تبليغاتX
کافه ژورنال

کافه ژورنال

احتمالن این روزها نام حمید رضا کاتوزیان را زیاد شنیده اید . نماینده اصولگرای تهران در مجلس هشتم ، عضو فراکسیون اکثریت و عضو كميته حقيقت‌ياب مجلس . در بعضی از مصاحبه ها آقای کاتوزیان مواضع بسیار تندی می گرفت و به نظر بسیار عصبانی از وقایع بعد از کودتا بود . اما امروز خبرگزاری ایلنا به نقل از کاتوزیان خبری را منتشر کرد : گزارش كميته حقيقت‌ياب مجلس پس از بررسي كابينه ارائه مي‌‌شود . به نظر من این یک گروکشی است . گروکشی مجلس از دولت برای امتیاز گرفتن در کابینه . راستش این نه برایم تعجب انگیز است نه ناراحت کننده چون مجلس هشتم هم مانند مجلس هفتم از پی واقعه ای که مهندس نبوی آنرا کودتای پارلمانی نامید سر بر آورده برای من تعجب انگیز بیشتر مواضع رادیکال آقای کاتوزیان بود . من فکر می کنم دولت کودتا به این راحتی ها امتیاز به کسی نمی دهد .

امیدوارم اشتباه کرده باشم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 19:10  توسط محمد ناظری  | 

متن کیفر خواست دادستان تهران  علیه همه منتقدین ، مخالفین  ، فعالین مدنی  ، کارگران ، رانندگان شرکت اتوبوسرانی ، و به طور کلی همه کسانی که به آقای احمدی نژاد رای نداده اند منتشر شد . ظاهرن ستاد کودتا تصمیم گرفته تکلیف غیر خودی ها را یکسره کند . من متاسفم . برای همه احمق هایی که در ستاد کودتا فقط سعی شان تنش زایی است . بر عبث پای می فشارید . من فقط می دانم که این همه حماقت تکلیف غیر خودی ها را یکسره نمی کند و مردم را هم نمی ترساند و فقط بر گناهان شما می افزاید . از لابلای تمام کلمات جنایت ، حماقت و ترس شره کرده است  . شما را به تغییر  در این رفتار احمقانه توصیه می کنم .

جالب توجه دوستان اصفهانی : بنا بر اطلاعات منابع موثق در يكي از جلسات سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي شاخه اصفهان در بين كليه اعضاء نظرسنجي مي گردد كه در صورت حمله آمريكا به ايران آيا رهبر جمهوري اسلامي را تسليم مهاجمين كنيم يا نه و اين در حالي است كه هيچ يك از شاخه ها اقداماتي در اين سطح را جز با هماهنگي مركزيت انجام نمي دهند.

پایه خنده برای چند روزی جور شد .

باز هم به کودتا چیان غیر محترم عرض می کنم ؛ اگر همه اصلاح طلبان و فعالان مدنی و غیره و ذالک را در بند کنید و یا حتی اعدام کنید در سرنوشت کودتای تغییری حاصل نمی شود .

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 14:49  توسط محمد ناظری  | 

انگار همچنان باید برایش انتظار بکشیم. حتی ۱ دقیقه به انتظار ماندن دوستان بد قول زجر آور است . این یکی که جای خود دارد .

۱- در یکی از شب های دوران انتخابات ، بعد از فارغ شدن از کار ستاد با یکی از دوستان شفیق رفتیم ببینیم در شهر چه می گذرد . بخشی که کلن در تصرف حامیان موسوی بود اما چهار راه فردوسی صحنه نزاع شعاری حامیان دو کاندیدا بود . انتظار می کشیدیم که قرمز سبز شود و حرکت کنیم ، همانطور که همه انتظار می کشیدیم  کلن قرمز، سبز شود . اما قرمز با کودتا قرمز ماند کلن ، بماند . تعدادی موتور سوار از حامیان کودتا گر رسیدند . یکی از آنها بر ترک موتور ایستاد و همراه انجام حرکات نسبتن موزون و چرخاندن چوبی که البته پارچه نارنجی رنگی از آن آویزان بود . بدون حتی یک جمله بابت حمایت از دکتر احمدی نژاد تعداد متنابهی تهمت و ناسزا نثار میر حسین  ( رئیس جمهور منتخب ملت ایران )کرد  . و در نهایت هم خطاب به امثال بنده فرمودند :  "سوسول ها برین خونه - مامان بابا منتظرن " . عکسی هست از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ، شعبان بی مخ با چماقی ایستاده و پشت سرش یک اتومبیل وانت حامل تعدادی چماق به دست . . نا خود آگاه با دیدن موتور سوار مذکور یاد این عکس افتادم و عجبا که مرد بی مخ در سالروز کودتا مرد و افسوس که درس عبرت نشد برای دیگران ننگی که بر قبر کودتا چی هوار شد .

۲- چندین سال پیش ، درست زمانی که باید برای کنکور درس می خواندم ، ظهر ها جیم می زدم  و به کافی نت می رفتم . روزنامه نگاری بود که نامش خاطرم نیست و وبلاگی داشت که در یکی از پست هایش مطلبی نوشته بود با این مضمون : در دوران کودکی از مادراش در مورد رنگ های پرچم ایران پرسیده بود ، مادر هم  گفته بود که سبز یعنی آبادانی و ساختن ، سفید یعنی صلح و قرمز یعنی جنگ . با همین اولویت ۱- آبادانی ، ۲- صلح و ۳- جنگ . اما اگر خواستند آزادی و استقلالمان را بگیرند ما پرچم را برعکس می کنیم .

۳- فضای باز و آزادی مهمترین عامل برای توسعه و شکوفا شدن یک جامعه است . اما از قضا فضای بسته و دوران سیاه دیکتاتوری ها ، بهترین شرایط برای شکوفا شدن خلاقیت ذهن آزادی خواه است و البته این چیز عجیبی هم نیست و اتفاقن به کاملن طبیعی به نظر می رسد . و فکر می کنم ادبیات مشروطه خودمان یا ادبیات روسیه و یا ادبیات آلمان بعد از جنگ جهانی دوم تا فرو ریختن دیوار برلین ( آلمان شرقی ) مثال های درستی باشند . در طول تاریخ فیلسوف های زیادی به دنیا معرفی شده اند اما در تاریخ انگلستان در دو برهه سیاه و حساس دو فیلسوف بزرگ ظهور کردند ، اول جان لاک در دوران سیاه ماقبل از انقلاب ۱۶۸۸ و بعد جان استیوارت میل در قرن ۱۹ و یا امثال آلکسی توکویل برای فرانسه . و اما حالا در دوران سیاه دولت کودتایی احمدی نژاد ، به نظرم ذهن های خلاق در حال شکوفا شدن هستند و با موسیقی آغاز شده ؛ آهنگ آفتابکاران را باز تولید کرده اند البته با کمی تفاوت در شعر . می گویند : نه خارم نه خاشاک - زن و مرد بی باک - تنم پاره پاره شد از ضربه های مرد سفاک - من آروم نگیرم - اگر هم بمیرم  - من ایستاده ام تا رای خود را پس بگیرم . به نظر من از نسخه اصلی هیچ کم ندارد . سیاسیون هم از طرف دیگر در تغییر استراتژی مبارزه اجماع کرده اند و در بیانیه های سازما ، مشارکت  ، فعالین جبهه ملی و ادوار تحکیم ، کاملن روشن است و از طرف دیگر مشارکن اجتماعی و هم دلی مردم هم به شدت بیشتر شده .

بزرگ تر ها از ما می خواهند تا کمی صبر کنیم تا فضا روشن تر شود . ما هم صبر می کنیم ، قصد برعکس کردن پرچم را هم نداریم ، ما همچنان سبز و شما همچنان قرمز ، فکر می کنم این برای ما به قول شما سوسولها و برای کشورمان بهتر باشد . ما انتظار می کشیم و فعالانه منتظر می مانیم تا آفتاب هایی که کاشته ایم جوانه بزنند . ما آزادی را انتظار می کشیم  . اما شما کودتاچیان که کشور را به این روزگار سیاه کشانده اید و تمام راه های پشت سرتان بسته است  چه چیز را به انتظار نشسته اید ، جز عاقبت ننگین امثال شعبان بی مخ ها .

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 4:9  توسط محمد ناظری  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 20:56  توسط محمد ناظری  | 

1- چندی پیش در سایت ها مطلبی از خانم مسیح علی نژاد منتشر شد با این تیتر : " خاتمی یا بیا یا برای همیشه برو " . خانم علی نژاد حرف دل من و خیلی های دیگر را هم زده اند . من هم می خواهم با همین مضمون بگویم اما مینای بحث من با خانم علی نژاد متفاوت است .

یک سیاستمدار وقتی موفق و محبوب است که حداقل به کار جریان سیاسی مطبوع خودش بیاید . آقای خاتمی اصلاحات امروز به شما احتیاج دارد و این صرفاً به این معناست که ما امروز گزینه ای جز شما نمی توانیم داشته باشیم . این تفکر در میان اصلاح طلبان که باید به سراغ گزینه هایی رفت که رای آور هستند (البته من این را مرده خوری سیاسی می دانم هر چند که شرایط فعلی ایران آن را توجیه می کند ) و البته آب و هوا که باعث شد اصلاح طلبان دیر از خواب زمستانی برخیزند و از طرف دیگر بی اخلاقی های دولت محمود احمدی نژاد که در کمتر از چهار سال با حمایت های بی سابقه رهبر معظم انقلاب و در اقداماتی بی نظیر به دولت دروغ و فساد و فحشا و جعل بدل شده است ، همه با هم آنچنان رقابت را نا عادلانه کرده که امروز گزینه ای جز شما نداریم .

اما لحظه ای در همراهی ما ، بدنه اصلاح طلب تردید نکنید که این بدنه دلسوز ، همیشه آنچنان با اصلاحات همراه بوده است که امروز به پیاده سواران چشم و گوش بسته متهم می شوند.

آقای خاتمی می دانم که شما بیش از همه سیاست مداران اصلاح طلب به آزادی ، عدالت و دموکراسی معتقد هستید و به خواست مردم احترام می گذارید ، اما اگر امروز برای اصلاحات وارد صحنه انتخابات نشوید فردا پاسخ این بدنه را چه خواهید داد و آیا چیزی از خاطره خوش دولت شما باقی خواهد ماند ؟

2- چند صباحی است بعضی از دوستان آویزان از اصلاح طلبی علم مهندس موسوی را برافراشته اند . نمی دانم این یک استراتژیست یا خیر ، امیدوارم که این طور باشد . اما اگر استراتژی نیست بد نیست به چند مورد کوتاه اشاره کنم .

نمی دانم شما در زمانی که از هر دهانی حرف خصوصی سازی و ... به گوش می رسد ، با چه منطقی به سراغ سوسیالیست هایی می روید که در که در سوسیالیزم عهد چپق باقی مانده اند و فرسنگ ها با سوسیالیزم گیدنزی و امثالهم فاصله دارند !.

 وقتی می توان گفت که شرایط برای حضور مهندس موسوی مهیاست که حداقل بدنه اصلاح طلب راضی شده باشد . وقتی بدنه اصلاح طلب راضی به کاندیداتوری ایشان نیست و در نتیجه انگیزه ای هم برای کار کردن ندارد ، رئیس جمهور شدن ایشان رویایی احمقانه است . زمانی که سید محمد خاتمی اصلاح طلبان را به اتخاذ مواضع تهاجمی دعوت می کند ، خاتمی برای ما گزینه حداقلی است و به کمتر از آن هم راضی نمی شویم . و در آخر این که فراموش نکنید که ایشان گفته بود من نه اصولگرا هستم و نه اصلاح طلب در حالی که ما رئیس جمهور اصلاح طلب می خواهیم .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 15:21  توسط محمد ناظری  | 

خبرگزاری کار ایران - ایلنا - رفع فیلتر شد .

ایسنا : با حكم شعبه 1083 دادگاه عمومي تهران، خبرگزاري ايلنا رفع فيلتر شد.

مسعود حيدري، مدير عامل سابق ايلنا در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اعلام خبر رفع فيلتر اين خبرگزاري، عنوان كرد: امروز صبح رفع فيلترينگ خبرگزاري كار ايران (ايلنا) ابلاغ شده است.

وي در خصوص اين‌كه چه زماني اين خبرگزاري فعاليت خود را آغاز خواهد كرد؟ گفت: موسسان و هيات مديره بايد در اين زمينه تصميم بگيرند. فعلا رفع فيلتر شدن آن صادر شده و نامه‌ي آن به شركت ديتا نوشته شده كه يكي – دو روز مراحل اداري آن طول خواهد كشيد و از آن به بعد هم بايد خود مجموعه تصميم بگيرد كه چه كار كنند.

بعد از مدتها این خبر خوشی بود که در ایسنا دیدم . امیدوارم ایلنا با همان مشی حرفه ای گذشته کارش را دوباره شروع کند .

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 13:47  توسط محمد ناظری  | 

لابد شما براي خود ارزش قائل هستيد و ما خير ، اما من غير از شعور براي چيزهاي ديگري هم ارزش قائلم . غير از اينها تعهداتي هم احساس مي كنم ، تعهد نسبت به نسل آينده و كشورم چراكه هر نسل در دستاوردهاي نسل پيشين زندگي مي كند . انسان بايد گاهي بر اساس تعهدي كه احساس مي كند، به خاطر آرمان هايش و به خاطر آنچه ارزش مي داند فداكاري كند و گاهي به قول شما شعورش را زير پا احساس كند . من اسم اين را فداكاري مي گذارم هر چند شما تحقيرم كنيد .

من زنده ام و زنده خواهم ماند همانطور كه اصلاحات زنده است و زنده خواهد ماند و به شما هم توصيه مي كنم خود را از اين مردگي برهانيد.

در مورد جوابي كه شما در مورد بند4 نامه پيشين داده ايد-ببخشید حبس هایی را که شما در اوین بخاطر اصلاحات کشیده اید فراموش کردم!- ؛ من ادعاي حبس در اوين براي اصلاحات نكرده ام –هرچند اگر لازم باشد اين هزينه را هم به جان مي خرم- حتي از آنچه در راه اصلاحات انجام داده ام  نگفته ام چرا كه هر چه كرده ام از سر اعتقاد بوده است . اما آقاي حسين صادقي همراهي با اصلاحات الزاما به معناي حبس در اوين نيست مشكل شما اينجاست كه احتمالن هنوز با مفهوم مشاركت سياسي آشنا نيستيد و يا آشنا هستيد و باز هم با قرض ورزي از اين جمله تمسخر آميز استفاده كرده ايد ولي اي كاش به جاي نفي ، توهين و تحقير ديگران نمونه اي از مشاركت سياسي و همراهي با اصلاحات مي گفتيد . من نقد كرده ام و اين جواب نقد من نبود.

در مورد جواب شما به بند 5 نامه پيشين ؛ فراموش نكنيد كه من از كلمه بي دقتي استفاده كرده ام و نه ساده لوحانه و هرگز چنين جسارتي به هيچ كس نمي كنم ، چه رسد به رفيق شفيقي كه در دنياي مجازي با او ديالوگ برقرار كرده ام.

يكي از اصول آزاديخواهي اينست كه حتي آزادي را به كسي به زور تحميل نكنيد .اين 30 درصد از مردم ايران كه به دليل داشتن اعتقادات مذهبي و به دليل عوام فريبي هاي حاكميت به نظر شما به لحاظ ايدئولوژيك با حاكميت هم پوشاني دارند ، انسان هستند و حق انتخاب دارند و از اين مرز كه ايران ميناميمش سهم دارند . اصلاح طلبان در چند ساله اخير به اين واقعيت پي برده اند كه  در  جامعه اگر در اقليت نيستند در اكثريت هم نيستند . و بايد سعي كنند در يك پروسه طولاني مردم بيشتري را با خود همراه كنند تا در نهايت ساختار قدرت در ايران اصلاح شود .

در پاسخ بند هفتم گفته ايد : "من منفعل(!) امید شما فعال سیاسی اجتماعی را می ستایم. " چرا علامت تعجب ؟ من اگر مي گويم شما منفعل هستيد ، دليل دارم  و مي گويم هيچ مشاركت سياسي و اجتماعي –غير از همان مربع ها- از خود نشان نداده ايد. بهتر بود به جاي بكار بردن لحن تمسخر آميز بنده را روشن كنيد . من نقد كردم و باز هم اين جواب نقد من نبود .

"پس حضور در حاکمیتی چنین- با این ارزشی که برای افکار عمومیش قائل است !- با وجود شعار ها و ارزش های انسانی مطرح شده توسط اصلاح طلبانی که" هدفشان در سياست ورزي صرفا رسيدن به قدرت نيست بلكه خير و منفعت كشور است" ،در نوع خودش بی نظیر است. " اصلاح طلبان بار ها دلايل حضور خود را در حاكميت شرح داده اند ، اين بار هم من مي گويم :  حفظ نظام اگر چه در خيال اقتدارگرايان به كار بسط قدرت مي آيد اما براي آزادي خواهان به كار بسط آزادي ها مي آيد ما اعتقاد به انقلاب نداريم و به رفرم معتقديم ، رفرم و اصلاح هم مختصاتي دارد . اگر با رفرم مخالف هستيد بگوئيد تا روند بحث را تغيير دهيم .

ايجاد تشكيلات تنها به معناي خط دهي به ديگران نيست . حزب بيشتر به كار سازماندهي افكار همسو مي آيد . همين تحزب گريزي كه گريبان شما را هم گرفته يكي از مشكلات فرهنگي جامعه ماست .

البته من هم نگفتم كه شما آنفولانزاي اصلاحات هستيد . در واقع ترس من اينست كه خود شما با اين همه نقد نسبت به اصلاحات وقتي با تشكيلات- و يا حتا بدون تشكيلات -  وارد عرصه شديد با ديدن شرايط آنچنان دچار محافظه كاري شويد كه رحمت خدا بر اعتماد ملي .

مطمئن باشيد كه هيچ اصلاح طلبي حاضر به دادن هزينه بيهوده نيست –با تاكيد بر روي كلمه بيهوده – من به واسطه اينكه موقعيت حقوقي ندارم مي توانم فجايع سال 67 را محكوم كنم ، اما اگر يك چهره حقوقي داشته باشم در حال حاضر گفتن از فجايع 67 قطعن برايم هزينه دارد و دردي هم از مردم و خودم دوا نمي كند و اگر يادتان باشد آن موقع كه امكانش بود همين اصلاح طلبان بودند كه قتل هاي زنجيره اي را مطرح كردند خاتمه اش دادند و هزينه اش را هم سعيد حجاريان عزيز پرداخت .

گفته ايد : " همین بس که ذهن من به یاد نمی آرد اصلاح طلبانی که در لیست ها حضور داشتند در طول این سی ساله اعتراضی علنی و درخور نسبت به فجایع حقوق بشری صورت گرفته -نظیر آنچه در تابستان 67 صورت گرفت یا دستگیری دانشجویان،روزنامه نگاران و فعالین اجتماعی و سیاسی و رفتارهای صورت گرفته در زندان ها نسبت به آنان در این سال ها - کرده باشند.لابد از ترس رد صلاحیت! " اگر اشتباه نكنم اين روز نامه نگاران و فعالين اجتماعي و سياسي نظير زندان رفتن هاي محمد قوچاني ، عماد الدين باقي و شمس الواعظين ، دادگاه هاي مكرر و احكام صادر شده براي بورقاني عزيز (روحش شاد ) ، رمضان زاده ، تاج زاده ، آرمين ، محمد رضا خاتمي و كتك خوردن هاي بهزاد نبوي و ... -كه الان حضور ذهن ندارم- همه اصلاح طلب اند و همه هم رد صلاحيت شده اند .

پ ن 1: حاضر به هرگونه بحث مناظره و يا برقراري ديالوگ هستم ، اما از پاسخ به نامه هايي اينگونه با لحني غير علمي ، غير منطقي و گاه توهين و تمسخر آميز خود داري خواهم كرد .

پ ن 2 : وجدانم آسوده است كه تا كنون كم كاري نكرده ام و در سه جبهه فعال هستم :1 – جبهه اصلي يعني مبارزه با تحجر ، اقتدار گرايي و تلاش براي آزادي ، 2- دفاع از اصلاحات در برابر كساني كه در مقابل ظلم و جوري كه اقتدارگرايان سخت بر آنها وارد مي كنند سخت مشغول تخطئه اصلاحات هستند گويي كه دشمنشان اصلاحات است ، 3- تلاش براي منزوي كردن و تصفيه كردن اصلاحات از فرصت طلبان و سودجوياني كه مثل بختك به جان اصلاحات افتاده اند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 15:28  توسط محمد ناظری  | 

آقاي حسين صادقي

۱- برگزاري چنين انتخاباتي توهين به شعور همه است و نه صرفن شما

۲- شما مي خواهيد از ترس مرگ خودكشي كنيد ، اينكه " شايد كساني كه از طرف ما به مجلس را پيدا مي كنند نتوانند كاري انجام دهند پس ما هم به آنها راي ندهيم " چيزي غير از خودكشي از ترس مرگ نيست .

۳- از زمان آغاز به كار ائتلاف اصلاح طلبان عزم بر تشكيل اقليتي قوي در مجلس هشتم جزم شده بود . اين اقليت شايد – با تاكيد بر روي شايد – نتواند لايحه اي تصويب كند اما مي تواند از تصويب لوايحي جلوگيري كند از جمله تصويب لايحه حقوق خانواده . از طرفي راي اعتماد به كابينه دولت دهم را هم فراموش نكنيد .

۴- آيا تا به حال تلويزيون و تريبون رهبري در اختيار اصلاح طلبان بوده ؟ يا در آينده اي نزديك و يا ميانه خواهد بود ؟ آيا چون تا اطلاع ثانوي چنين امكاني در اختيار ندارند بايد كركره را پائين بكشند ؟

اين عدم موفقيت در بهبود وجه ايراني در دولت اصلاحات كه تجربه جنابعاليست ، به حداكثري بودن خواسته هاي شما از اصلاحاتي باز مي گردد كه هرگز با آ» همراه نبوده ايد و همراهي شما با اصلاحات البته به ظن خودتان سالي يكبار خرج يكي از مربع هاي صفحه آخر شناسنامه است كه آن هم هميشه سيل انبوهي از خواسته ها و طلبكاري ها را براي اصلاحات در برداشته است.

البته سن شما به آنجا قد نمي دهد كه وجه ايراني را قبل از دولت اصلاحات تجربه كرده باشيد ، اما احيانن اگر قرضي در كار نباشد به ياد خواهيد آورد بازگشايي سفارتخانه هاي كشور هاي اروپايي را در اوايل دولت هفتم و در نتيجه خروج ايران از انزواي بين المللي . و اگر اين را بياد نمي آوريد لا اقل وجه كنوني و وضعيت كنوني ايران در فضاي بين المللي را با آن دوره مقايسه كنيد .

۵- به عقيده من اقتدارگرايان در انتخابات مجلس هشتم قصد يك تصفيه اساسي داشتند حتي در ميان خودشان . راست وحشي مي خواهد يكه تاز مجلس هشتم باشد و ديكتاتور بلامنازع آينده ايران . ما قرار نبود حساب خاصي روي اصولگرايان باز كنيم اما مي توانستيم آن بخش از سنتي هاي جامعه را ترغيب كنيم كه مثلن به راست وحشي راي ندهند و يا براي راي آوردن ميانه رو ترهاي اصولگرا انرژي و نيروي انساني بدنه اصلاحات را هزينه كنيم . ( من از بدنه اصلاحات هستم و اگر شوراي ائتلاف وارد اين فاز مي شد هرگز ابايي نداشتم  و در اين مورد خاص منتقد شوراي ائتلاف در اصفهان هستم كه چرا به اندازه كافي در عرصه انتخابات فعال نبوده اند . ) اين معناي بر هم زدن بازي بود .  اما جنابعالي و طيفي كه به آن نزديك هستيد به دلايل نا معلوم نظرات خود را تيز بينانه و نظرات ديگران را ساده لوحانه مي دانيد . اما من فكر مي كنم شما در تحليلتان و جريان شناسي سياسي فعلي ايران كمي بي دقتي كرده ايد ، چرا كه اختلافات تئوريك ، نظري و عملي اصولگرايان را ناديده گرفته ايد و از همه مهمتر دعواي قدرت را . اصولگرايان اگرچه استخوان هم ديگر را دور نمي اندازند اما از سعيد ابوطالب دارند تا بادامچيان و البته بدتر از اين يكي محمد تقي رهبر و مرتضي آقا تهراني . نكته ديگر اينكه ، همان موتلفه ي بادامچيان هم چندان دلخوشي از دولت ندارد چرا كه در بسياري موارد منافع اش تامين نشده اما قبول دارم كه اينها همه زير پوستي است و در روي كار همه حامي دولت اند .پس مي بيني كه ساده لوحانه نيست .

هدف كوتاه مدت اصلاح طلبان در سياست ورزي صرفن رسيدن به قدرت نيست بلكه خير و منفعت كشور است . اينكه سعي كنيم اكثريت مجلس اصولگراي ميانه باشند و نه راست وحشي خيري براي اصلاح طلبان ندارد اما براي كشور شراش كمتر است .

۶- همه ما از همين ملت هستيم چه شما آقاي روشنفكر چه آن 30 درصدي كه مي فرمائيد جزء ملت به حساب نياوريدشان . آقاي حسين صادقي شما با همه فرهيختگيان در اين جايگاه نيستيد كه 30 درصد مردم را ناديده بگيريد . سئوال اينجاست كه آن روستايي بدبخت كه از سر اعتقاد شركت در انتخابات را وظيفه شرعي خود مي داند كجاي منافع اقتصادي اش با حاكميت هم پوشاني دارد ؟

۷- اگر منتقد اصلاحات هستيد كه استراتژي ندارد و كاري از دستش بر نمي آيد و خيري به كسي نمي رساند و ... ، مراقب باشيد خودتان دچار اين اشكالات نشويد و روزي مورد همين نقد ها قرار نگيريد مسئله آنقدر ها هم ساده نيست ، اتفاقن تحريم تلاش بسيار زيادي مي خواهد . تمام گناه ما اينست كه مي خواهيم در عرصه سياسي كشور كنش داشته باشيم و به همين گناه به همراهي با ديكتاتور و سازشكاري و ... متهم مي شويم . اينكه مردم به سبب عملكرد بد دولت در انتخابات شركت نمي كنند كه كنش شما نيست ، اين هنر از كداميك از انگشتان شما شره كرده است ؟ تحريم هم ستاد مي خواهد ، بيل بورد مي خواهد ، پوستر مي خواهد .اكثر به اصطلاح تحريمي ها به اين سبب تحريمي هستند كه مردم به خاطر ظلم حاكميت ، عدم حداقل رفاه و همه آن چيزهايي كه داريم لمس اش مي كنيم در انتخابات شركت نمي كنند . تحريمي هاي مدل ايراني فقط ژست تحريم مي گيرند . واقعيت اينست كه شما هيچ كنشي نداريد شما در موضع تحريم نيستيد ، شما صرفن منفعل هستيد . اصلاحات با تمامي ايرادها و كمبود هايش سعي  مي كند كنش داشته باشد حتا اگر كنش اش راه به جايي نبرد . من به عنوان يكي از افراد بدنه اصلاحات آنقدر براي انتخاب 50-60 كرسي قابل رقابت ، در انتخابات شركت مي كنم تا روزگاري كه هرچند هرگز نخواهم ديد ايرانيان براي انتخاب تمام كرسي ها در انتخابات شركت كنند .

۸- هرچند هم اكنون كه اين متن را مي نويسم جمعه از نيمروز گذشته است اما آزموده را آزمودن خطاست . فشار به حاكميت به وسيله افكار عمومي ابزاريست كه در حاكميتي با مختصات حاكميت ايران كاربرد ندارد.

۹- به شما و دوستانتان جسارتن پيشنهاد مي كنم اگر دغدغه داريد ، رفرميست هستيد و همتي و مقداري چيزهاي ديگر براي برداشتن قدمي داريد متشكل شويد و معطل مرغ بريان پلاستيكي اصلاحات كه تا به حال هيچ خيري به كسي نرسانده و سراسر ضعف و اشتباه و ... است ، نشويد اما وقتي ان شا الله وارد عرصه شديد مراقب باشيد مرغتان آنفولانزا نگيرد.

 

پ ن : هيچ نگراني يا عدم اعتماد نسبت به هيچ كدام از كساني كه به عنوان ليست ائتلاف اصلاح طلبان كانديدا شده اند ، وجود ندارد لطفن مشخص كنيد كه چرا  " شما روی خود اصلاح طلبانی که وارد مجلس میشوند هم نمی توانبد حساب کنید که اصلاح طلب بمانند"

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 14:59  توسط محمد ناظری  | 

آدم های پر مدعا ، آدم های روشنفکر نما ، نسل پر مدعا ، نسل روشنفکر نما . آدم هایی که بعضن عمر سیاسیشان به یک دهه هم نرسیده و یا عمر فعالیت فرهنگیشان به یکسال هم نرسیده ، البته فکر می کنند که کاری کرده اند ولی فقط حرف زده و ادعاست و دیگر هیچ و خسته می شوند و می برند و ... . سر بالا و سینه جلو که نسل ما نسل راسیونال و خردوندیست و چنین کرده ایم و چنان می کنیم و نسل های پیشین را به سخره می گیرند که ای انقلابیون ببینید که ما الا هستیم وبل .

نسل خودم را می گویم و یکی قبل از خودم. غیر از تعدادی معدود ، مگر ما چه گلی به سر کسی یا کشورمان گذاشته ایم که این همه طلبکارش هستیم . موضع من دفاع از انقلابیون و نسل های پیشین نیست ول هر چه بودند عمر بر سر اعتقاد گذاشتند .

ببخشید ، دل پر بود از هم نسلیهایی٬ پر از گنده گویی های روشنفکرنمایانه که در عرصه عمل هیچ نکرده اند و بریده اند و خسته شده اند و ... و فحش است که نسار عالم و آدم می کنند.

دلم پر بود و احساس ترکیدن می نمودم و کمال هم در دسترس نبود که مشترکن کمی غر غر کنیم اینجا نوشتم .

پ.ن : این جفنگیات به خاطر حرف هایی بود که از دوستان نزدیک بریده و خسته ام شنیده ام و هیچ ربطی هم به دعواهای پست های پیشین ندارد. ای کاش شخص مورد نظر بخواند تا هر آنچه در دل هست به او بگویم شاید

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 23:18  توسط محمد ناظری  | 

آنچه می خوانید پاسخیست به سئوالاتی که آموزگار و برادر بزرگترم آقای مهدی مقدری در پست پیشین مطرح نموده اند.

جناب آقای مقدری

با سلام و احترام

فرموده اید "به اعتقاد من القای خروج و شیطنت جوانان حربه ای است که همواره از سوی مدافعان قدرت خاص و از جریاناتی که همواره از نداشتن نیرو و سرمایه اجتماعی در حسرت بودند اشاعه می شود. " این نوشته ی شما  هم حربه ای دیگر است که همه با آن آشنا هستند و بیشتر از جانب اقتدار گرایان نسارمان می شد! و آن تکفیر ، البته از نوعی دیگر. در ابتدای محکمه تان مرا به سخنگوی قدرت طلبان تشبیه کرده اید و در پایان هم به سکوت و همراهی با قدرت طلبان برای قدرت و ثروت دنیوی متهم ساخته اید ! متشکرم!

واقعن یادتان هست که من محمد ناظری هستم؟!! واقعن این تخریب شخصیتی است یا آنچه من در پست پیشین نوشته ام ؟!

فرموده اید " مگر نه اینکه تا چندی پیش همین بچه ها رو متهم به نشست و برخاست با بزرگان می کردید؟"

به خوبی سخنان آقای بهشتی و دیگر جوانان را در آن شب طولانی در زمان انتخابات شورا ها در ساختمان تدبیر را به خوبی به یاد دارم . هرگز شما به خصوص شما و یا هر کس دیگری را هرگز به چنین چیزی متهم نکرده ام.

اگر عقیده ام بر آن است که هزینه ای باید افزایش یابد منظورم هزینه درون تشکیلاتی برای انشعاب طلبان و کسانی است که عملشان در نهایت به ائتلاف ضربه می زند ، چه جوان ، چه پیر.

آقای مقدری ، بر سر گوری که خالیست گریه نمی کنند جوانانی همچون شما شایسته٬ به حق باید در عرصه قدرت حاضر باشند . شاید شما یک پیروزی بزرگ برای اصلاح طلبان پیش بینی می کنید و خاستار بخشی از قدرت حاصل از این پیروزی هستید که البته در این صورت حق شماست و من هم شخصاً اگر این سهم را بگیرید خوشحال خواهم شد ، نه تنها من بلکه همه اصلاح طلبان جوان که حاضر اند برای آرمانشان هزینه دهند خوشحال خواهند شد . اما من مثل شما فکر نمی کنم و نشانه ای مبنی بر پیروزی بزرگ اصلاح طلبان نمی بینم هر چند که به یک پیروزی نسبی امیدوارم ، که جوانی و تعهد مرا به این امید واری حکم می کند.

و تا آنجا که عقل ناکاملم یاریم می دهد سهم خواهی در روزگار قدرتمندی جریان سیاسیمان منطقی تر و عقلانی تر است تا در روزگار ضعف.

از ته قلب امید و اطمینان داشتم که با عقلانیت و خردورزی انشعاب نمی کنید(در پست قبلی نوشته بودم که انتظار خردورزی بیشتری داشتم و گفته بودم که فکر می کنم این ماجرا قابل کنترل است ) و بر همین اساس به پیروزی نسبی اصلاحات دلگرم . امروز خوشحالم که بیهوده امیدوار نبوده ام که تمام امید من به اصلاحات است.

از شما می خواهم با بیان فصیحتان و قلم شیوایتان در یک بیانیه رسمی به شایعات و تشنج های به وجود آمده پایان دهید

راستی طعم تلخ شعار "اصلاح طلبان اصفهان همین هفت نفر اند " را همه جوانان اصلاح طلب به یاد دارند. ائتلاف باران هم سنگ جوانان را به سینه می زد . آیا هزینه درون تشکیلاتی این اعمال نباید بالا باشد ؟ که اگر بود امروز منشعبین را ترد می کردیم. و آیا هزینه اش برای اصلاح طلبان اصفهان بالا نبود؟

ارادتمند شما محمد ناظری

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 17:25  توسط محمد ناظری  | 

1-احمد خرم ، 2-ناصر خالقی ، 3- اسد الله کیان ارثی ، 4-احمد امین ، 5- احمد شیرزاد ، 6-عبد الرحمان تاج الدین ، 7-اکرم مصوری منش ، 8- خانم غضنفرپور ، 9- خانم احمدی ، 10--خانم لنکرانی ، 11-خانم علیرضایی ، 12- سید محمود حسینی ، 13- علیرضا فرزانه خو ، 14- بهراد بهشتی ، 15- خانم فخاری ، 16- مرتضی پدریان ، 17- مهندس صالحی فروز، 18- کیومرث اسد پور ، 19- آقای زند آور ، 20- نادر جعفر یوسفی ، 21- خانم معظمی .

این اسامی اصلاح طلبانی است که برای انتخابات مجلس هشتم برای اصفهان ثبت نام کرده اند ، البته افراد دیگری مثل آقایان حجتی و مدنیان هم هستند که از ثبت نام کردنشان مطمئن نیستم اما گفته می شود که ثبت نام کرده اند. به هر حال بهتر بود که بیشتر از این تعداد ثبت نام می کردند.

کمتر از 2 ماه دیگه به انتخابات مونده و لیست ها هم کم کم مشخص میشوند البته واقعن در مورد لیست اصلاح طلبان هنوز نمی شه صحبت کرد .

اصلاح طلبان در اصفهان به ائتلاف رسیدن ، البته شیطنت هایی وجود داره و دوباره بعضی ها علم جوانان رو بلند کردن و اگر کنترل نشوند ممکنه به ائتلاف ضربه بزنند و علمشون هم روی سر خودشون و تا حدودی هم روی سر دیگران خراب بشه ، به نظر من تنها راه اینه که هزینه این طور سهم خواهی ها آن هم در موضع ضعف آنقدر بالا برود تا دوستانمان بیشتر به عاقبت کار بیندیشند . به هر حال من یکی که از این برادران انتظار خردورزی بیشتری داشتم. به هر حال این موضوع قابل کنترل به نظر میاد، بماند

اوضاع در میان اصولگرایان شاید بد تر باشه .در کنار دکتر کامران و بانو و مستقل ها که خودشون یه لیست هستند تشکیل دو ائتلاف مجزا و در نتیجه دو لیست کاملن متفاوت قطعی شده . اما به غیر از همه این ها علم جوانان در میان اصولگرایان هم بلند شده و برادران ارزشی و اصولگرای جوان ائتلاف دیگری با عنوان نجوا (نیرو های جوان و اصولگرای اصفهان ) رو هم تشکیل داده اند .

اینها شاید امید وار کننده باشند اما شاید هم نگران کننده ،برخی اعتقاد دارند که شاید اصولگرایان قصد یک رقابت خودمونی رو دارند یعنی رقابت بین همین چند لیست مختلف اصولگرا و این یعنی حذف همه اصلاح طلبان ، خدا داند من که نا امید نیستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 22:39  توسط محمد ناظری  | 

امروز صبح درخبری که ایسنا منتشر کرده بود آقای سروری عضو فراکسیون اصولگرایان منشور جدید جبهه متحد اصولگرایی را تشریح فرمودند.

در بعضی از بند های این منشور مواردی ذکر شده، که  واقعا تعجب آور هستند. مواردی مثل تاكيد بر كرامت و منزلت انساني و پايبندي به حقوق شهروندي (بند سوم) ، تقويت آزادانديشي مبارزه با تصلب و تحجر و هم‌چنين گسترش آزادي‌هاي مشروع و قانونمند در سپهر خصوصي و اجتماع(بند چهارم) ، شايسته‌سالاري در بكارگيري مديران و مقابله با سلطه روابط اسمي و طوايفي در اداره كشور(بند دهم) ، گسترش فرهنگ نقد و پرسشگري و نظارت موثر بر اعمال دولتمردان و پاسخگويي مسوولانه و اقناعي آنان به افكار عمومي با تاكيد بر نقش ويژه روشنفكرها (بند دوازدهم) و ...

البته اگر از موارد زیبای موجود در این منشور بگذریم این منشور بدون اشکال ابهام هم نیست . در واقع موارد آمده در این منشور به نوعی بیانگر نوعی لیبرالیسم ناقص ، معیوب ، فلج  و ... مخلوط با اصولگراییست که چیز عجیب و غریبی در خواهد آمد. به هر حال اصولگرایان محترم اگر واقعا به همین موارد هم اعتقاد دارند تکلیف خودشان را با دولت محترم مشخص کنند و نظرشان را در مورد وضعیت فعلی موارد مذکور بیان کنند.

شاید هم حضرات تعریف نوینی از این موارد دارند و همچنان که در بند دوم این منشور اعلام کرده اند می خواهند با استفاده از روش‌ها و ساز و كارهاي جديد و مبتني بر اصول علمي و تجربي موارد مانند آزادی ، کرامت انسانی ، آزاداندیشی ، نقد ، مدارا و روشنفکری را به مسلخ ببرند و به تعریف خودشان پویایی جامعه را تضمین بکنند

پیشنهاد می کنم این خبر را بخوانید

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 16:17  توسط محمد ناظری  | 

 

۱- این پست مربوط می شه به نظری ( همراه با شوخی) که بابک فروتن از دوستان نزدیک من در وبلاگ مستطیل گذاشته و چون مستطیل فقط جای عکس های منه این مطلب رو اینجا می نویسم.

2- کمی به وبلاگ هایی که اصلاح طلب هستند ( بر روی کلمه اصلاح طلب تاکید دارم) و سایت های اصلاح طلبان دقت کنید . همین طور به وبلاگ ها و سایتهای اصولگرا و به خصوص نزدیک به آقا ی احمدی نژاد . متوجه تفاوت روشنی جدا از طرز تفکر ها خواهید شد و این تفاوت ، ادبیات حاکم بر این وبلاگ ها و سایت هاست که روز پنجشنبه هم آقای ابطحی در در یادداشتی با عنوان "فحش ندهید، نقد کنید" در روزنامه هم میهن به آن اشاره کرده اند.

در واقع می خواهم بگویم مراقب باشید اسیر ادبیات سخیف حاکم بر وبلاگ ها و سایت های اصولگرا نشوید. ادبیاتی که کوچک و بزرگ نمی شناسد از وبلاگ های اصولگرا تا شخصیتی مانند آقای بادامچیان ، ادبیاتی سر شار از تهمت ، افترا و ناسزا.

3- روشنفکر مختصاتی و مشخصاتی دارد در واقع آقای بادامچیان اساساً روشنفکر نیستند ایشان فقط یک سیاستمدار اصولگرا هستند و شما هم نگران جنبش روشنفکری نباشید

4- بابک جان وبلاگ مستطیل روایت غیر رسمی کسی است که می خواهد فعلن فتوژورنالیست باشد یا لا اقل به آن علاقه دارد ( رسالت خبر نگار روایت گریست)

5- این مراقب باشید از سنخ " مراقب باشید " های آقای شریعتمداری ( مانند یادداشتهای " مراقب باشید آقای کروبی " یا " مراقب باشید آقای خاتمی") که در روزنامه کیهان منتشر می شود نیست

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 15:19  توسط محمد ناظری  | 

محمد قوچانی در آخرین روز از نمایشگاه مطبوعات به اصفهان آمد . یک گفتگوی جالب و البته دیدنی با بازدید کننده ها و بچه های مطبوعات اصفهان داشت. یکی از دوستان اصولگرا هم اونجا بود و کلی حرف زد ( حرف زد را چیز دیگری نخوانید) البته بعد از نطق ایشون من کمال بهروز و غرفه دار شهروند هم کلی با آقا صحبت کردیم که منجر به کیف و قهقه مفرط اینجانبان شد. آما ...

مهمتر از همه خبری بود که امروز صبح ایسنا کار کرده بود که اصلن خوب نبود توی این خبر به نقل از غلامحسين كرباسچي گفته شده بود :وي درباره‌ي سردبير و رييس شوراي سياست‌گذاري روزنامه هم میهن نيز تلويحا حضور محمد قوچاني به عنوان سردبير و محمد عطريانفر به عنوان رييس شوراي سياستگذاري را تاييد كرد و گفت : بناست كه همين طور باشد.

وقتی خانم رئیس (سردبیر ایسنای اصفهان ) در این مورد از قوچانی سئوال کرده قوچانی جواب نمی ده . شاید حیرت زده شده شاید هم فکر کرده این بتده خدا داره شیطنت می کنه به هر حال بعد از مدتی قوچانی به غرفه ایسنا اومد و از حرف هاش مشخص بود که این گفته آقای کرباسچی صحت نداره و قوچانی هنوز سردبیر شرق است.

خبری که من شنیدم این بود که هنوز اجازه انتشار مجدد شرق به مدیر مسئول این روزنامه داده نشده ولی چیزی که از حرف های آقای قوچانی بر می آمد این بود که امپراتور ( روزنامه شرق) احتمالن تا آواخر هفته آینده منتشر می شود

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 0:42  توسط محمد ناظری  | 

پیش شماره اول روزگار روی دکه آمد با ۲۴ صفحه و مقاله هایی از عباس عبدی مرتضی مردیها و علیرضا جلایی پور .

گفته می شد قرار است به جای شرق منتشر شود و حتی سر دبیر آن محمد قوچانی است البته قوچانی در مقاله ای که در اعتماد ملی چاپ شده بودگفت :بنابراين اگر شنيديد كه قرار است از شرق نااميد شويم يا جايگزيني براي آن بيابيم يا مستاجر خانه‌اي و روزنامه‌اي شويم، باور نكنيد. به هر حال روزنامه خوبیست و قطعا با عکسهایی از فرهاد کاوه رضا معطریان میلاد پیامی و مهدی حسنی(که همه قبلا در شرق کار می کردند) عکس های خوبی در این روزنامه خواهید دید

امیدوارم ادامه دهد و همان باشد که نیاز داریم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 18:2  توسط محمد ناظری  | 

مطبوعات در حكم اكسيژن براي جوامع هستند و براي حيات سالم و رشد جامعه مسلماً حياتي هستند. و حالا نسخه ي جديد توقيف فله اي مطبوعات اجرا مي شود. ديروز سه شنبه (21 شهريور) هيات نظارت بر مطبوعات  ليست تخلفات شرق را اعلام كرده بد نيست بخوانيد تا كم و كيف اين آشفته بازار بيشتر دستتان بييايد:

در تاريخ ‪ ۸۲/۴/۱۰درج گزارشي حاوي رواج روابط جنسي پيش از ازدواج ‪

۸۲/۹/۱۳استهزا انقلاب اسلامي ايران

۸۲/۱۰/۱۱بيان مطلبي در مورد فرزندان نامشروع مغاير با احكام دين

۸۲/۱۱/۲۸تذكر در مورد مقاله‌اي حاوي تصويري ناصحيح از جمهوري اسلامي ايران و تعرض به حضرت امام (ره)

۸۳/۵/۲۰مصاحبه با سفير يك كشورخارجي و اظهارنظرهاي مداخله گرايانه وي همراه باتصويري مثبت از وي

۳۰و ‪ ۸۳/۶/۳۱مصاحبه اريل شارون نخست وزير اسراييل (رژيم صهيونيستي) بااين تيتر: "اسراييل يتيم نيست"

۸۳/۶/۳۱تحليل غيرواقعي از نسبت ميان حكومت و حوزه‌هاي علميه

۸۳/۱۰/۱۳داستاني حاوي تصويري نامناسب از دفن شهدا

۸۴/۱/۳۰آخرين اخطار در مورد عدم درج مطالب تحريك آميز و مطالب منجر به تضعيف همبستگي ملي

۸۴/۵/۱۹امتياز دهي به مصرف الكل دريك پرسشنامه

۸۴/۷/۱۴تمسخر احكام ديني

۸۴/۱۰/۱۱معرفي بنگاه سخن پراكني بي‌بي‌سي به عنوان منبع قابل اعتماد و مصاحبه بايكي از كاركنان آن

۸۴/۱۲/۱۰تبليغ يكي از فيلم‌هاي ممنوع كه به سياه نمايي درباره جمهوري اسلامي ايران پرداخته است.

۸۵/۱/۱۴ترويج انديشه‌هاي ماركيستي

۸۵/۱/۳۰چاپ تصوير مغاير با شئونات اخلاقي

فروردين ‪ ۸۵تحريف تاريخ و اتهام حمايت از شاه به يكي از مراجع مسلم تقليد

۸۵/۲/۱۷مقاله‌اي حاوي تحليلي ناروا و توهين آميز نسبت به امام خميني (ره)

۸۵/۴/۳۰ابلاغ تذكر از سوي سازمان بازرسي كل كشور درباره مصاحبه و تصوير عكس سفير انگليس

۸۵/۴/۱۳يادداشتي تحريك آميز در مسايل قومي

۸۵/۴/۱۷توهين به ستارخان كه موجب ناراحتي شديد مردم غيور مناطق مختلفي از ايران گرديد و منجر به تذكر شديد و اخطار نهايي به روزنامه شد

۸۵/۶/۳تمسخر مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي درباره ممنوعيت پخش فيلم‌هاي مروج سكولاريسم

۸۵/۶/۱۶درج كاريكاتور موهن

برخي تخلفات كه در عين جالب بودن مضحك هستند عبارتند از : مصاحبه با يك سفير خارجي ، مصاحبه آريل شارون ، معرفي bbc و مصاحبه با يكي از كاركنانش ، مصاحبه با سفير انگلستان و درج تصوير وي . آقايان رحمانيان و عطريان فر و قوچاني بايد خدا شكر كنند كه به همين جا ختم شده است  وگرنه احتمال داشت در چند هفته ي آينده به يكي از خبرگزاري هاي كشور مراجعه كنند و در مورد روابطشان با كشور هاي غربي و فعاليت هايشان براي ضربه زدن به نظام سخن بگويند.

تقريباً فضايي باقي نگذاشته اند كه باز يا بسته باشد.

اطلاعيه جبهه مشاركت درباره توقيف روزنامه شرق و چند نشريه ديگر

اطلاعيه سازمان مجاهدين انقلاب درمحکومیت توقيف روزنامه شرق

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 23:34  توسط محمد ناظری  | 

شماره اول به اميد آينده نو

 

شماره اول آينده نو روي دكه آمد به اميد آينده نو متني است در صفحه اول از مدير مسئول اين روزنامه كه گفته : ميلاد هر نو رسيده رخدادي فرخ و فرخنده است ، رخدادي فرخ و فرخنده كه دست شادي را در دست اميد مي گذارد و آينده را ميهمان نشاط مي كند ...... تولد هر رسانه بشارتي صريح است  بر اينكه هنوز مي توان به قدرت قلم اميد داشت.

آقاي وصال مدير مسئول آينده نو در مورد اصول حرفه اي آينده نو نوشته است : آينده نو خواهد كوشيد كه روزنامه اي حتي الامكان جامع و فراگير باشد . معناي اين جامعيت آن است كه به وجود يك حوزه (مثلاً سياست يا اقتصاد ) بر ساير حوزه هاي زندگي سايه نخواهد انداخت.

نوشته است : گو اينكه مشي حاكم بر آينده نو تحول خواهي و اصلاح طلبي است،گفته است به قانون اساسي و منافع ملي التزام دارد و مصداق اين روايت از اصلاح طلبي شخصيت هايي نظير سيد محمد خاتمي مي دانيم و گفته است به اصالت هاي حرفه اي ژورناليسم متعهد بماند.

به نظرم آينده نو خوب شروع كرده و با كمي درايت مي تواند خوب ادامه دهدبا كمي درايت مي توان هم نشاط را در جامعه و مطبوعات پيوست به آينده كرد و هم در اين فضا روزنامه اي اصلاح طلب بود.

مدتي كوتاه است چيزهايي مي بينم ، مي شنوم و حس مي كنم كه به آينده نو اميدوارترم يكي از آنها آينده نو است.

قدم نو رسيده مبارك

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 22:58  توسط محمد ناظری  | 

رئيس جمهور فرانسه به خاطر پيگيري آتش بس به شدت محبوب شد حجمه ي وسيع تبليغات را هم كه هر روز مي بينيم ، آقاي اولمرت هم در سخنراني خود در پارلمان اسرائيل گفت: حزب الله در جنگ ضربه هاي بدي خورد،حزب الله و سيد حسن نصرالله هم كه به شدت در دنياي عرب محبوب شدند جنوب لبنان هم كه با نيرو ها ي حافظ صلح و ارتش لبنان مراقبت مي شود اين هم امتيلز بزرگي براي اسرائيل . مبارك است هيچ كس ضرر نكرد. اين هم نگاه آماري به جنگ به نقل از ايسنا:

در جريان جنگ حزب‌الله لبنان و نيروهاي رژيم صهيونيستي، ‌١١٩ تن از نيروهاي اسراييلي كشته و ‌٧٥٠ تن ديگر مجروح شدند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نوشته روزنامه يديعوت آحارونوت - چاپ رژيم صهيونيستي - منابع خبري رژيم صهيونيستي اعلام كردند: در حملات نيروهاي مقاومت حزب‌الله لبنان به شمال فلسطين اشغالي و جنوب لبنان، بيش از ‌٧٥٠ سرباز اين رژيم مجروح و ‌١١٩ تن ديگر كشته شدند.

براساس اين گزارش، حال ‌٣٤ تن از مجروحان اين جنگ نيز وخيم گزارش شده است.

مقامات رژيم صهيونيستي در گفت‌وگو با راديو اسراييل تاكيد كردند كه بر اثر حملات موشكي مبارزان حزب الله به شمال فلسطين اشغالي، حدود ‌١٦ هزار منزل مسكوني خسارت ديده است.

همچنين اولين گزارش رسمي از سوي مقامات رژيم صهيونيستي حاكي از آن است كه جنگ عليه لبنان حدود ‌١/٥ ميليارد دلار براي اين رژيم خسارت در بر داشته است.

خبرگزاري فرانسه نيز گزارش داد: جنگ اسراييل عليه لبنان به كشته شدن دست كم ‌١٢٠٠ لبناني منجر شد.

براساس اين گزارش، حدود ‌١٠٨٤ غير نظامي لبناني، ‌٤٠ نيروي ارتش و امنيتي و ‌٦١ تن از نيروهاي حزب‌الله، هفت تن از نيروهاي جنبش امل و جبهه آزادي‌بخش فلسطين از آغاز جنگ تاكنون كشته و ‌٣٧٠٠ تن ديگر مجروح شدند.

اين جنگ همچنين به آوارگي ‌٩٧٣ هزار و ‌٣٣٤ تن ديگر منجر شد كه ‌٢٢٠ تن از آن‌ها مجبور به ترك لبنان شدند.

براساس گزارش كارشناس اقتصادي لبنان، اين جنگ همچنين شش ميليارد دلار خسارت به اين كشور وارد كرده است كه براساس آن ‌٣٠ عدد از مراكز حياتي از جمله منابع آب و برق اين كشور، ‌٦٣٠ كيلومتر از راه‌هاي آن، ‌٣٢ پايگاه سوخت، ‌١٤٥ پل، هفت هزار منزل مسكوني و ‌٩ هزار كارخانه، مكان تجاري، مزرعه و بازار خسارت ديده است.

همچنين دكل‌هاي راديو و تلويزيون و مخابراتي لبنان، اماكن عبادي و مقرهاي وابسته به حزب‌الله نيز در اين جنگ خسارت‌هاي زيادي ديده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 9:3  توسط محمد ناظری  | 

چند سالي پيش كه بحث متروي اصفهان داغ شدخ بود براي بخشب از مسير مترو به راحتي از كلمه چهار باغ عباسي استفاده مي شد تا اينكه سريس ميراث فرهنگي رسانه هي مختلف نسبت به اين مسير اعتراض كردند.مدتي بود خبرنگارها هر جا هر مسئول استاني و كشوري كه يك سرش به ميراث فرهنگي يا متروي اصفهان بند بود پيدا مي كردند در اين باره مورد سئوال قرار مي دادند تا اينكه بالاخره تصميم گيري به شوراي عالي ترافيك كل كشور و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور محول شد يعني تصميم گيري از استان خارج شد.

و حالا هم تصميم گيري انجام شده و همان مسير چهارباغ عباسي براي عبور مترو انتخاب شده ولي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري سكوت كرده است تيتر بعضي از خبر ها را مرور مي كنيم :

- سكوت ميراث فرهنگي و گردشگري ادامه دارد ، پيمانكار مترو اعلام كرد: احتمالاً مترو از چهار باغ عباسي عبور مي كند.

- قائم مقام سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري : ممكن است رئيس سازمان عبور مترو از چهار باغ را قبول كند .

و...

ولي تمام اين جواب هاي غير قطعي و احتمالاً ها در حالي است كه رئيس متروي اصفهان با قطعيت به ايسنا گفته است سازمان ميراث فرهنگي مسير شوراي عالي ترافيك استان(همان مسير چهار باغ)را قبول كرده است ولي او هم از آوردن نام چهار باغ عباسي خودداري كرد است.

شايد اين ماجرا ها را بتوان به نوعي ترس از رسانه ها تعبير كرد كه اگر اين تعبير درستي باشد اتفاق ميمون و مباركي است. اما چرا اين ترس از رسانه ها فقط در سرويس ميراث فرهنگي رسانه ها وجود دارد ؟ عملكرد سرويس هاي مختلف و به خصوص سرويس سياسي در رسانه ها بايد به گونه اي باشد كه اين ترس از رسانه ها در حوضه هاي ديگر هم به وجود آيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 14:59  توسط محمد ناظری  |