر پیام فاضل، پزشک بدون مرز ایرانی: به جز خدای عظیم بر هیچکس تعظیم نخواهم کرد. مسئولین کره شمالی با خشم بسیار تصاویر سفرای جمهوری اسلامی و کشورهای عربی را در حال تعظیم به مجسمه به من ارائه کردند و من مجدداً از این عمل شرک آمیز سرباز زدم.

آقای خامنه ای،
برچسب دشمن و بیگانه هم بر من سزاوار نیست که از محرمترین خانواده ی اطباء انقلاب می آیم. پدرم دکتر هوشنگ فاضل سرپرست سابق وزارت بهداشت و دندان پزشک معتمد شماست که دندان های مصنوعی که هم اکنون طعام شما را می جود، دسترنج ایشان است که همیشه به رایگان تقدیمتان کرده اند. عموزاده ی دکتر ایرج فاضل وزیر سابق بهداشت، علوم و مشاور پزشکی شما هستم، جراحی که جان شما را از مرگ حتمی پس از سوء قصد شوم دشمنانتان نجات داد و اکنون از آنچه می گذرد به فریاد آمده است.

آری، من خودی تر از خودی ها هستم بهمین سبب بود که چند نسخه از آخرین کتاب هایم را در فروردین ماه 1388 با نامه ای به یاد مهربانی هایی که از شما و دوران کودکی بیاد داشتم برای شما فرستادم. نامه ی من و کتاب ها در دفتر شما موجود است.

کتاب هایم را در پاره ای از سجاده ی سبز دوران کودکی پیچیده و به هدیه به شما، رئیس جمهور پیشین آقای احمدی نژاد، وزارت علوم و وزارت بهداشت فرستادم.
سجاده ای که به اشک نمازشب کودک 12 ساله ای که شیون "العفو" شبانه اش خانواده اش را بی قرار می کرد، آراسته است. آن موقع نه "مخملی" در کار بود، نه "سبز" جرم بحساب می آمد.

جالب اینکه پاره ای از این سجاده ی سبز با چندین کتاب و دستاورد فرهنگی ام را به هدیه، چند روز قبل از انتخابات با پست سفارشی برای آقای مهندس موسوی نیز ارسال کردم. بسته های شما و وزارتخانه ها رسید اما کتاب های آقای مهندس موسوی، و قطعه سجاده ی اشک آراسته ی من ضبط شد و اکنون پس از گذشت حدود 60 روز بدست ایشان نرسیده است. چگونه می توان باور کرد که انتخابات بدون خدشه بوده، وقتی حتی کتب علمی و پاره ای از سجاده ی اشک آلود کودکان این انقلاب به اسارت می رود؟! لطفاً بگویید پاره سجاده و کتب اسیر مرا به ایشان بدهند.


معلمین من محمد رضا حکیمی نویسنده برجسته ی جهان شیعه، شیخ محمود تحریری عزیز و محبوب امام و آیت الله دریاباری بوده اند. دکتر ولایتی مشاور وفادار شما نیز در دوران جوانی با من کتابی نوشتند. البته ایشان سریع می خواندند و بنده قلم می زدم! من منافق، بیگانه، نامحرم و دشمن نیستم و این نامه را از آنجا می نگارم که شما را هنوز دوست و پدر پیر خود می دانم. پدری که به آتش بسیار نزدیک شده است. از آنجا که همیشه فقط با فعالیتهای صلح آمیز در اقصی نقاط دنیا در خدمت محرومین زمین بوده ام و بعنوان یک طبیب به آیه ی مبارکه ی "ومن احیاها فاحیا الناس جمیعاً" پرداخته ام، امروز این نامه را بهمین سبب می نویسم.

آقای خامنه ای
شما را از قسمت اول این آیه ی شریفه می ترسانم: "من قتل نفساً بغیر نفس اوفساداً فی الارض فکانما قتل الناس جمیعاً"
شما نیاز به ترجمه ندارید. اما این آیه را بعنوان یک یادآوری تاریخی می نویسم و می پرسم اخیراً چند نفس بغیر نفس به قتل رسیده اند و بهمین سبب می پرسم چند بار جمیع مردم دنیا به مصداق این آیه مبارکه قتل عام شده اند؟


از شما می پرسم: مسئول قتل عام مکرر جمیع مردم دنیا کیست؟ آیا ولی فقیه مستقیماً مسئول هر آنچه در حیطه ی ولایت او می گذرد نمی باشد؟ مطمئناً این آیات محکم را مهمل نمی انگارید که آیه شریفه ی دیگر می گوید: "الذین اذا ذکر الله و جلت قلوبهم..."


آقای خامنه ای به پیوست متن استراتژی پایه جنبش مردمی ایران را نیز تقدیم می کنم. این متن برای حفظ نظام نه براندازی آن نگاشته شده است و توسط اینجانب- یک فرزند شما و این انقلاب طراحی شده و هزاران نسخه آن بطور گسترده برای مشورت عموم، مسئولین، خواص، نمایندگان، خبرگان و مراجع دینی منتشر و توزیع شده است.
من به پنهان کاری معتقد نیستم و شما نیز بیگانه نیستید. لذا یک نسخه ی این متن را برای شما ارسال می کنم.
حساب آقای احمدی نژاد با شما سواست. ایشان مرد جسوری هستند که امروز به خدا و روح القدس (هاله ی نور!) مردم و مراجع اهانت کرده و فردا به روی شما پنجه خواهند کشید. ایشان و آن داستان کذایی "هاله نور" مصداق "الشقی شقی فی بطن امه" می باشند.
اما شما مرد مهربانی بودید. چه شد اینگونه گرفتار مسئولیت خون جوانان بیگناه شدید؟ هیهات.
به خدای بزرگی پناه می برم که هرگز شهامت آن که نزدیک مسئولیت خون بیگناهی باشم را به من نداد.
نویدی هم دارم و آن آیه ی "لاتقنطوا من رحمه الله..." است. اگر به بخشش و سخاوت مردم امید ندارید، خواهشمندم از بخشش و مغفرت خداوند مهربان مایوس نباشید که یاس از رحمت خدا کفر است و خدای بزرگ بس بخشنده و مهربان می باشد.
پناه بر خدا، نه من موسی هستم، نه شما خدای ناکرده فرعون.
فرزندی هستم که با پدر پیر دوران کودکی درددل می گوید. شما را به طاغوت بودن متهم نمی کنم، اما از آن روزی که فراری از آن نیست، از پیچیدن ساق به ساق، از "الذی فکر و قدر" و "ابی واستکبر" و "کبر و تولی" می ترسانم. به پاره سجاده ی سبزم که معطر به اشک دعاهای شبانه است پناه برید، به تصویر روی کتابم و لبخند معصومی که حاکی از دلسوزی و طبابت برای مستضعفین اقصی نقاط دنیا می باشد بنگرید. در آینه به چهره خود نگاهی بیاندازید.

من بیگانه نیستم. فرزندی هستم که در حیاط خانه شما بازی می کرد. خانواده ی ما از رگ گردن به شما نزدیکتر بود. به آیه ی نور اقتدا کنید و تا دیرتر نشده از سمت خود و مقام خطیر ولایت کناری جسته و امیدوار رحمت خداوند رحیم باشید. بزودی عازم ایران هستم و بامید خدا درخواست خود را حضوراً تکرار خواهم کرد.

به پیوست یک نسخه از آخرین کتابم به عنوان "رهایی از گناه" حضورتان ارسال می نمایم.

با امید سعادت، رستگاری
انابت و مغفرت الهی
22 مرداد 1388
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 13:57  توسط کمال صادقی  | 

روزنامه اعتماد ملی دیشب (یکشنبه) در چاپخانه توقیف موقت شد تا کروبی پاسخ ادعاهای خود در مورد رفتار با زندانیان را دریافت کند.بعد از انتشار این خبر تجمع امروز مقابل دفتر این روزنامه به تجمع برای حمایت از اعتماد ملی و اعتراض به توقیفش تبدیل شده است. اگرچه کروبی دیروز عصر و قبل از آنکه روزنامه اش توقیف شود از لغو این تجمع خبر داده بود اما با توقیف نشریه مردم مصرند که این تجمع برگزار شود. اما قاضی مرتضوی هم در واکنش به این اتفاقات بیکار ننشسته و به خبرگزاری مهر گفته است که اعتماد ملی توقیف نشده بلکه فقط در روز دوشنبه به دلیل مشکلات چاپخانه منتشر نشده است. به هر حال به اینم می گویند دادستان دلسوز که از مشکلات روزنامه ها هم خبر دارد. ضمن اینکه حکم ابلاغ شده توسط نمایند دادستان با یک مصاحبه که بعدا می شد از روی سایت خبرگزاری برش داشت ابطال نمی شود.

-----------------------------------------------------------

موج سبز آزادی خبر داده که اعتماد ملی رفع توقیف شده و بر روی دکه عرضه شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 10:57  توسط کمال صادقی  | 

مراسم تودیع هاشمی شاهرودی و معارفه صادق لاریجانی به عنوان رئیس قوه قضاییه که قرار بود در ابتدای همین هفته انجام بشود فعلا به تعویق افتاده است. دلیلش هم گویا مسئله دادگاه متمهمان به انقلاب مخملی است. صادق لاریجانی نپذیرفه که این دادگاه در زمان ریاستش بر قوه قضاییه برگزار شود و خواستار اتمام آن پیش از مراسم معارفه خود شده. لاریجانی در این زمینه گفته است که اگر رئیس قوه قضاییه باشد و دادگاه هنوز ادامه داشته باشد آن را متوقف و همه متهمان را هم آزاد می کند. لاریجانی همینطور نظر مساعدی هم نسبت به مرتضوی و اطرافیانش ندارد و به احتمال زیاد وی را هم برکنار خواهد کرد.

--------------------------------------------------------------

معارفه صادق لاریجانی امروز دوشنبه پیش از ظهر برگزار شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 10:47  توسط کمال صادقی  | 

پس از متن آیت ا... دستغیب برای رسیدگی خبرگان به حوادث اخیر و نامه نمایندگان ادوار مجلس به خبرگان (و مستقیما به هاشمی) برای بررسی شرایط عزل رهبر، این بار نامه ای با امضای جمعی از علما و فضلای حوزه های علمیه قم، اصفهان و مشهد منتشر شده که آیت ا... خامنه ای را فاقد شرایط رهبری و خصوصا عدالت دانسته و برکناری او را خواسته اند. این نامه بدون اسامی امضا کنندگان منتشر شده و در آن شدت دیکتاتوری باعث تقیه علما عنوان شده اما اذعان شده که این تقیه همیشگی نخواهد بود. آن چیزی که به نظر می رسد این است که اکثریت معقول حاکمیت و علما کم کم دارند از شوک حوادث بعد از 22 خرداد خارج می شوند. هر چه زمان بگذرد این مساله بیشتر به ضرر کسانی است که سعی داشتند به طور ضربتی همه چیز را به قول خودشان ختم به خیر کنند.متن کامل این نامه در زیر آمده است:


بسم الله الرحمن الرحیم

قال الله تبارک و تعالی: واذا حکمتم بین الناس فاحکموا بالعدل

حضرات آیات و علمای اعلام اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری

سلام علیکم
محترما، با استناد به نهجی که قاطبه علما بر آن وقوف دارند «عدالت» شرط زعامت و امامت است و حتی اگر از امام جماعتی دروغ واحدی مشاهده شود از عدالت ساقط و اقتدا بدو جایز نیست چه رسد که حق الناسی ولو صغیر برعهده او باشد و ستمی بر یک فرد نماید. رهبر فقید انقلاب حضرت آیت اله العظمی امام خمینی می فرمایند:«عالم و عادل بودن از خصال ضروری ولایت فقیه است و فقیه اگر دیکتاتوری کند خودبخود معزول است».

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و اکابر علمای صدر انقلاب برای اینکه مانع ظهور مجدد دیکتاتوری آنهم تحت لوای دین شوند مجلس خبرگان رهبری را پیش بینی کردند اما در دوره رهبری [آیت الله] آقای خامنه ای با وضع نظارت استصوابی به نحوی عمل شد که نمایندگان مجلس خبرگان عملا منتخب فقهای شورای نگهبان باشند که فقهای این شورا هم منصوب رهبرند و به عبارت اخری، نمایندگان خبرگان رهبری که باید بر رهبری نظارت کرده و مانع توسل او به زور و دیکتاتوری شوند خود در یک انتخاب دو درجه ای منصوب رهبری هستند و به این وسیله ولایت فقیه، میراث امام راحل را که برای مانع شدن ازدیکتاتوری بود به خلافت و سلطنت روحانی مبدل کردند.

بخاطر تجربه تلخ ديكتاتوري زمان شاه ، خبرگان قانون اساسي تصميم گرفتند نيروهاي مسلح و تلويزيون را كه وسيله اصلي سركوب است و هر كس آنها را داشته باشد قدرت اصلي را در دست دارد از چنگ قواي سه گانه بيرون آورند تا هيچيك نتواند بر ديگري فائق شود و ديكتاتوري به وجود آورد و مجلس خبرگان رهبري را هم قرار دادند تا از جانب ملت بر رهبري نظارت كند كه خود او از اين قدرت براي ديكتاتوري استفاده نكند اما آقاي خامنه اي سپاه را به گارد شخصي خود و راديو و تلويزيون را به مبلغ و مدافع خود و آلات قدرت ملت را به آلات شخصي خود بدل كرده است. در سازمان عظيم راديو و تلويزيون نه تنها مردم بلكه شخصيت هاي انقلاب و نظام كه اندكي با مواضع ايشان زاويه دارند امكان حضور و بحث و نقد ندارند و وسايل قدرت را به وسيله سركوب منتقدان خود تبديل كرده اند.

در سنوات ماضیه کثیراً شاهد ارتکاب ظلم های فاحش و موحش، با نظارت و اطلاع مقام رهبری و امر یا سکوت ایشان نسبت به این امور بوده ایم. از حبس و حصر مراجع متعدد تقلید گرفته تا پادگانی کردن حوزه علمیه قم و سایر حوزه ها که افتخارشان در طول تاریخ، استقلال از حکومت بوده است و بازگذاشتن دست ایادی وابسته به قدرت برای تطاول به حیثیت و امنیت علما و مدارس، و اینکه در سالهای اخیر روزی نیست که خبر توقیف روزنامه ای یا دستگیری و آزار منتقدانی منتشر نشود. رهبر جمهوری اسلامی بخاطر بیماری "دیگر هراسی" (که فراتر از بیماری "بیگانه هراسی" است و هرکسی را که تابع او نباشد دشمن می پندارد) در هر سخنرانی بیش از همه چیز از "دشمن خارجی" می گوید و تمام دستگاههای امنیتی و تبلیغاتی را به سوی کشف دشمن در همه جا و همه چیز سوق داده است و همه انتقادات را با سلاح انتساب به «دشمن» می کوبد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 12:27  توسط کمال صادقی  | 

مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی در نامه ای به هاشمی رسما بررسی شرایط رهبری طبق اصل 111 قانون اساسی را درخواست کرده اند. پس از متنی که از طرف آیت ا... دستغیب منتشر شد این دومین متنی است که خبرگان را به ورود به صحنه فرا می خواند و این بار از منظری دیگر یعنی بازخواست از رهبر به عنوان مسئول اصلی حفظ قانون اساسی در کشور. متن کامل این نامه را بخوانید:


باسمه تعالی


حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی
ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری جمهوری اسلامی ایران

به استحضار می‌رساند: مصادره آرای مردم، انتخابات 22 خرداد را به یک تراژدی تبدیل نمود. بازگویی وقایع پس از بیست و دوم خرداد ماه که با یورش عناصر نظامی‌, انتظامی‌, بسیجی و لباس شخصی و اطلاعاتی و به خاک وخون کشیدن تعدادی از مردم بی‌دفاع و سپس بازداشت گسترده اهل قلم و فعالان سیاسی و نخبگان و مردم عادی و اعمال وحشیانه‌ترین رفتارها نسبت به آنها و نمایشگاه دادگاه صد نفری که یادآور محاکمات استالین است، دل هر انسان آزاده‌ای را به درد می‌آورد. چگونه می‌شود باور کرد که داستان شکنجه‌ها و رنج‌ها و آزارهای بازداشت شدگان کهریزک رنج‌بارتر وغم‌انگیزتر از گوانتانامو و ابوغریب تحت تصدی اشغالگران امریکایی باشد.

نامه دردمندانه برادر شجاع و دلسوز، جناب آیت الله کروبی، به حضرتعالی؛ داستان تعدی اتباع دولت مهاجم نسبت به اتباع کشور مورد اشغال نیست، بلکه تراژدی بزرگی است که در زندانهای جمهوری اسلامی به وقوع پیوسته است. روشن است که نمی‌توان در برابر این وقایع شوم سکوت پیشه کرد.

حضرت امام خمینی در کتاب ولایت فقیه در باب حکومت بر وفق قانون می‌فرمایند: "همه درامان قانونند, در پناه قانون اسلامند, مردم و مسلمانان در دائره مقررات شرعی آزادند؛ یعنی بعد از آنکه طبق مقررات شرعی عمل کردند، کسی حق ندارد بگوید اینجا بنشین یا آنجا برو, این حرف‌ها در کار نیست, آزادی دارند و حکومت عدل اسلامی چنین است, مثل این حکومت‌ها نیست که امنیت را از مردم سلب کرده‌اند؛ هرکس در خانه خود می‌لرزد که شاید الان بریزند و کاری انجام دهند, چنانچه در حکومت معاویه و حکومت های مانند آن امنیت را از مردم سلب نموده و مردم امان نداشتند, به تهمت یا صِرف احتمال می‌کشتند ..." این برداشت ملت بزرگ ما از امام و نظام اسلامی بوده است. اینک باید پرسید که چه نسبتی بین این سخنان و آنچه این روزها در کشور می‌گذرد، وجود دارد؟؟

با توجه به اینکه برخلاف بعضی نظام‌های سیاسی که رهبر را مبرای از مسؤلیت می‌دانند، در نظام جمهوی اسلامی ایران نه تنها رهبر از مسئولیت مبرا نیست، بلکه طبق اصل 107 قانون اساسی علاوه بر تساوی رهبر با سایر افراد کشور در مقابل قانون, رهبر همه مسئولیت‌های ناشی از ولایت امر را برعهده دارند و به موجب اصل 57 قانون اساسی قوای سه گانه کشور زیر نظر رهبر فعالیت می‌نمایند؛ پاسداری از قانون اساسی و حقوق مردم و توجه به وظایف خبرگان رهبری از نکته‌هایی است که بیش از هر چیز وظیفه و مسئولیت شما را سنگین‌تر می‌نماید.

بررسی اقدامات و فعالیت‌ها و عملکرد نهادها و قوای انتظامی و نظامی و دستگاه قضایی در وقایع اخیر، از اهمیت اساسی برخوردار است. این بررسی‌ها راهی برای بازگشت اعتماد عمومی و پاسداری از نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی است, برهمین اساس مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی لزوم بررسی‌های قانونی وفق اصل 111 قانون اساسی را که از وظایف خبرگان رهبری است، مورد درخواست قرار داده و ازحضرتعالی انتظار دارد که بنا به وظیفه و رسالت قانونی اقدامات لازم را به عمل آورید.

والسلام علی من التبع الهدی

مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی


-------------------------------------------------------------------

اصل ۱۱۱ قانون اساسی:
«هر گاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود، یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود بر کنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم است. در صورت فوت یا کناره‏گیری یا عزل رهبر، خبرگان موظفند، در اسرع وقت نسبت به تعیین و معرفی رهبر جدید اقدام نمایند. تا هنگام معرفی رهبر، شورایی مرکب از رییس جمهور، رییس قوه قضاییه و یکی از فقهای شورای نگهبان انتخاب مجمع تشخیص مصلحت نظام، همه وظایف رهبری را به طور موقت به عهده می‌گیرد و چنانچه در این مدت یکی از آنان به هر دلیل نتواند انجام وظیفه نماید، فرد درگیر به انتخاب مجمع، با حفظ اکثریت فقهاء، در شورا به جای وی منصوب می‌گردد. این شورا در خصوص وظایف بندهای ۱ و ۳ و ۵ و ۱۰ و قسمت‏های (د) و (ه) و (و) بند ۶ اصل یکصد و دهم، پس از تصویب سه چهارم اعضاء مجمع تشخیص مصلحت نظام اقدام می‌کند. هر گاه رهبر بر اثر بیماری یا حداکثر دیگری موقتا از انجام وظایف رهبری ناتوان شود، در این مدت شورای مذکور در این اصل وظایف او را عهده‏دار خواهد بود.»

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 16:36  توسط کمال صادقی  | 

آیت ا... دستغیب نماینده شیراز در مجلس خبرگان متن زیر را در وب سایت خود منتشر کرده و درخواست رسیدگی به حوادث اخیر و پرسش از احمدی نژاد به عنوان مسئول این حوادث با حضور نمایندگان ملت (موسوی و کروبی) را کرده است. باید دید پاسخ طیف مقابل در خبرگان چه خواند بود.


بنابر آنچه از کتاب و سنت و عقل و اجماع فهمیده می شود لازم است که در احکام شرع جاهل به عالم رجوع کند. در این میان وظیفه فقیه عادل است که مردم را از پلیدی (رجس) دور کند که مهمترین مصداق آن جهل است و این خود جهادی است بزرگ؛ لذا معصوم می فرماید: «مداد العلماء أفضل من دماء الشهداء» فقیه عادل یعنی با فهم و ادراک نسبت به قرآن و سنت و عامل به آن و آزاد از زنجیرهای حبّ دنیا و ریاست و غالب بر هوای نفس، چنین شخص فقیه و مجتهد در هر زمان و مکانی باشد بر آن عدّه که از او استقبال می کنند ولایت دارد؛ یعنی از امتحان الهی خوب در آمده و نیز مورد استقبال مردم واقع شده. امّا اینکه گفته شود این شخص بر همه نقاط کره زمین ولایت دارد بی مدرک است.


در زمان امام خمینی (ره) تمام فقهاء و مراجع خودجوش مرجعیّت و فقاهت ایشان را امضاء کردند و اکثریّت قریب به اتفاق مردم با میل و رغبت استقبال نمودند؛ در آن موقع علماء و مردم هر دو متّفقاً دست به دست هم دادند و ایشان را مرجع و ملجأ و رهبر خویش قرار دادند، لذا پیروزی به این صورت و در مدّت کوتاهی به دست آمد. چنان چه این معنی از زمان غیبت صغری تا به حال برقرار بوده و از مرجعیت و زعامت میرزای شیرازی (سیّد محمّد حسن(ره)) که با امضای چهارصد نفر مجتهد و استقبال عظیم مردم تحقّق یافت، چندان مدّتی نگذشته و ایشان با گریه این سمت را پذیرفتند.

بنابر روایات، هر فقیهی فی الجمله ولایت دارد چنان چه امام خمینی(ره) نیز فرمودند؛ امّا ولایت مطلقه، اعلمیت و اعدلیت و پشتیبانی قاطع علما و مردم را می طلبد.

این که امام خمینی(ره) فرمودند: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این انقلاب ضربه نخورد یعنی همین که اگر مردم حمایتشان را از این ولایت فقیه برداشتند، دیگر از این ولایت کاری ساخته نیست و در واقع ارزشی ندارد.

وظیفه خبرگان است که از بند بند قانون اساسی دفاع کند و مردم را همراه داشته باشد. فلسفه وجودی خبرگان حفظ قانون اساسی است. مردم به خبرگان به عنوان وکلای خود رأی دادند که نگهبان قانون اساسی باشند. این قانون حاصل خون هزاران شهید و جانباز و نتیجه تحمّل زندان ها و شکنجه های استبداد شاهنشاهی و تبعید شدن علما و روحانیون و نخبگان است، که در اوّلین فرصت بعد از انقلاب به دستور امام امّت و نجات دهنده مردم ایران از استبداد و استعمار و استثمار، به وسیله خبرگان ملّت، از فقها و روشنفکران تدوین شد، و برای تأمین نظرات حضرت امام خمینی(ره) اصل ولایت فقیه در آن گنجانده شد و مردم، قانون اساسی را تأیید کرده و رأی دادند و به دنبال آن هستند. در وقایع اخیر (انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری) اعتراض مردم در راهپیمایی ها که هنوز هم معترضند، به نتیجه انتخابات و روند آن، به خاطر عمل نشدن به قانون بوده و هست. اگر قانون به خوبی اجرا می گردید مردم اعتراضی نداشتند، چون خودشان به آن رأی داده اند.

چه کسانی جز خبرگان، حافظ و نگهبان قانون اساسی هستند. مجلس خبرگان قانون اساسی مجلسی بود نظیر همین خبرگان فعلی و بعضی از اعضای این مجلس از اعضای آن بودند و در تدوین قانون اساسی شرکت داشتند. مردم از ایشان می خواهند که به خواسته های آنها بر طبق قانون اساسی رسیدگی شود.

معلوم اینجانب است که اگر مردم متوجّه شوند که خبرگان در جهت احقاق حق مردم سعی دارند و برای حفظ قانون اساسی و رأی آنها احترام قائلند، ساکت می شوند و راضی به تحقّق قانون اساسی هستند، چون خودشان شعار دادند و نسل امروز هم شعارش این است که: ـ استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی ـ امّا باید خود خبرگان متوجّه کیفیّت و نظر جامعه باشند.

در انتخابات چند دوره قبل بیش از بیست میلیون از مردم به سیّد بزرگوار حجّت الاسلام و المسلمین سیّد محمّد خاتمی رأی دادند و در دو دوره رئیس جمهورشان بود. ما با آن بزرگوار چه کردیم، روحانی که از صنف خودمان بود، پدرشان از فقها و خودشان مورد تأیید امام امّت(ره) و مقبول جامعه، آیا یک بار از ایشان دعوت شد که در جلسه ای از شانزده اجلاسیه خبرگان بیایند و به سؤالات پاسخ دهند یا او را از خود دور کردیم و حتّی گفته شد او اجنبی است و اتّهامات دیگر.

امّا رئیس دولت نهم که در کسوت روحانیت نبود چند بار از او دعوت شد و به سؤالات هم پاسخ نداد و دیگری را برای این جهت معیّن کرد و بعضی از اعضای خبرگان اعتراض به نامربوط بودن مطالب نمودند. آیا این محلّ سؤال برای مردم نیست که چرا خبرگان این همه تبعض قائل می شوند؟


اینجانب صادقانه و خیرخواهانه عرض می کنم تا دیر نشده خبرگان برای اعادۀ حیثیت از مرجعیت، تشکیل جلسه دهد آن هم علنی و مطالب بررسی گردد و به خواست مردم که همان قانون اساسی است جواب داده شود و به شکایات آنها به وسیلۀ نمایندگان آنها یعنی آقای موسوی و آقای کروبی رسیدگی شود، ببینید چه قدر محبوب خواهید شد و حفظ نظام این است، که باید بماند، و اشخاص می روند امّا اعمال و رفتار آنها باقی است. مخفی نباشد که خبرگان مجتهد هستند و تقلید بر مجتهد حرام است. یعنی تشخیص صدق و کذب هر موضوعی باید با تحقیق و تفحّص بر طبق شرع و قانون صورت گیرد.

و السلام

سید علی محمد دستغیب

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 13:27  توسط کمال صادقی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم


ملّت شریف ایران

اخیراً گزارشی با عنوان " گزارش تفصیلی شورای نگهبان پیرامون دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری " منتشر گردید. انتظار می‌رفت این گزارش زوایای تاریک و مبهم روند انتخابات که طی نامه‌ها و گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد و نیز پیگیری‌های مجدانه و مستمر جمع کثیری از مردم حق طلب کشورمان مطرح شده بود را روشن و ابهام‌زدایی کند، اما متاسفانه چنین نبود و مفاد گزارش نه تنها ابهام‌زدایی و روشنگری و اقناع افکار عمومی را در پی نداشت بلکه با نقل مطالبی بعضا نادرست و خلاف واقع، تردیدهای جدیدی نسبت به مطالب مطروحه ایجاد نمود و توجیه‌گری عملکرد پرابهام مجریان و ناظران را افشا کرد.

از اینرو، ضمن عذرخواهی از تأخیر در پاسخگویی که به دلیل وسواس و دقت هر چه بیشتر در محتوای گزارش و پرهیز از نقد عجولانه و بدون پشتوانه اسناد معتبر بوده است، نکاتی چند را در مورد محتوی گزارش به شرح زیر به اطلاع هموطنان گرامی می‌رساند، باشد تا وجدان حقیقت‌جوی مردم شریف به درستی قضاوت نماید؛


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 23:36  توسط کمال صادقی  | 

کروبی نامه ای در مورد تجاوز به زندانیان به هاشمی نوشته که بعد از ده روز منتشر شده. نامه به صورت محرمانه بوده و کروبی به هاشمی گفته بوده که اگر تا ده روز اقدامی صورت نگیرد نامه را علنی می کند. هاشمی هم که کاری از دستش بر نمی آید ده روز تمام هیچ اقدامی نمی کند تا کروبی نامه را علنی کند.

واقعا باید قدر این حرکت های هوشمندانه هاشمی را دانست که در این اوضاع بحرانی این قدر خونسرد و سنجیده عمل می کند. فعلا هم که رفتن به نماز جمعه را کرده وسیله فشار به دولت. بعد از چند روز لرزاندن تن و بدنشان یکباره تصمیم گرفته که نیاید. البته فعلا هم نمی آید. چند جلسه دیگر از دادگاه باید بگذرد و دست حریف از تمام سلاح ها خالی شود و هیچ عذری برایش نماند تا بعد یک خطبه در باب رفتار با زندانی و مخالف بخواند و احتمالا گوشه ای هم بزند به نامه کروبی.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 1:53  توسط کمال صادقی  | 

راه آه اصفهان شیراز تا اواسط خرداد افتتاح می شود. این خبری است که بسیاری از جمله مردم شیراز که سالهاست در انتظار اتصال به شبکه ریلی هستند می شود. و البته نگرانی آنها که اصل ماجرا را می دانند. دولت در حال به انجام رساندن این پروژه به هر قیمتی است و این هر قیمتی یعنی ریل گذاری بدون زیر سازی مناسب. جالب تر اینکه این پروژه در سال 83 شروع شده و قرار بوده با صرف 500 میلیون دلار و تا سال 87 ساخته شود. ولی دولت نهم با فسخ قرارداد قبلی و صرف 800 میلیون دلار در حال سمبل کردن کار است. و فاجعه بار تر اینکه اگر در آینده قرار باشد این راه آهن واقعا مورد استفاده قرار بگیرد باید چند صد میلیون دیگر هم صرف جبران ندانم کاری های دولت شود.

از این دست موارد در دولت نهم کم دیده نشده است. دولت پس از افتتاح طرح های شروع شده در دولت های قبلی رو به افتتاح پروژه های سر هم بندی شده و حتی موهومی آورده است. نمونه اش هم افتتاح تونلی با نام تونل البرز به عنوان بزرگترین تونل خاورمیانه بود که اساسا این تونل هنوز ساخته نشده و تنها یک تونل به عنوان سرویس رسانی به عملیات حفاری حفر شده است. مجلس هم که تفنگش خراب است و فشنگ هم ندارد.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:57  توسط کمال صادقی  | 

میر حسین موسوی در یکی از صحبت هایش ( البته در یک دیدار خصوصی) دولت احمدی نژاد را بازگشت به عهد قجر دانسته بود. این جمله بیشتر از اینکه متلک و تحقیری را در خود داشته باشد یک واقعیت است. دولت احمدی نژاد یک بازگشت واقعی به شیوه کشورداری قجری بعد از چند دهه افت و خیز دولت مدرن در ایران است. مهمترین نشانه اش هم تن ندادن به الزامات یک حکومت مدرن است. تمرکز تصمیم گیری ها در شخص با انحلال سازمان ها و شوراهای تصمیم ساز و برنامه ریز و تبدیل لایحه بودجه به کاغذ باطله مهم ترین وجه این نوع حکومت کردن است. شباهت سفرهای بی حاصل و گاه زیان بار رئیس جمهور به اقصای عالم با سفرهای اروپایی شاهان قاجار را هم خودتان بسنجید. و زیانبارترین وجه این شباهت نگاه دولت به خزانه کشور به عنوان پول بادآورده ای که باید توزیع شود و حالش برده شود است. در این میان حال اصلی را هم قطعا مقربین می برند. پول های هنگفتی در قالب قرارداد های دولتی و با اسناد معتبر به عده ای می رسد و چون قافیه تنگ آید ناگهان چند میلیارد هم غیب می شود که کسی ناراحت نشود. سهم مردم هم از این توزیع بی حساب چند سطل زباله انباشته از پوست میوه است. رئیس مملکت سوار بر اریکه اش به اقصای مملکت محروسه سر می زند و صله می دهد. تا وقت دارد از جنس وعده. "یک حمام زنانه برای زنان وراج این شهر و یک مردانه هم برای مردان بیکار." و چون قافیه تنگ آید و وعده ها بی ثمر بماند یک روز سیب زمینی توزیع می کنند که این را از کشاورز خریده ایم و اگر نمی خریدیم بیچاره می شد و عده ای از چند میلیارد دلالی محروم اگر به رایگان توزیع نمی کردیم. یک روز هم پرتقال وارداتی توزیع می کنند به تبرک حضور پر برکت رئیس جمهور در میان پابرهنگان که این را هم لابد از کشاورزی خریده اند منتها در آنسوی مرز. و چه کنیم که پیام ما جهانی است و خیرمان باید به همگان برسد. گیرم که یکی بیاید و بگوید این پرتقال هایتان صادره از یک مملکت اسمش را نبری است که فعلا از زمین و آسمان داریم بهش حال می دهیم و رئیس جمهورمان با یک نطق آتشین آنها را از خطر یک بیانیه ضد نژادپرستی رهانیده است .



+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 11:40  توسط کمال صادقی  | 

یکی از جالب ترین خبر های غیر سیاسی در فضای انتخاباتی شده ی اخبار بیانیه مایلی کهن خطاب به قلعه نویی بود. مایلی کهن که از حرف های قلعه نویی حسابی برآشفته است در بیانیه ای رسمی هر چه از دهنش درآمده نثار مربی استقلال و نوچه هایش کرده. نگاهی به ادبیات به کار رفته در این بیانیه بسیار جالب است. از یک سو حاجی مایلی با ادبیاتی چاله میدانی از الفاظی چون گنده باقالی برای خطاب کردن طرفش استفاده می کند و برای اینکه بگوید قلعه نویی لایق لقب ژنرال نیست (انگار واقعا طرف ژنرال است) او را گروهبان قندلی می نامد و به کرات از لفظ کوتوله استفاده میکند و از سوی دیگر گل دقیقه 90 سایپا را پیامی به پهنای ایران اسلامی می داند. اصلا اصل موضوع را هم که فراموش کنیم لحن بیانیه خودش موضوعی است که به تنهایی قابل بحث است. ادبیاتی که نزد عده ای که اتفاقا خود را ارزشی می دانند و هر لیوان آبی را که می خورند به آحاد ملت غیور و سرتاسر کشور اسلامی ربط می دهند بسیار رواج دارد.

پ.ن: برنامه امشب نود را از دست ندهید!

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 12:25  توسط کمال صادقی  | 

میرحسین موسوی دیروز در دیدار با تولیدگران اقتصادی گزاره های اقتصاد مورد نظرش را بیان کرد. این گزاره ها برخلاف انتظار نه تنها مبتنی بر سوسیال دموکراسی نبود بلکه به شدت برگرفته از اقتصاد لیبرالیستی بود. بخش عمده این گزاره ها حول افزایش نقش بخش خصوصی و کاهش نقش دولت چرخ می زند. در این نگاه دولت تنها بستر ساز فعالیت بخش خصوصی است. بانک ها و بیمه ها از رقابت با بخش خصوصی منع شده اند. حتی سرمایه گذاری های خارجی هم از طریق بخش خصوصی امکان پذیر است. اتفاقی که در دولت گذشته در قالب دادن وام از صندوق ذخیره ارزی به بخش خصوصی در ازای جذب سرمایه گذار خارجی قرار بود انجام بشود. در این میان شعار های مبتنی بر عدالت اجتماعی نقش کمرنگی دارند و  تامین اجتماعی برای اقشار مختلف، کاهش فاصله طبقاتی به منظور رشد متوازن، و عدالت منطقه محور بر اساس طرح آمایش سرزمین را شامل می شود. در واقع مهندس گزاره های عدالت محور را نه بر اساس دیدی سوسیالیستی بلکه به عنوان تضمینی برای توسعه مطرح می کند.

البته نکته ای که باید در جهت گیری صحبت های کاندیداهای اصلاح طلب به آن توجه کرد زمان بندی هوشمندانه در ارائه برنامه هاست. آنها در مرحله قبل از ثبت نام توجه خود را معطوف به کسانی کرده اند که در این زمان می توانند مخاطبشان باشند. طبقات متوسط به بالا و افراد با تحصیلات بالاتر که می توانند از طریق اینترنت و روزنامه ها با دیدگاه های کاندیداها آشنا شوند. مرحله بعد مربوط به زمانی است که فرصت استفاده از رسانه های فراگیرتر فراهم می شود. آن وقت است که کاندیداها به سراغ شعارهای عامه پسندتری خواهند رفت. موسوی وجهه سوسیال خود را رو خواهد کرد (البته با حفظ رویکرد فعلی) و کروبی شعارهایی از جنس پنجاه هزار تومان را رو خواهد کرد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 11:0  توسط کمال صادقی  | 

موسوی ک کروبی دانشگاه به دانشگاه به دنبال جمع کردن رای هستند. کروبی به قزوین رفته است و موسوی به ایلام. سرمایه گذاری هر دو کاندیدای اصلاح طلب بر روی دانشجویان آن هم در ابتدای کار بسیار هوشمندانه و قابل تقدیر است. تا اینجای کار که نتیجه خوب بوده است. یعنی مثل چهار سال قبل معین نیست که واکنش دانشگاه سرد و متمایل به تحریم باشد. امسال راهبرد تحریم تقریبا منتفی و تنها به صورت فردی از سوی بعضی دنبال می شود.

کروبی هم همچنان سعی می کند از قافله اظهار نظر های داغ عقب نماند. بعد از مساله گشت های ارشاد، در قزوین به مساله دانشجویان ستاره دار اشاره کرد و گفت در دولت من هیچ دانشجویی ستاره دار نمی شود. سخنرانی موسوی در ایلام هم ضمن صحبت از اعتماد به جوانان به دو نکته مهم اشاره کرد. در مورد حادثه 18 تیر موضع قاطع گرفت و گفت در مقابل چنین حوادثی باید با ابزار قانون مقابله کنیم. در مورد نظارت استصوابی هم با رد این نوع نظارت مقابله با آن را مستلزم عزم همه از جمله مجلس دانست. واقعا یکی از ویژگی های مثبت موسوی عملگرایی اوست یعنی هر حرفی که می زند به فکر اجرایی کردنش هم هست گویا.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 10:17  توسط کمال صادقی  | 

یکی از ویژگی هایی که موسوی را از دیگر کاندیداها متمایز می کند صراحت لهجه اوست. موسوی مانند دیگران به زیرکی از زیر اظهار موضع فرار نمی کند. با اما و اگر راه فرار را برای خودش باز نمی کند. و این مزیتی است برای یک رئیس جمهور که به قاطعیت در اجرای تصمیماتش شهره بوده است. مثال بارزش هم همین ماجرای گشت های ارشاد. وقتی از موسوی می پرسند در باره گشت های ارشاد چه می کنی خیلی واضح می گوید "من این گشت های ارشاد را جمع می کنم." یعنی یک گزاره کاملا واضح را بیان می کند. کاری که باید انجام بدهد را می گوید. فاعل ماجرا هم معلوم است. رئیس جمهور است.هیچ ابهام و دوپهلویی هم درش نیست. بعدا خیلی راحت می شود از او پرسید چرا نکردی. همین را مقایسه کنید با سخنرانی کروبی در دانشگاه زنجان که در پاسخ سوالی مشابه می گوید "اگر من بیایم گشت های ارشاد خودشان کارشان را متوقف می کنند." شاید به نظر جسورانه بیاید. ولی رندانه هم هست. یعنی که چه کسی قرار است این کار را بکند؟ و اگر نشد آنوقت چه؟ می گوید خوب نکردند دیگر؟ در حوزه اختیارات ما نیست؟ همان رندی که احمدی نژاد کرد؟ گفت که مساله ما پوشش جوانان نیست و بعد با رندی توپ را انداخت به زمین نیروی انتظامی تا صدای نیروی انتظامی هم در بیاید که آقا خودت پای طرح را امضا کردی.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 10:48  توسط کمال صادقی  | 

موسوی هر روز دارد بهتر از دیروز ظاهر می شود. اوضاع هم هر روز بیشتر به نفع رای اوردش می شود. حمایت موج سوم و گروه 88 هم آخرین نمونه هایش. فعلا برای موسوی مهمترین کار جمع کردن رای ریخته شده بعد از انصراف خاتمی است. خبر جالب دیگر بحث بر سر کابینه موسوی است . فعلا از مسجد جامعی به عنوان وزیر ارشاد نام برده شده است. جهانگیری، زنگنه و صفدر حسینی از دیگر افرادی هستند که به احتمال قوی در کابینه موسوی خواهند بود

--------------------------------

پ.ن: گویا قرار است سید علیرضا بهشتی وزیر ارشاد بشود. در تصحیح خبر بالا. ولی مسجد جامعی هم در کابینه خواهد بود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 12:17  توسط کمال صادقی  | 

در سخنرانی امروز رئیس جمهور حرف تازه ای نبود. همان حرف ها و وعده های همیشگی و همه جا. و همان جمعیت استقبال کننده اجاره ای که نمی دانند باید تکبیر بگویند یا جیغ بکشند و سوت بزنند. تنها نکته جالب این بود که حس کردم احمدی نژاد رفتنی است. گذشته از اشاره اش به مدت کوتاه ریاست جمهوری رجایی و مهم بودن میزان خدمت نه مدتش رفتن را در صدایش شنیدم. صدای مردی که با تمام وجود می خواهد رئیس جمهور بماند اما خودش هم می داند که ناممکن است.

در مورد نتایج سفر قبلی احمدی نژاد به اصفهان هم این مصاحبه خواندنی است.


+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 13:32  توسط کمال صادقی  | 

نتایج آخرین نظرسنجی ها بعد از انصراف خاتمی دو نکته را نشان می دهد: اول اینکه انتخابات دو مرحله خواهد بود و دوم اینکه ستادهای موسوی کار سختی در پیش دارند.

بر اساس یک نظرسنجی جدید احمدی نژاد با 32 درصد در صدر و موسوی با 21 درصد دوم است. کروبی هم 8 درصد رای دارد. کل مشارکت کنندگان هم 45 درصد است که نسبت به قبل از انصراف خاتمی 15 درصد افت دارد. 15 درصدی که بخشی از آن را حامیان خاتمی مانند سازمان مجاهدین و مشارکت می توانند برگردانند. به هر حال بعید است موسوی بتواند به 50 درصد آرا برسد ولی بالاتر رفتن از احمدی نژاد دور از دسترس نیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 13:17  توسط کمال صادقی  | 

این چند وقت گذشته خبرهایی به گوش می رسید که کرباسچی و قوچانی سعی دارند کروبی را منصرف کنند. کرباسچی را نمی دانم ولی در مورد قوچانی گویا صحت دارد و قوچانی مدتی با این تحلیل که ماندن به نفع شما نیست سعی در منصرف کردن شیخ دارد. مساله جالب تر در این زمینه تغییر روش روزنامه اعتماد ملی است که به سمت موسوی تمایل پیدا کرده به طوری که در داخل حزب اعتماد ملی بسیاری معترض شده اند که روزنامه ما تریبون موسوی شده است. این مساله وقتی جالب می شود که بدانید کروبی قبلا بر روی روزنامه اش خیلی حساس بود و با کوچکترین خبری که به نفع خاتمی بود برخورد می کرد و حتی خبرهایی را قبل از چاپ از روزنامه خارج می کرد. این بی تفاوتی کروبی نسبت به مشی جدید روزنامه اعتماد ملی باعث شده عده ای در داخل حزب اعتماد ملی به این نتیجه برسند که شیخ قصد انصراف به نفع موسوی را دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 10:6  توسط کمال صادقی  | 

تنها چند روز پس از آنکه قالیباف اعلام کرد فعلا کاندیدا نیست و بسیاری از سایت ها انصراف او یا حتی انصراف او به نفع موسوی را تیتر کردند خبرهای جالبی از ستادهایش به گوش می رسد. مسلما بهترین نشانه برای انصراف یک کاندیدا تعطیلی و عدم فعالیت ستادهایش است و همه منتظر بودند تا واکنش ستادهای قالیباف پس از آن مصاحبه را ببینند. و حالا گویا این ستادها قصد بیکار ماندن ندارند. چنانچه پایگاه خبری یاران باران گزارش داده است از ستادهای قالیباف یک ماه کار تبلیغاتی پر حجم و به خصوص مصاحبه با شخصیت های مختلف در جهت ابراز تاسف از انصراف قالیباف خواسته شده است. یک ماه دیگر هم زمان ثبت نام است. موقعی که سردار تصمیم نهایی را خواهد گرفت و اگر قصد آمدن کند می تواند آمدنش را احساس وظیفه و پاسخ به درخواست های مختلف بداند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 12:44  توسط کمال صادقی  | 

دیروز سایت سلام در خبری از تلاش کرباسچی برای انصراف کروبی نوشته بود که در نوع خود جالب است. اگر چه در حال حاضر حزب کارگزاران هنوز موضع رسمی خود را اعلام نکرده و کرباسچی قول دو هفته بعد را داده اما اعضای شرای مرکزی حزب حمایت از موسوی را در دستور کار دارند و حتی با اعضایی که موضعی علیه موسوی اتخاذ کنند برخورد می کنند. در مورد کرباسچی هم همچنان اختلاف میان او و جزب بر سر کروبی ادامه دارد و به نظر می رسد ادامه روند فعلی منجر به کنار رفتن کرباسچی از دبیر کلی حزب شود. جالب اینکه چند ماه پیش هم که کرباسچی تازه به ستاد کروبی رفته بود به مرعشی گفته بود که هدفش از این کار منصرف کردن کروبی به نفع خاتمی است!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 10:37  توسط کمال صادقی  | 

کنگره های استانی ستاد 88 برای اتخاذ تصمیم برای آینده این ستاد در این هفته برگزار می شود. این کنگره ها بایداز میان گزینه های موسوی، کروبی، فرد دیگر و انحلال ستاد یکی را انتخاب کنند. با این حال به نظر می رسد این ستاد قصد ماندن در صحنه و حمایت از میرحسین را دارد و سعی خواهد شد تا این نظر هم در کنگره های استانی حاصل شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 10:17  توسط کمال صادقی  | 

میدان اصلی رقابت میان احمدی نژاد و موسوی کجاست؟ مناطق شهری یا روستاها؟

گرچه موسوی هنوز نتوانسته گفتمان مناسب طبقه متوسط را به جامعه ارائه کند اما وضع احمدی نژاد در این بخش از این هم بدتر است. با این حال در حالی که به نظر می رسید قالیباف با استفاده از این خلا رای طبقه متوسط را درو خواهد کرد اما انصراف احتمالی قالیباف ( هنوز احتمال نامزدی قالیباف هست) و حمایت احزاب حامی خاتمی که توان تاثیر گذاری در این بخش را دارند کفه ترازو را به سود موسوی سنگین کرده است.

میدان اصلی رقابت میان موسوی و احمدی نژاد به نظر می رسد شهر های کوچک، روستاها و مناطق محروم مرکز کشور باشد( در مناطق مرزی اولویت های قومی ارحجیت دارند). جایی که موسوی باید یک تنه و با ارائه گفتمان حمایت از محرومینش به نبرد با پوپولیسم احمدی نژاد برود. در این مناطق بر اساس شنیده ها و نظر سنجی های جسته و گریخته ای که انجام شده هنوز موسوی چندان شناخته شده نیست و احمدی نژاد رای بهتری خواهد داشت. نکته جالب توجه طرح تحول اقتصادی دولت است. با رد این طرح در مجلس به نظر می رسید برگ برنده دولت برای خرید رای درآستانه انتخابات از دستش خارج شده است. اما احمدی نژاد گویا استعداد خوبی در تبدیل تهدید ها به فرصت دارد( مانند مساله کردان و محصولی). چرا که با طرح این مساله که می خواهند جلوی خدمت رسانی احمدی نژاد را بگیرند قصد حضور دارند. حربه آنها دو جمله خیلی ساده است: نگذاشتند کارش را بکند. به احمدی نژاد رای بدهید تا در دوره بعدی طرح تحول اقتصادی را اجرا کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 11:36  توسط کمال صادقی  | 

یکی از دغدغه های اصلاح طلب ها بعد از انصراف خاتمی، تیم تبلیغاتی موسوی و ستاد انتخاباتی او بوده است. چرا که به اعتقاد بسیاری این تیم کارناآزموده و بی تجربه است و برای رویارویی بزرگی مثل انتخابات ریاست جمهوری احتیاج به تیم قوی تری است. در همین راستا پیشنهاداتی در مورد تغییرات در ستاد انتخابات و تقویت تیم تبلیغاتی به موسوی شده است. از جمله این پیشنهادات نجفقلی حبیبی بود که به موسوی پیشنهاد شده بود به عنوان رئیس ستاد جانشین بهزادیان شود یا به عنوان قائم مقام ستاد مدیریت ستاد را به عهده بگیرد. در همین راستا دیروز حبیبی به عنوان رئیس ستاد انتخابات تهران منصوب شد. هر چند حبیبی نقشی بسیار پررنگ تر از این در ستاد موسوی خواهد داشت. از دیگر گزینه های تغییر و تقویت در ستاد موسوی کمیته تبلیغات و اطلاع رسانی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 9:30  توسط کمال صادقی  | 

جلسه امروز جبهه مشارکت برای تصمیم گیری در مورد انتخابات در حالی برگزار شد که اعضای این حزب بناست فردا با موسوی دیدار کنند . تصمیم این حزب حمایت از موسوی و تلاش برای اجماع اصلاح طلبان است. 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 22:12  توسط کمال صادقی  | 

سردار قالیباف در مصاحبه با مهر خود را فعلا کاندیدای ریاست جمهوری ندانست؛ "اگر چه برای اداره کشور و تحقق جامعه ارزشی و برخوردار یا به عبارتی زندگی برازنده ایرانیان مدل طراحی شده و برنامه مدون دارم ، اما حضورم در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بر تحلیل و تکلیفی استوار بود که در موقعیت فعلی وجود ندارد. بنابر این با جمع بندی شرایط موجود فعلا داوطلب دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیستم".

این در حالی است که با توجه به فعالیت شدید ستاد انتخاباتی قالیباف از مدت ها قبل گمانه زنی ها بر این امر استوار بود که قالیباف پس از انصراف خاتمی شرایط حضور را مهیا دیده و آماده حضور در انتخابات می شود . منتها با توجه به شرایط قصد دارد تا نزدیکی زمان ثبت نام در سکوت به کار خود ادامه بدهد تا در صورت وجود اقبال به سمت موسوی و پایین بودن احتمال پیروزی بدون هزینه از حضور در انتخابات پرهیز کند. البته این اظهار نظر قالیباف هم منافات چندانی با این نظر ندارد اما به نظر می رسد قالیباف به جمع بندی زودهنگامی رسیده و قصد دارد با کنارکشیدن از صحنه سهم خود از دولت ائتلافی موسوی را دریافت کند. هر چند تا آخرین لحظات باید انتظار احساس وظیفه سردار و حضورش در انتخابات را داشت.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 22:11  توسط کمال صادقی  | 

مجمع روحانیون مبارز که بعد از انصراف خاتمی ، حمایت از کروبی را در دستور کار داشتند به تازگی تغییر موضع داده و تلاش برای اجماع میان موسوی و کروبی را شروع کرده اند. در این راستا دیداری هم با موسوی برگزار کرده اند. همچنین شنیده شده که در میان اعضای مجمع تمایل برای اجماع بر روی موسوی بسیار بیشتر از کروبی است.

گفتنی است در جلسه آخر خاتمی با مجمع که قبل از انصراف او انجام شد اعضای مجمع به شدت از حمایت خاتمی از موسوی انتقاد کردند و اعلام کردند که با انصراف خاتمی از کروبی حمایت می کنند.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 16:56  توسط کمال صادقی  | 

در روزهای ابتدایی نوروز تعدادی از فعالین سیاسی اصفهان دیداری با عبدا... نوری در اصفهان داشتند که بیشتر در حکم عید دیدنی بود. در این دیدار پس از درخواست هایی که برای کاندیداتوری از نوری می شود او می گوید که در صورتی که این کار باعث به هم خوردن اجماع بین اصلاح طلبان و تعبیر به تلاش برای تفرقه نشود این کار را می کنم. سایت یاران باران با تاخیر یک هفته ای این خبر را منتشر کرد. پس از آن بود که سایت های خبری مختلف با تیتر های مختلف از جمله نوری می آید این خبر را به نقل از یاران باران منتشر کردند. ولی چیزی که مشخص است این است که نوری علی رغم اصرارهای هوادارنش نخواهد آمد. آمدن نوری و به هم نخوردن اجماع اصلاح طلب ها امر محال می نماید. و اینکه عبدا... نوری سیاستمداری است به غایت زیرک تر از آنکه در شرایط فعلی خودش را هزینه کند.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 11:32  توسط کمال صادقی  | 

در ابتدا از تمامی رسانه های کشور، روزنامه های محترم، خبرگزاری ها و سایت های خبری، صدا و سیما و به خصوص رادیو و تلویزیون بی بی سی فارسی می خواهم که اعلام کاندیداتوری آقای اکبر اعلمی را به شدت منعکس کنند. تیتر یک بزنند. نیم صفحه با عکس بزنند. با قطع برنامه های عادی خود این خبر را اعلام کنند و کلا هر کاری از دستشان بر می آید بکنند و این جوان جویای نام را از نگرانی در بیاورند.

اکبر اعلمی اعلام کاندیداتوری کرد. بیانیه هم صادر کرده. سایت هواداران هم دارد. در سایتش هم یک تعداد زیادی دکتر در حال نوشتن مطلب هستند. این اصلاح طلب واقعی را دریابید لطفا. حیف است به خدا.

 


اکبر اعلمی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری دهم نظرات و دیدگاه های جالبی دارد. او معتقد است در ایران کاندیدای اصلاح طلبی وجود ندارد . یعنی اصلا اصلاح طلب وجود ندارد. همه آنها جزو همان حلقه 200 نفره قدرت هستند. یک نفر اصلاح طلب وجود دارد که شخص ایشان هستند. گرچه وی خود را از تمامی اصولگراها اصولگراتر می دارند ولی گویا فعلا اصلاح طلبی را به مصلحت تر می بیند.

او می گوید در قانون اساسی ظرفیت هایی وجود دارد که تاکنون کسی آن را کشف نکرده و ایشان هم تا رئیس جمهور نشوند حاضر به ارائه کشفیات خود نیستند. اعلمی همچنین برنامه هایی هم برای زیر و رو کردن اقتصاد ایران دارد که به دلیل عدم وجود قانون کپی رایت در ایران و اینکه بقیه طرحش را می دزدند تا پس از انتخاب به ریاست جمهوری از طرحش رونمایی نخواهد کرد. ولی علی الحساب ایجاد عدالت و ریشه کنی فساد را وعده می دهد. وی همچنین در شرایط فعلی هیچ کاندیدای اصلاح طلبی در صحنه نمی بیند و برای رفع این خلا وارد صحنه شده است.

همچنین شخصی به نام آقای دکتر ف. جمالی ده پرسش را در یادداشتی مطرح و پاسخ هایی هم به آن داده که در راستای مشاهده نمونه هایی از توهم بسیار خواندنی است. مهمترین محور این یادداشت هم این است که رسانه های مختلف از جمله صدا و سیما، تلویزیون بی بی سی، سایت ها و روزنامه های اصلاح طلب و اصول گرا چرا علی رغم اینکه اعلمی از همه اصولگرا ها اصولگراتر و از همه اصلاطلب ها اصلاح طلب تر است از انتشار اخبار و مواضعش خودداری می کند. و اینکه انگلستان که زمانی در ایران شاه و نخست وزیر تعیین می کرد امروز هم تلویزیون بی بی سی فارسی را راه انداخته تا برای ایران رئیس جمهور تعیین کند. گفتم که که خواندنی است.

پ.ن: هیچ طنزی در این یادداشت وجود ندارد. تمامی دیدگاه ها و نظرات اکبر اعلمی و دکتر ف. جمالی عینا در سایت دوستداران اعلمی موجود است.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 11:14  توسط کمال صادقی  | 

دروغ سیزده چیزی نیست که از اول جزو رسوم این روز بوده باشد. دروغ آوریل است که بومی شده. بد هم نیست. می شود با آن خندید. می شود پرونده ای ساخت که برج میلاد به زودی فرو خواهد ریخت. بعد گفت که دروغ سیزده بود و خندید. اما باور کنید شوخی با مرگ یک انسان اصلا شوخی بامزه ای نیست. "سعید حجاریان درگذشت" اصلا شوخی جالبی نیست. بهتر است بگویم شرم آور است. بله، شرم آور است. اینکه تعدادی زیادی را ناراحت کنی، اینکه همه شان را در بهت فرو ببری، اشک تعدادی را در بیاوری شرم آور است.

این را برای کسی یا کسانی می نویسم که این خبر را به عنوان دروغ سیزده به دیگران اس ام اس کردند. حرفی زیادی ندارم. فقط می خواهم بگویم شوخی با مرگ یک نفر شوخی چندان جالبی نیست. اگر آن یک نفر سعید حجاریان باشد نه تنها جالب نیست که حتی رذالت بار است. درباره چرایش دیگر چیزی نمی گویم.

پ.ن: کسی که این خبر را به من داد خودش هم خبر را باور کرده بود و ناراحت بود. وگرنه خودش می داند چه می شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 20:28  توسط کمال صادقی  | 

پس از آنکه با انصراف خاتمی حامیان او تا چند روز در شوک به سر می بردند تعطیلات نوروز فرصتی مناسبی بود تا احزاب حامی خاتمی به جمع بندی مناسبی در مورد ادامه مسیر انتخابات برسند. با پایان تعطیلات سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت به عنوان دو حزب بزرگی که از ابتدا خاتمی را به عنوان کاندیدای خود معرفی کرده بودند در یک قدمی حمایت رسمی از میرحسین قرار دارند.

سازمان مجاهدین در دوم فروردین دیداری با میرحسن ترتیب داد و 11 فروردین هم جلسه اجلاس سراسری خود را به منظور اخذ نظرات اعضا تشکیل داد. بعد از این نوبت شورای مرکزی این حزب است که نظر نهایی حزب را اعلام کند. جبهه مشارکت هم روز شنبه در جلسه مشترک شورای مرکزی، دفتر سیاسی و روسای مناطق تصمیم نهایی خود را خواهد گرفت. البته گوبا قرار است نظرات نهایی پس از هماهنگی با هم و سایر احزاب اصلاح طلب اعلام شود. هرچند از هم اکنون تصمیم نهایی قطعی به نظر می رسد و گزینه منتخب حمایت کامل از میر حسین و تلاش برای اقناع کروبی به انصراف است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 1:26  توسط کمال صادقی  | 

میر حسین موسوی در دیدار با جمعی از روزنامه نگاران سابق روزنامه جمهوری اسلامی در سال‌های نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کارکنان نهاد نخست وزیری و اعضای حزب جمهوری اسلامی بخشی از دیدگاه های خود در زمینه سیاست خارجی، جوانان و اداره کشور را بیان کرد. برخورد هوشمندانه با تحولات جهانی، ایجاد فضای باز در کشور و ظرفیت سازی برای آزادی به جای ایجاد انسداد از مهمترین نکات قابل توجه در سخنان این کاندیدای اصلاح طلب بود. وی در مورد ایجاد فضای باز و نترسیدن از مواجهه با دنیای جدید گفت: " در رویکرد واقع بینانه، ارزش‌ها حفظ خواهد شد، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و استقرار عدالت را از اهداف انقلاب اسلامی خواند و تأکید کرد: در این رویکرد همه این اهداف را حفظ می‌کنیم، فرهنگ مان را حفظ می کنیم و از آزادی و باز کردن فضا نمی‌ترسیم، بلکه در مقابل تغییرات پیش روی جامعه ظرفیت سازی می‌کنیم و در این صورت بی‌تردید تغییرات را تبدیل به فرصت خواهیم کرد." وی همچنین با تاکید بر ارائه راه حل های واقع بینانه برای مسائل جوانان گفت: "  نسل جدید با مسائل بسیار جدیدی همچون اشتغال، ازدواج، فرهنگ های نو و مسائلی از این دست روبروست که برای رفع هیچ یک از آنها، راه حل‌های روشنی ارائه نمی‌شود. در حالی که راه حل برخی از مشکلات فرهنگی جوانان، انتخاب رویکرد واقع‌بینانه در مقابل تغییرات و تحولات جهانی است. بنابراین اگر رویکرد قبول تغییرات در جهان را بپذیریم و مدیریت تغییرات را براساس توانایی ملی و دینی خود پی گیریم، می‌توانیم به پرسش های نسل سوم هم پاسخ دهیم، اما اگر همان رویکرد نخست را در سد کردن، بستن و تنگ کردن فضا در پیش بگیریم، باید شاهد از دست رفتن جوانان و بیگانگی آنها با نظام باشیم ."

نکته قابل توجه دیگر تاکید موسوی بر طبقات پایین و اصلاحات برآمده از طبقات فرودست است که او را در جایگاه یک سوسیال دموکرات قرار می دهد: "بر این باورم که اهداف اصلاحات از میان همه اقشار به ویژه قشرهای مستضعف باید بجوشد و با اعتقاد این اقشار و حمایت آنها می تواند اصلاحات تداوم داشته باشد. طبیعی است که فکر کنیم این اصلاحات با عقاید دینی مردم و اصول بنیادی انقلاب سازگار خواهد بود و یا به عبارتی دیگر مقابل این اصول نخواهد بود... بررسی های جامعه شناختی نیز به خوبی نشان می‌دهد که بازگشت به اقشار مستضعف از منظر جامعه شناختی اهمیت بالایی برای حکومت برخودار است؛ چرا که اقشار پایین بیشترین آمادگی رابرای ایجاد تحول دارند و بالقوه اصلاح‌طلب ترین قشرها، قشرهای فقیر هستند؛ آنها چیزی برای از دست دادن ندارند و دائم به دنبال بهتر شدن زندگی و جامعه خود و یافتن راه‌حل‌هایی برای بهتر شدن وضعیت خود هستند. آنها مهم ترین سرمایه برای دوام جمهوریت و اسلامیت نظام هستند." هرچند به نظر می رسد توجه موسوی به ارزش های سوسیالیستی و نگاه او به طبقات پایین منافاتی با قدرت بخش خصوصی و نقش این بخش در پیشرفت کشور نداشته باشد "حکومت می‌تواند مقابل اغنیا نباشد، تولید و تجارت را تشویق کند وحکومت می‌تواند نقش بی‌بدیل در مشارکت بخش خصوصی در تحقق رشد و توسعه ایمان داشته باشد". چنین به نظر می رسد که موسوی گام به گام در حال ترسیم چهره خود به عنوان یک سوسیال دموکرات حامی بخش خصوصی و یک اصلاح طلب میانه رو است.


+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 19:7  توسط کمال صادقی  | 

  "هر بار که بحث از حکومت های محلی شده آن را با موضوع قومیت گرایی گره زده اند حال آنکه دولت در واگذاری کارها تنها اختیارات را واگذار کرده اما حاضر به واگذاری مسوولیت نیست"

این بخشی از نظرات سردار قالیباف در مورد حکومت های محلی است. او همچنین می گوید: "یکی از مهم ترین نهادهای حکومت محلی نهادهای مدیریت شهری است. این مساله برای نهادهای مدیریت شهری در دوسطح قابل طرح است؛ در وهله اول این نهادها باید یک فرآیند تدریجی ولی دائمی اختیارگیری را دنبال کنند و در وهله بعدی باید تلاش کنند اختیارات را در نهادهای پایین دستی و نیز نهادهای مردمی توزیع کنند."  این نظرات و مطرح شدن دوباره آنها در آستانه انتخابات باعث واکنش های منفی از سوی اصولگراها شده است. چرا که معتقدند فدرالیسم و حکومت اسلامی با هم سازگاری ندارند. محمد رضا ترقی عضو شورای مرکزی موتلفه معتقد است: " سیستم های حکومت فدرالی در کشورهایی که مبانی دینی و اسلامی در آنها جایگاهی ندارد قابل اجراست چراکه در ایران تمامی تصمیمات مهم کشوری براساس بیانات رهبری نظام ضمانت اجرایی پیدا می کند. قوائد سیاسی ایران اجازه پیاده سازی الگوهای غربی در این کشور را به هیچ یک از مدیران نمی دهد. ترقی همچنین معتقد است: امنیت ملی کشور نیز با سیاست های قطعه قطعه سازی حاکمیت ملی مورد تخطه قرار گیرد." سردار کوثری نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس هم مخالف شدید خود با این نظرات قالیباف را این چنین ابراز کرده: "این طرح به هیچ وجه در جمهوری اسلامی قابلیت اجرا ندارد و در صورتی که قرار بر پیاده سازی این طرح در کشورمان باشد باید مطالعه کاملی در رابطه با پیاده سازی اصول آن براساس مبانی نظام جمهوری اسلامی صورت گیرد. تکه تکه کردن کشور در دکترین نظام جمهوری اسلامی جایگاهی ندارد."

این نظرات از سوی قالیباف تازگی ندارد. در واقع بحث حکومت های محلی موضوع پایان نامه دکترای قالیباف در رشته جغرافیای سیاسی است. این نظرات اولین بار در زمستان 86 همزمان با انتشار کتاب قالیباف در سطح وسیعی مطرح شد. کتابی با نام " حکومت محلی یا استراتژی توزیع فضایی قدرت سیاسی در ایران" که توسط انتشارات امیر کبیر منتشر شده است. در آن زمان قالیباف در یک سخنرانی در دانشگاه تربیت مدرس به موضوع " ویکردی نو به حکومت محلی در ایران " پرداخت. اما مطرح شدن دوباره این نظریات و مخالفت های اصولگرایان هم در نوع خود جالب توجه است. گویا مساله همان تمایز قائل نشدن میان تئوریسین و رئیس جمهور است.

قالیباف با این نظریات که مسلما مورد توجه اقوام ایرانی قرار می گیرد سعی در جلب نظر آنها دارد. این موضوع در واقع یکی از دو وجه استراتژی است که او برای تصاحب آرای اصلاح طلبان در پیش گرفته است. از یک سو در مصاحبه با ویژه نامه نوروزی اعتماد سعی در جلب نظر دانشجویان به خود به عنوان حامی نهادهای دانشجویی دارد و از سوی دیگر با وعده فدرالیسم سعی در جلب نظر اقوام ایرانی که در سال های گذشته جزو رای های سنتی و تاثیرگذار اصلاح طلبان بوده اند دارد. اینکه سردار در صورت انتخاب شدن به ریاست جمهوری تا چه حد در اجرای این وعده اش تواناست و تا چه حد مایل به این کار بحث دیگری است. البته گویا سردار قالیباف تصمیم دارد تا نزدیک ترین زمان به ثبت نام انتخابات از موضع گیری مستقیم بپرهیزد تا در صورت اقبال عمومی به موسوی بتواند خود را از بازی اصولگراها خارج کند و با آسودگی خود را برای اسباب کشی از شهرداری به سازمان صدا و سیما آماده کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 12:18  توسط کمال صادقی  | 

گویا ماجراهای روزنامه اعتماد ملی تمامی ندارد. این بار نوبت به بخش فنی روزنامه رسیده تا مجبور به استعفا شوند و جای خود را به تیم جدیدی که در آستانه انتخابات به روزنامه آمده اند بدهند. ماجرا از روزی شروع شد که محمد قوچانی و تیم همراهش به روزنامه اعتماد ملی ملحق شدند. در ظاهر برای تقویت روزنامه و در واقع برای به دست گرفتن امور و به راه انداختن ماشین تبلیغاتی کروبی در انتخابات. منتجب نیا رئیس شورای سیاستگزاری شد و قوچانی عضو شورای سیاستگزاری و در عمل سردبیر در سایه. مهمترین وظیفه ای هم که گویا این تیم جدید بر عهده داشتند به راه انداختن جنگ تبلیغاتی علیه خاتمی و منصرف کردنش از اعلام نامزدی بود. نمونه بارزش هم برخورد بی تفاوت اعتماد ملی با اعلام نامزدی خاتمی بود. قوچانی با آمدن به اعتماد ملی تیم همکارانش که قبلا با هم کار کرده بودند را هم به خودش آورد و عملا روسای سرویس های قبلی را کنار گذاشت. این شد که علی رغم قول کروبی مبنی بر اینکه با آمدن افراد جدید کسی بیکار نمی شود تعداد زیادی از تحریریه روزنامه یا رسما کنار گذاشته شدند یا با گرفته شدن صفحه هاشون عملا مجبور به ترک روزنامه شدند. از جمله می شود به کسری نوری سردبیر روزنامه ایران در سال های قبل از 84 اشاره کرد. هرچند تخریب خاتمی از اواسط اسفند با رایزنی هایی که با قوچانی از سوی ستاد خاتمی شد کمرنگ شد و پس از انصراف خاتمی عملا منتفی شد ولی روند غیر اخلاقی و غیر حرفه ای کنارگذاشتن همکاران قدیمی از روزنامه همچنان ادامه دارد و حالا به بخش فنی هم سرایت کرده است. نامه اعضای تیم فنی اعتماد ملی به مهدی کروبی هم خواندنی است:


جناب حجت‌الاسلام‌والمسلمين كروبي
صاحب‌امتياز محترم روزنامه اعتماد ملي

با سلام و تحيت


اينجانبان، همكاران بخش فني و چاپ روزنامه اعتماد ملي كه اكثرا از نخستين روزهاي ورود اعتماد ملي به عرصه مطبوعات در آن حضور داشته‌ايم، در اعتراض به قطع همكاري ناگهاني و علي‌رغم تاكيد جنابعالي در جلسه‌اي كه پيش از اين توفيق ديدار شما را يافته بوديم مبني‌بر اينكه پس از ورود تيم سردبير جديد، سرمايه نيروي انساني روزنامه دچار كاهش و تغيير نخواهد شد و هيچ‌يك از همكاران شغل خود را از دست نخواهد داد، لازم مي‌دانيم ضمن خداحافظي مواردي را جهت استحضار جنابعالي به شرح ذيل تقديم نماييم.
الف - ما هنوز منطق اقدام جناب آقاي حسين كروبي درخصوص تغيير گروه‌هاي تحريريه، فني و چاپ روزنامه را درنيافته‌ايم. در حالي كه ايشان عنوان مي‌فرمايند دلايل مالي در اين امر دخيل است اما از سوي ديگر اقدام به افزايش صفحات روزنامه كرده و هزينه‌هاي گروه جديد را كه بالغ بر 12 ميليون تومان بيش از هزينه گروه حاضر است، متقبل شده‌اند.
ب – بيش از 30 نفر به همراه خانواده‌هايشان به واسطه اين اقدام به صورت مستقيم از يك منبع درآمدي تاثيرگذار محروم شده‌اند آن هم درست در آستانه سال نو، در حالي كه چشم‌انداز روشني هم در سال آينده پيش روي خود نمي‌بينند.
ج – در تمام مدت حضور بيش از سه ساله اين گروه در روزنامه، رضايت كامل مديرمسوول محترم و ساير مسوولان - خصوصا جناب آقاي حسين كروبي - حاصل بوده است و هيچ‌يك از معيارهاي حرفه‌اي در اين قطع همكاري نمي‌تواند موثر بوده باشد.
د – قطع همكاري با 7 نفر از همكاران گروه فني در نوبت صبح حتي بدون اطلاع قبلي ايشان و در اوايل اسفندماه صورت گرفته است.
هـ - با اختصاص مسووليت تهيه صفحات روزنامه دوم به گروه جديد معرفي شده، در يكي دو ماه باقيمانده از سال جاري گروه فعلي از ساير منابع درآمدي خود در روزنامه از قبيل كارانه‌هاي پرداختي در هر ماه و... محروم شده‌اند.
لازم به ذكر است با وجود اينكه ارتباط گسترده‌اي بين اين گروه و رسانه‌هاي مكتوب و مجازي وجود دارد ليكن تاكنون از انعكاس اقدام اخير مسوولان روزنامه و رسانه‌اي كردن موضوع خودداري نموده‌ايم. بديهي است در صورت انتشار اين موضوع بازخورد مناسبي در پي نخواهد داشت.
در پايان اميدواريم بتوانيم در آينده شيخ گرانقدر اصلاحات را در رداي رياست‌جمهوري اسلامي ايران ببينيم هرچند تاييد خواهيد فرمود كه با آنچه بين ما و اعتماد ملي گذشته خود و خانواده‌هايمان به سختي خواهيم توانست مبلغان خوبي براي ترغيب هموطنانمان به راي دادن به حضرتعالي باشيم.
ان‌شاءالله در جامه عمل پوشاندن به وعده‌هاي انتخاباتي‌تان لطف لايزال الهي ياور شما باشد.

با تجديد احترام
همكاران گروه فني و چاپ
روزنامه اعتماد ملي

رونوشت:
- جناب آقاي منتجب‌نيا، رئيس محترم شوراي سياستگذاري
- جناب آقاي حق‌شناس، مديرمسوول و عضو محترم شوراي سياستگذاري
- جناب آقاي سلطاني‌فر، عضو محترم شوراي سياستگذاري
- جناب آقاي اميني، عضو محترم شوراي سياستگذاري
- جناب آقاي شكوري، عضو محترم شوراي سياستگذاري
- جناب آقاي انصاري، عضو محترم شوراي سياستگذاري
- جناب آقاي قوچاني، عضو محترم شوراي سياستگذاري
-
جناب آقاي اطاعت، عضو محترم شوراي سياستگذاري

واقعا نمی دونم باید در مورد ژست های کروبی در مورد دفاع از حقوق زندانیان سیاسی و حقوق بشر چیزی بنویسم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 14:22  توسط کمال صادقی  | 

گویا محسن رضایی در مورد دولت ائتلافی به شدت پیگیر و مصر است. هر چند هنوز جایی نخواندم که منظورشون دقیقا ائتلاف با چه کسایی است . ولی بعد از به نتیجه نرسیدن ایده اش گویا تصمیم گرفته تا خودش کاندیدا بشود و شخصا این کار را انجام بدهد. یعنی در مرحله اول پیروز بشود و در مرحله دوم در برابر احمدی نژاد با ائتلاف با بقیه پیروز بشود و اگر هم نشد یک نفره پیروز بشود و بعد به تنهایی خودش دولت ادتلافی تشکیل بدهد. فلذا پیشنهاد می شود یک نفر ایشان را از خواب بیدار کند. چون اگر منظورش کاندیدای واحد اصولگراهاست که اون هم بعید است بهش برسند. ائتلاف بین اصلاح طلب ها و اصولگراها هم توی انتخابات تغریبا امر محال است. تنها احتمال موجود موسوی است که خودش همین جوری اگر کسی چیزی نگوید هم دولتش ائتلافی خواهد بود.

ضمنا فشارها به کروبی برای انصراف به نفع موسوی بعد از انصراف خاتمی زیاد شده و هر روز هم بیشتر می شود. با توجه به کسانی که از داخل حزب و حتی شورای مرکزی اعتماد ملی از کروبی می خواهند انصراف بدهد و اینکه کروبی تلویحا خروج خاتمی از انتخابات را شرط انصرافش عنوان کرده بود این امر خیلی محتمل است. هرچند کمپین تبلیغاتی کروبی هم راه افتاده است. گویا قرار است آقای کرباسچی در کنار واکس زدن کفش های کروبی معاون اول ایشون هم باشند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 11:29  توسط کمال صادقی  | 

  این سوال کاملا متفاوت با این است که بگوییم موسوی اصلاح طلب خوبی است یا نه؟ به شخصه جواب من مثبت است. یعنی به شخصه موسوی را یک اصلاح طلب می دانم. اما در این باره می خواهم به چند نکته اشاره کنم:

1-      موسوی در سالهای 76، 80 و 84 گزینه اول اصلاح طلب ها برای کاندیداتوری بود، اینکه چرا نیامد بماند. اما آیا اصلاح طلب ها سه بار به سراغ کسی رفتند که اصلاح طلب نبوده؟

2-      موسوی در دوره 8 ساله دولت اصلاحات مشاور خاتمی بوده است. این مشاورت به حکمی فرمایشی نبوده است. برای تعارفات معمول سیاسی هم نبوده است.

3-      نگاهی بیندازید به نامه سال 84 موسوی به خاتمی و تقدیر فراوان از اقدامات دولت خاتمی

4-      هرچند لینک نامه بالا را ندارم و شاید پیدا کردنش سخت باشد اما نگاهی بیندازید به نامه های رد و بدل شده بین او و خاتمی در چند ماه گذشته ک هکاملا در دسترس است

5-      و الخ

مساله امروز بسیاری از حامیان خاتمی با موسوی این است که او را هندوانه در بسته می دانند و در مورد او ابهامات بسیاری دارند . حق هم دارند . به هر حال موسوی هر چه سریع تر باید برنامه هایش را برای چهار ساله آینده اعلام کند. موسوی باید معلوم کند اولا باید مشخص کند برای اداره کشور و خروج از بحران چه برنامه ای دارد و از چه کسانی استفاده خواهد کرد و دوما درباره آنچه خودش اصلاح با برگشت به اصول می داند چه اقدام مشخصی می خواهد انجام بدهد و تا کجا پیش برود.

پیشنهاد می کنم اگر فرصتی دست داد نگاهی به یادداشت من با عنوان  موسوی، احیاگر گفتمان چپ یا احیاگر اصلاح طلبی؟ در ویژه نامه نوروزی یاران باران بیندازید و اگر نظری دارید در همین جا مرقوم کنید 



پ.ن: تا پایان انتخابات اینجا هر روز به مسائل حول محور انتخابات می پردازیم. خبر، تحلیل، بحث و تبادل نظر و گاهی اخبار درگوشی. پس تا 22 خرداد کافه ژورنال را از دست ندهید.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 14:39  توسط کمال صادقی  | 

فلذا امید آن می رود که این بار دیگر یکی از آن هزار وعده خوبان نباشد و این وبلاگ به روز شود. مرتب هم این طور بشود. آمین

سوال مطروحه: اگر خاتمی رد صلاحیت شود و کروبی تایید چه می کنیم؟ می رویم از کروبی حمایت می کنیم تا رای بیاوردو کم نمی آوریم کلا یا تحریم می کنیم و فشار می آوریم و الخ و آیا هزینه رد صلاحیت خاتمیآن قدر بالا هست که کسی چنین فکری به سرش نزند؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 12:51  توسط کمال صادقی  | 

چند هفته پیش در جلسه هفتگی که با تعدادی از دوستان تشکیل می شود بحثی ارائه دادم با موضوع "نقش استعاره ها در تفکر". اتفاقا دیشب یکی از همین دوستان توصیفی از وضعیت ایرن امروز ارائه داد (البته نقل به مضمون از کسی دیگر) که مثال بسیار خوبی در مورد استفاده از استعاره ها در روند تفکر است.

متن اصلی : ساخت حاکم بر ایران و ساختار حقوقی و سیاسی آن به گونه‌ای طراحی شده است که آن را  به یک «کنسرو سربسته» شبیه ساخته است که «ماده‌ی ضد تغییر» را در همان ابتدا به خود افزوده تا از هرگونه تغییر ماهیت احتمالی خود پیشگیری کرده باشد. دست‌ بر قضا، چنین افزودنی ضدفسادی‌ست که به فساد آن منتهی می‌شود

در اینجا نویسنده متن ساختار سیاسی ایران را به کنسرو سربسته تعبیر کرده است یا در واقع کنسرو استعاره ای برای وضعیت ایران است. پس همان طور که به کنسرو ماده ی ضد تغییر اضافه می کنند به این نظام هم ماده ضد تغییر اضافه شده است. اما این ماده ضد تغییر چیست؟ یا ماده ضد تغییر استعاره از چیست؟ در باره این متن کوتاه پرسش های زیادی می توان مطرح کرد. از جمله:

ماده ضد تغیییر را چه کسی به این کنسرو اضافه کرده؟

اساسا تولید کننده این کنسرو که بوده؟

چگونه ماده ضد تغییر باعث تغییر می شود ؟

چرا این تغییر به صورت فساد است؟

ممکن است نویسنده متن یا فرد دیگری که با نویسنده متن همراه باشد بتواند برای این پرسش ها پاسخ های قانع کننده ای بیابد. اما این پاسخ ها تنها می توانند قانع کننده باشند نه الزاما درست.هر تلاشی برای پاسخ به این پرسش ها بازگشتن به همان استعاره اصلی است. در واقع پاسخ دهنده در روند تفکر خود به همان استعاره اصلی مراجعه می کند و سپس سعی می کند برای برای هر جزء از استعاره ما به ازایی ارائه دهد. نکته جالب اینکه طرح چنین پاسخ هایی هم نهایتا افتادن در دام همان استعاره اولیه است. یعنی پذیرش ساخت سیاسی به مثابه کنسرو.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 13:53  توسط کمال صادقی  | 

  عصبانی بود، یا اگر دقیق تر بخوام بگم خشمگین. از صداش چیزی نمی شد فهمید. سلام و علیک معمولی. چه خبر؟ سلامتی! اما خشمگین بود. آتش زیر خاکستر. آماده ی انفجار. اونقدر عصبانی که اگر یه بلیط یک سره به هر جای دنیا بهش می دادند(واقعا هر کجا؟) می رفت و پشت سرش را هم نگاه نمی کرد. گور پدر سرزمین مادری و خاک وطن .

    روزی ده دوازده ساعت درس می خونی که دانشگاه قبول بشی. که اگه از هفت خان کنکور و پذیرش گذشتی و پشت اسمت ستاره ای چیزی هم نبود و دست خدا و دعای پدر و مادر همراهت بود بشی دانشجو و روز از نو تو همون سیستم مزخرف آموزشی و بعد به جای یه دختر لیسانسه که از نونوای سر کوچتون کمتری، بشی یه فوق لیسانسی که خیلی که به حسابت بیارن بازم از بقال محلتون کمتر بفهمی. ای تف به این مملکت. ای ...

   چند تا دختر رفتن به یه نمایشگاه. مثل بقیه. یا نه . چرا مثل بقیه؟ چند تا دختر تحصیل کرده رفتن به نمایشگاه تخصصی رشته ی خودشون. بعد چند نفر می رسن و اون ها را از نمایشگاه می اندازن بیرون. چرا؟ چون یه دختر فقط توی خونه حق داره بخنده! چیه خنده داره؟ یا گریه داره؟

   خانم محترم حراست نمایشگاه، تو با پول به لجن کشیدن حیثیت دخترای مردم شکم بچه هات رو سیر می کنی؟ با پول بی آبرو کردن زن های دیگه؟ چیه؟ زندگی سخته؟ آره سخته. ولی شرافتمندانه زندگی کردن خیلی سخت تره. خیلی هم سخت تره. زندگی سخته. اون قدر که بعضی ها شرف خودشون رو به خاطر گذروندنش لکه دار می کنن. بعضی ها هم شرافت بقیه را. به اولی می گن فاحشه. می دونی به دومی چی می گن؟

   چی باید می گفتم؟ چی می تونستم بگم؟ بگم شرمنده ام که مردم؟ شرمنده ام که ... که چی؟ مگه فرقی هم می کنه؟ مگه برای تحقیر کردن یا تحقیر شدن زن یا مرد بودن فرقی هم می کنه؟

   تو هم خجالت می کشی؟ شرمنده ای؟ یا نه؟ شرمندگی جزو صفاتت نیست؟ آره با توام! تویی که با یه فرمان "باش" کهکشان خلق می کنی. می تونی وقتی یکی با شلاق می کوبه تو صورت یکی دیگه و بعد با افتخار می گه تو گفتی شرمنده بشی؟ نگو که نمی تونی. آهای! تو که بر هر کاری توانایی. اگه کاری از دستت بر نمی آد لااقل کمی خجالت بکش. شاید اونایی که می گن نمایندگی انحصاریت را دارن این یه قلم جنس را هم به لیستشون اضافه کنن.

   حق داشتی. به خدا حق داشتی عصبانی بشی. چه از دست اونی که به تو و دوستات توهین کرده ، چه از دست دوستت که بزرگترین هنرش در دفاع از حق خودش اینه که بگه نخندیدیم. حق داشتی.

   حوصله ای برای نصیحت کردن نمونده. اما فراموشش کن. و هیچ وقت فراموش نکن. باید یادت بمونه که کجا زندگی می کنی. که اینجا، این خراب شده ای که حتی اسمش هم زنونه است مال تو ام هست. همون قدر که مال بقیه است. تو باید بسازیش. به اندازه سهم خودت. بیمار را فراموش کن. ولی بیماری را نه. همیشه بادت بمونه.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 1:59  توسط کمال صادقی  | 

دوست گرامی، خانم ستاره (وبلاگ طبقه دوازده)، در نظرات پست قبلی به نکاتی اشاره کرده اند که لازم دیدم تکمله ای بر آن پست بنویسم. ضمنا قرار بود به زود به روز شویم که هنوز نشده. من که فعلا یک پایم اصفهان است ، یک پایم تهران. (این فاصله چند صد کیلومتری چه به روز آدم می آورد خودتان حدس بزنید). محمد هم که گویا قصد نوشتن ندارد. من که زورم بهش نمی رسه. بگذریم...
1- گفتن از ادوار و نقد آنها به معنی پذیرش دربست اعمال بقیه نیست. عرصه ژورنالیسم اساسا عرصه نقد است. عجله نکنید، آسیاب به نوبت.
2- قهرمان ساختن از خاتمی توهم نیست، زیاده روی است و به نظر بعضی دوستان تنها راه همراه ساختن توده ها. وقتی جامعه را توده های بی شکل و بی هدف از مردم ببینیم باید هم از نامزدمان قهرمان بسازیم! 3
- در مورد با تحلیل شما تا حد زیادی موافقم. اما نوشته من نه بر اساس تحلیل شخصی که بر اساس گفته های خود آنها بود که هدفشان را نه ساختن بهانه برای تحریم بلکه حضور فعال در انتخابات می دانند هر چند فرقی هم نمی کند. این مساله که این عزیزان فکر می کنند تحریمشان در فضای سیاسی ایران اثری دارد خودش نشانگر توهم آنهاست.
پ.ن : اگر زحمتی نیست اسم آن دوست مشارکتی را به من بگویید، ممنون می شوم.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 23:34  توسط کمال صادقی  | 

۰- بهار ۸۴، دانشگاه اصفهان. گروهی از دانشجویان تحریمی اقدام به برهم زدن سخنرانی انتخاباتی دکتر معین کردند. اقدامی که مشابه آن در جاهای دیگر هم صورت گرفت. منابع موثق از حضور برخی چهره های شاخص دفتر تحکیم از جمله عبدا... مومنی در اصفهان برای سازمان دهی این حرکت را تایید می کنند.

۱- ۳/۵ سال بعد، پاییز ۸۴. گروهی از فعالان دانشجویی و روشنفکران که در مرکزیت خود سازمان ادوار تحکیم را دارند از کاندیداتوری عبدا... نوری در انتخابات حمایت می کنند. حرکتی که نه تنها یک گام به عقب بلکه یک سقوط در گذشته است و به خوبی نشان می دهد که این طیف را اگر بتوان تحول خواه دانست و با آرمان هایشان همدلی کرد ولی نمی شود پیشرو خواند.

۲- مقایسه ای ساده بین شرایط معین ۸۴ و نوری ۸۸ مسائل بسیاری را روشن می کند. معین ۸۴ از حمایت طیف های وسیع تری برخوردار بود که هم قدرت سازمان دهی بالاتری داشتند و قدرت سیاسی بیشتری نسبت به حامیان کنونی نوری برخوردار  بودند. برگزار کننده انتخابات ۸۴ دولت خاتمی بود در حالی که انتخابات ۸۸ را کردان و دانشجو برگزار می کنند. معین ۸۴ شخصی بود که پایداری سیاسی خودرا در جریان کوی دانشگاه و استعفایش نشان داده بود. نوری ۸۸ هم اگر چه در این زمینه ثابت قدمیش را به اثبات رسانده اما در این سال ها چنان مهر سکوت بر لب زده که بسیاری او را شیخ خاموش بنامند. این بند را تا طلوع فردا می توان ادامه داد. اما سوال این است که گذشته از تمام این ها معین ۸۴ چه کم از نوری ۸۸ داشت که آن روز چنان کردند و امروز چنین می کنند؟

۳- ـ تحریمی های ۸۴ به اشتباه استراتژی خود و بی ثمری تحریم پی برده اند و اکنون در پی جبران اند. ـ آیا چنین است؟ و آیا باید اشتباه را با اشتباه دیگری جبران کرد؟ و اصلا مگر معین ۸۴ پروژه موفقی بود که اکنون قصد تکرار آن را دارند؟

۴- بحث بر سر شایستگی عبدا.. نوری نیست که معتقدم اگر شرایط مهیا بود گزینه مناسبی برای ریاست جمهوری می توانست باشد؛ همچون دیگرانی که می تواند باشند و نمی توانند. بحث بر سر آمدن یا نیامدنش هم نیست که نوری چنان دانا و با تجربه است که نیامدن را بر آمدن ترجیح بدهد و حتی اختلافات خود با خاتمی را به فراموشی بسپرد تا اوضاع از این بدتر نشود. بحث بر سر گروهی است که خود را تحول خواه و پیشرو می دانند و عبدا.. نوری را امروزبه آمدن می خوانند.

۵- سخن از گروهی است که دفتر تحکیم و سازمان ادوارش بخش عمده ی آن را تشکیل می دهد اما همه ی آن نیست. آنها را همان "آنها" می نامم. به پیشرو بودنشان پرداختم و اینکه چنان چند سال از عموم اصلاح طلبان عقب افتاده اند که مشکل نیست "آنها" را عقب مانده های سیاسی بدانیم. اما در ادامه به وجهی دیگر خواهم پرداخت.

۶- "آنها" متوهم اند. به همین سادگی و بدون هیچ گونه قصد توهینی. بی هیچ توضیحی بند های بعدی را بخوانید.

۷- "آنها" در عرصه نظر، اندیشه و ارائه استراتژی خود را برتر از دیگر اصلاح طلبان می دانند و دانش و تجربه ی سیاسی دیگران را به هیچ می انگارند. آنچه "آنها" می پندارند و بیان می کنند تنها راه ممکن است. یا دیگران به راه "آنها" می آیند یا "آنها" کناره می گیرند و هم تیمی های خود را هو می کنند تا چندی بعد خودشان به همان راه بروند و دیگران را هم به آن بخوانند.

۸- "آنها" در شناخت فضای سیاسی و اجتماعی ایران دچار توهم اند. به یاد بیاورید سال ۸۴ و تئوری خروج از حاکمیتشان را. گفتند در بیرون از حاکمیت و در داخل جامعه مدنی به فعالیت مدنی می پردازیم و پایگاه اجتماعی خود را تقویت می کنیم. شعار دیده بان حقوق بشر سردادند. گمان می کنم برای قضاوت به اندازه کافی زمان گذشته باشد. انجمن های اسلامی یکی پس از دیگری تعطیل شده اند و به جایشان انجمن های فرمایشی سر برآورده اند. بدنه یکپارچه دانشجویی که حول محور تحکیم شکل گرفته بود پاره پاره شده. از حمله به دفتر تحکیم و دیگر ماجراها می گذرم. لطفا کسی یک دستاورد مثبت را نام ببرد.

۹- "آنها" در برآورد وزن سیاسی و پایگاه اجتماعی خود دچار توهم اند. "آنها" در بهترین شرایط نماینده بخشی از مطالبات بخشی از دانشجویان کشور بودند. امروز را نمی دانم. اما آیا درست است که گروهی بخواهد خواست خود را را به عنوان خواست عمومی مردم هدف اصلی عمل سیاسی طیف بزرگی از فعالان سیاسی قرار بدهد. آیا اصلاح طلبی تنها در مطالبات دانشجویان و روشنفکرانی که نهایتا اقلیتی از جامعه اند خلاصه می شود؟ (هر چند خود یکی از همین اقلیت هستم) مطالبات اصلاح طلبانه دیگر اقشار جامعه در کجای این طرح های روشنفکرانه قرار می گیرد؟

۱۰- "آنها" متوهم اند چون هر جمع بیشتر از دو نفری را "ما" می دانند.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 13:41  توسط کمال صادقی  | 

باز هم جوابیه حسین صادقی برای مطلب محمد. هر چند ادبیات آن را کمی توهین آمیز می دانم اما ... حرف های من باشد برای بعد

------------------------------------------------------------------------------------------------

۱. "برگزاري چنين انتخاباتي توهين به شعور همه است و نه صرفن شما"

 آن هایی که برای شعور خود ارزش قائلند البته !

2. "شما مي خواهيد از ترس مرگ خودكشي كنيد ، اينكه " شايد كساني كه از طرف ما به مجلس را پيدا مي كنند نتوانند كاري انجام دهند پس ما هم به آنها راي ندهيم " چيزي غير از خودكشي از ترس مرگ نيست ."

برادر امثال من مدتهاست که مرده ایم خود خبر نداریم.

3." از زمان آغاز به كار ائتلاف اصلاح طلبان عزم بر تشكيل اقليتي قوي در مجلس هشتم جزم شده بود . اين اقليت شايد – با تاكيد بر روي شايد – نتواند لايحه اي تصويب كند اما مي تواند از تصويب لوايحي جلوگيري كند از جمله تصويب لايحه حقوق خانواده . از طرفي راي اعتماد به كابينه دولت دهم را هم فراموش نكنيد ."

 ان شاالله !

4. "اين عدم موفقيت در بهبود وجه ايراني در دولت اصلاحات كه تجربه جنابعاليست ، به حداكثري بودن خواسته هاي شما از اصلاحاتي باز مي گردد كه هرگز با آ» همراه نبوده ايد و همراهي شما با اصلاحات البته به ظن خودتان سالي يكبار خرج يكي از مربع هاي صفحه آخر شناسنامه است كه آن هم هميشه سيل انبوهي از خواسته ها و طلبكاري ها را براي اصلاحات در برداشته است"

ببخشید حبس هایی را که شما در او ین بخاطر اصلاحات کشیده اید فراموش کردم!

ای کاش در همان دوره ی اصلاحات  سفری به یکی از کشورهای اروپایی می کردید تا تجربه ای ملموس داشتید بجای چشم به "بازگشايي سفارتخانه هاي كشور هاي اروپايي" داشتن.و باز بد نبود در همان دوره برخورد کارکنان سفارتخانه ها ی اروپایی باز گشایی شده را می دید.

5." اما جنابعالي و طيفي كه به آن نزديك هستيد به دلايل نا معلوم نظرات خود را تيز بينانه و نظرات ديگران را ساده لوحانه مي دانيد . اما من فكر مي كنم شما در تحليلتان و جريان شناسي سياسي فعلي ايران كمي بي دقتي كرده ايد"

 من نه متعلق به طیفی هستم نه از بدنه ی جریانی!نه قصد تحلیل داشتم نه جریان شناسی سیاسی که نه سیاست دانم و نه سیاست مدار.من فقط یک شهروندم و آنچه نوشتم تنها تجربه و نظر شخصی بود هر چند ساده لوحانه.

"هدف كوتاه مدت اصلاح طلبان در سياست ورزي صرفن رسيدن به قدرت نيست بلكه خير و منفعت كشور است . اينكه سعي كنيم اكثريت مجلس اصولگراي ميانه باشند و نه راست وحشي خيري براي اصلاح طلبان ندارد اما براي كشور شراش كمتر است ."

خدا را شکر می گویم که در این مملکت همه ی دولتمردان  و مجلسیان و...تنها برای صوابش کار می کنند و قصد خدمت دارند!

6. "همه ما از همين ملت هستيم چه شما آقاي روشنفكر چه آن 30 درصدي كه مي فرمائيد جزء ملت به حساب نياوريدشان . آقاي حسين صادقي شما با همه فرهيختگيان در اين جايگاه نيستيد كه 30 درصد مردم را ناديده بگيريد . سئوال اينجاست كه آن روستايي بدبخت كه از سر اعتقاد شركت در انتخابات را وظيفه شرعي خود مي داند كجاي منافع اقتصادي اش با حاكميت هم پوشاني دارد ؟"

اولا بنده به هیچ عنوان خود را روشنفکر نمیدانم.ثانیا نمی دانم این سی درصدی که شما از ملت محسوب میکنید اصلا برای ملیت ارزش قائلند یا حداقل معنیش را می دانند!ثالثا دقت بفر مائید که بنده گفته ام هم پوشانی" ایدئولوژیک یا اقتصادی".آن" روستایی بدبخت" –که بنظر من بدبخت نیست-اگر به لحاظ اقتصادی با حاکمیت هم پوشانی ندارد بلحاظ ایدئولوژیک که دارد.از میزان مذهبی بودن روستائیان کمتر از هوای خوب روستا(!) بی خبر نیستیم.

7.باز یاداوری میکنم بنده تنها یک شهروندم و پیش از آن یک انسان که لا جرم توقعات انسانی  هم دارم.نه یک استراتژیست،نه یک هنرمند که" از انگشتانم هنر شره کند" !

"واقعيت اينست كه شما هيچ كنشي نداريد شما در موضع تحريم نيستيد ، شما صرفن منفعل هستيد . اصلاحات با تمامي ايرادها و كمبود هايش سعي  مي كند كنش داشته باشد حتا اگر كنش اش راه به جايي نبرد . من به عنوان يكي از افراد بدنه اصلاحات آنقدر براي انتخاب 50-60 كرسي قابل رقابت ، در انتخابات شركت مي كنم تا روزگاري كه هرچند هرگز نخواهم ديد ايرانيان براي انتخاب تمام كرسي ها در انتخابات شركت كنند ."

 من منفعل(!) امید شما فعال سیاسی اجتماعی را می ستایم.

8." فشار به حاكميت به وسيله افكار عمومي ابزاريست كه در حاكميتي با مختصات حاكميت ايران كاربرد ندارد."

پس حضور در حاکمیتی چنین- با این ارزشی که برای افکار عمومیش قائل است !- با وجود شعار ها و ارزش های انسانی مطرح شده توسط اصلاح طلبانی که" هدفشان در سياست ورزي صرفن رسيدن به قدرت نيست بلكه خير و منفعت كشور است" ،در نوع خودش بی نظیر است.

9." به شما و دوستانتان جسارتن پيشنهاد مي كنم اگر دغدغه داريد ، رفرميست هستيد و همتي و مقداري چيزهاي ديگر براي برداشتن قدمي داريد متشكل شويد و معطل مرغ بريان پلاستيكي اصلاحات كه تا به حال هيچ خيري به كسي نرسانده و سراسر ضعف و اشتباه و ... است ، نشويد اما وقتي ان شا الله وارد عرصه شديد مراقب باشيد مرغتان آنفولانزا نگيرد."

بنده و دوستانم-غیر از شما-اهل تشکیلات نیستیم.من شخصا و برای خودم تصمیم می گیرم و جرات و جسارت خط دادن به دیگران را ندارم .اما راجع به مرغ بریان پلاستیکی گمان کنم سوتفاهم شده،چرا که مراد من از این تعبیر این انتخابات(!) بود نه اصلاحات.

اما توصیه ی آخر را – "مراقب باشيد مرغتان آنفولانزا نگيرد"-  بد نیست به دوستان اصلاح طلب ائتلاف طلب خود نیز گوشزد کنید که آنفولانزا ی اصلاحات نه من و امثال من که خود بهتر میدانید چیست.

"هيچ نگراني يا عدم اعتماد نسبت به هيچ كدام از كساني كه به عنوان ليست ائتلاف اصلاح طلبان كانديدا شده اند ، وجود ندارد لطفن مشخص كنيد كه چرا  " شما روی خود اصلاح طلبانی که وارد مجلس میشوند هم نمی توانبد حساب کنید که اصلاح طلب بمانند" "

همین بس که ذهن من به یاد نمی آرد اصلاح طلبانی که در لیست ها حضور داشتند در طول این سی ساله اعتراضی علنی و درخور نسبت به فجایع حقوق بشری صورت گرفته -نظیر آنچه در تابستان 67 صورت گرفت یا دستگیری دانشجویان،روزنامه نگاران و فعالین اجتماعی و سیاسی و رفتارهای صورت گرفته در زندان ها نسبت به آنان در این سال ها - کرده باشند.لابد از ترس رد صلاحیت!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 13:27  توسط کمال صادقی  | 

از 102 کرسی قابل رقابت برای اصلاح طلبان در شهرهای مختلف 34 کرسی به طور قطعی در مرحله نخست انتخابات به اصلاح طلبان اختصاص یافته است . همچنین 15 نامزد مورد حمایت ائتلاف اصلاح طلبان به مرحله دوم انتخابات راه یافته اند که با توجه به ترکیب نامزدهای راه یافته به مرحله دوم در این حوزه ها پیروزی این افراد از هم اکنون قطعی است.
به گزارش سایت بهارستان ایران - ارگان ائتلاف اصلاح طلبان - اسامی نامزدهای اصلاح طلب حائز اکثریت آرا به قرار زیر است
 مسعود پزشکیان از تبریز
سیروس ساز دار از مرند
اسدی از مشکین شهر
خالقی از خلخال
پور فاطمی از دشتی تنگستان
کد خدا پور از دشتستان
شهریاری و مرتضی صادقی از بجنورد
خباز از کاشمر
سجادیان از خواف و رشتخوار
دلاور از درگز
نصیری از زنجان
کواکبیان از سمنان
فروزش از زاهدان
ناصری  آبادی از کازرون
علیخانی از قزوین
طاهر خانی از تاکستان
اقبال محمدی از مریوان
بختیاری از بافت
هاشمیان از رفسنجان
امینی از کرمانشاه
حیدریان از سنقر
رستاد از دهدشت
نریمان از بابل
مقیمی از خمین
خزایی از اسد آباد
یعقوبی از بهار و کبودرآهنگ
سنایی از نهاوند
تابش از اردکان
مرادنیا از بیجار
خانمکانی از زرند
یوسف نژاد از ساری 
 همچنین برخي شايعات درباره ايجاد تغيير در تركيب نامزدهاي اصلاح‌طلب در تهران كه حائز اكثريت آرا شده‌اند، نگراني‌هايي را ميان نامزدها و هوادارانشان پديد آورده است. به گزارش بهارستان ايران، در حالي كه گفته مي‌شد در مرحله اول انتخاب 20 نفر از نامزدها در تهران به مجلس راه يافته‌اند كه قريب نيمي از آنان نامزدهاي فهرست ائتلاف اصلاح‌طلبان هستند. برخي شايعات مبني بر مهندسي انتخابات و قرار دادن نام برخي افراد به جاي نامزدهاي ائتلاف اصلاح‌طلبان نگراني‌هاي جدي را در ميان محافل اصلاح‌طلب دامن زده است.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 17:32  توسط کمال صادقی  | 

بهارستان هشتم: "براساس آخرين نتايج شمارش آرا در تهران قريب، 20 نفر از نامزدها در مرحله اول به مجلس راه مي‌يابند و تكليف باقي كرسي‌ها در مرحله دوم انتخابات روشن خواهد شد.
به گزارش بهارستان ايران، يك كارشناس وزارت كشور مستقر در ستاد انتخابات كشور اظهار داشت: براساس برخي گزارش‌هاي دريافتي از نتايج شمارش آرا، ورود قريب 20 نامزد حوزه انتخابيه تهران به مجلس در مرحله اول قطعي به نظر مي‌آيد كه حدود نيمي از آنها را اصلاح‌طلبان تشكيل مي‌دهند.
وي اضافه كرد: رقابت براي بقيه كرسي‌هاي حوزه انتخابيه تهران به مرحله دوم كشيده مي‌شود كه در آن مرحله نيز رقابت اصلي ميان نامزدهاي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان و جبهه متحد اصولگرايان است."

بر اساس اخبار غیر رسمی شمارش آرا در مناطق ۱-۲-۳-۵-۶-۷-۹-۱۸-۱۹-۲۲ تهران و اسلامشهر به سود اصلاح طلبان بوده است.

آیا مجید انصاری رای اول تهران خواهد بود؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 14:32  توسط کمال صادقی  | 

تا این لحظه در حوزه هایی که شمارش آرا به پایان رسیده اصلاح طلب ها از ۱۰۲ کرسی که امکان رقابت داشتند در ۴۴ کرسی صاحب پیروزی شده اند. شماره آرا در تهران و بعضی حوزه های دیگر همچنان ادامه دارد. خبر به نقل از بهارستان هشتم

در اصفهان بنابر اخبار غیر رسمی تا این لحظه نتایج به قرار زیر است:

۱- کامران ۲-فولادگر ۳-اخوان ۴-ناصری ۵- مقتدایی ۶-پرورش ۷-کردآبادی

ظاهرا تندروهای حامی دولت همچون رهبر نتوانسته اند رای خوبی بیاورند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 13:11  توسط کمال صادقی  | 

متن زیر جوابیه حسین صادقی (فقط شباهت اسمی است. هیچ نسبتی با من ندارد) است برپست قبلی کافه. کافه همچنان منتظر نظرات شماست و باب این بحث تا اطلاع ثانوی باز است.

--------------------------------------------------------------------------------

من هم دوست دارم  رأي بدهم !

دوست عزيز من هم به عنوان يك شهروند دوست دارم در سرنوشت سياسي كشوري كه در آن زندگي مي كنم شركت داشته باشم ،و چه بهتر كه اين مشاركت به مدرن ترين و زيباترين شكل آن يعني انتخاب باشد . امّا  ..... امّا  چه كنم كه نمي توانم مرغ بريان پلاستيكي (!) را گاز بزنم ، هرچند كه از گرسنگي رو به موت باشم . چرا كه نه تنها گرسنگي من را رفع نمي كند كه موجب مسموميت نيز مي شود ! من برگزاري انتخابات به اين سبك و سياق را توهين به خودو شعور خود مي دانم . بگذريم از شرايط نااميد كننده و اينكه در شهر من اصلاً اصلاح طلبان ليستي ندارند !

اما برسيم به بحث خودمان . مواردي چند كه در يادداشت شما به ذهنم رسيد به قرار زير است :

"بسيج اجتماعي مستلزم آن است كه مردم از اصلاح طلبان خيري ديده باشند ."

 دوست عزيز اگر پس از طي دورة چهار ساله مجلس هشتم ، كساني كه با رأي خود ، نمايندگان اصلاح طلب را راهي مجلس مي كنند ، شاهد اقدامي مؤثر يا اعتراضي در خور توجه نباشند ، شك نكنيد نه اصلاحات خيري مي بيند و نه افرادي كه در انتخابات شركت نموده اند . نيز احتمال آن مي رود براي انتخابات رياست جمهوري دورة آينده همين ميزان رأي هم از دست برود .

2 – دقت بفرمائيد محتواي پاراگراف دو(درمتن آقای گنجی) اين است كه نمايندگان اصلاح طلب نمي توانند برنامه اي (فارغ از ريز يا درشت بودن ) به تصويب برسانند ، كه اگر هم برسانند اجرایي شدن آن بحث ديگريست . نگاهي به نحوه اجراي مصوبات مجلس در دورة اصلاحات مؤيد اين مطلب است .

ولو اينكه اقليت مجلس آتي پتانسيل تنظيم برنامه هاي علمي ، منطقي و عملي را براي اصلاح امور جاري داشته باشد ، سدهاي قانوني و غير قانوني براي تصويب و اجراي آنها بر كسي پوشيده نيست . محور دوم كه به نظرم جمع اضداد است : "مقابله با تجدد و دفاع از انديشه هاي امام" (!). حال اگر اسم اين سياست ورزي است به قول شما" بحث ديگريست" و محور سوم هم كه كمترين شانس را دارد . اقليت كه هيچ،اگر اكثريت مجلس هم اصلاح طلب باشند ، آنچه چشم افكار عمومي جهان ، از دريچه رسانه هايشان مي بيند( يا رسانه ها نشان آنها مي دهند!) ، تريبون رهبري و رياست جمهوري است و البته فعل تندروها.رسانه خارجي و به تبع افكار عمومي بين الملل ، تحصن مجلس ششم را نمي بيند،ولي چاپ تمبر

 بين المللي « عماد مغينه » را چرا !؟ اين عدم موفقيت در بهبود وجه ايراني ، تجربة خود بنده است در دورة اصلاحات ( كه دولت هم دست اصلاحات بود ) آن هم در كشوري كه شريك تجاري نسبتاً بزرگي براي ايران است .

"اینکه چه متغیر هایی تغییر کرده است کاملا روشن است، اول اینکه ترکیب نیروهای رقیب تغییر کرده است ."

"ترکیب نیروهای راستی که وارد مجلس هشتم خواهند شد بسیار متنوع تر از مجلس هفتم خواهد بود و افراد میانه رو تری از میان آن ها به مجلس خواهند رسید. کسانی که بیشترین واگرایی را نسیت به دولت داشته باشند از شانس بیشتری برخوردارند. داستان شوراها را از یاد نبریم و میان راست میانه رو و راست بنیادگرا فرق بگذاریم."

جالب است،در شرایطی که شما روی خود اصلاح طلبانی که وارد مجلس میشوند هم نمی توانبد حساب کنید که "اصلاح طلب بمانند" (!)و شجاعانه از موضع خود و کسانی که به ایشان اعتماد کرده و رای داده انددفاع کنند،چطور روی اصولگرایانی حساب میکنید که اگر در مسائل اقتصادی و روابط خارجی(آن هم کم و بیش)اختلافاتی بینشان هست،لا اقل روی یک مسئله مشترکند،آن هم عدم پایبندی به آزادی،دموکراسی و حقوق بشراست. به اين معنا كه اگر براي بخشي از نيروهاي اصلاح طلب اين ها دغدغه و لااقل در الويت چندم هستند ، براي طيف اصولگرا اصلاً الويتي ندارند.البته مراد معنای راستین این کلمات